محمود اشرفی * در دیپلماسی خردمندانه نگاه به رویدادهای سیاسی گذشته به معنای گذشته‌گرایی نیست زیرا اگر این نگاه ژرف باشد یک بازنگری استراتژیک به شمار می‌رود. ماجرای ادعای پوچ و دروغین امارات متحده عربی در مورد سه جزیره ایرانی خلیج‌فارس در چنین فراگردی قابل درک و بررسی است. سرزمینی که اکنون به عنوان کشور امارات متحده عربی نامیده می‌شود در دوران باستان بخشی از قلمرو امپراتوری هخامنشی به شمار می‌رفت.

این سرزمین که حضور پرتغالی‌ها و انگلیسی‌ها را تجربه کرده، هیچ‌گاه حکومت متشکلی نداشته و تحت نفوذ شیوخ قبایل پراکنده بوده است. بی‌هویتی و عدم مرکزیت سیاسی، کرانه‌‌های این منطقه را به کمینگاه دزدان دریایی خلیج‌فارس تبدیل کرد.

این راهزنان دریایی پیوند تنگاتنگی با شیوخ قبابل داشتند. با افزایش حملات دزدان دریایی به ناوگان انگلیس در خلیج‌فارس در اوایل قرن نوزدهم میلادی، نیروهای انگلیسی در چند نبرد شیوخ قبایل و دزدان دریایی را آرام کرده و از آن به بعد ساحل دزدان دریایی، «ساحل آشتی» نام گرفت. تحت‌الحمایگی، رهاورد آشتی بود و این ماجرا تا اواخر دهه ۱۹۶۰ که انگلیس به یکباره تصمیم گرفت نیروهای خود را از شرق سوئز خارج سازد، ادامه داشت. این آغازی بر شکل‌گیری کشور امارات متحده عربی در دسامبر ۱۹۷۱ در قلمرو دزدان دریایی بود. اساسا این کشور مصنوع فاقد هویت تاریخی بوده و مطرح کردن ادعای ارضی در مورد جزایر سه‌گانه ایرانی  متناسب با بی‌پایگی تاریخ و هویت این کشور است.

در قطعنامه نشست اخیر اتحادیه عرب، ادعای دروغین امارات متحده عربی بر جزایر سه‌گانه ایرانی تکرار شده است. این کنش‌های سیاسی تنها به اعتبار اتحادیه عرب لطمه زده و هیچ پیامد سیاسی مثبتی برای امارات متحده عربی نخواهد داشت. این کشور وارث سرزمین دزدان دریایی است. باراندازان دزدان فاقد هویت تاریخی برای ادعای مالکیت بر جزایر ایرانی است. در حافظه تاریخی سه جزیره ایرانی تنها تاخت و تاز دزدانی دریایی به یادگار مانده که همواره از کمینگاه خود یعنی قلمرو کنونی امارات متحده عربی به سرزمین‌های ایرانی تاخته‌اند. ایران همسایه بزرگ شمالی امارات متحده عربی و ارث یک امپراتوری بزرگ است. در قاموس سیاسی ایرانیان حفظ تمامیت ارضی یک امر مقدس است.

* روزنامه‌نگار