بهزاد طهماسبی *

 
شاید در گذشته کمتر کسی به تغییرات اقلیمی و پیامدهای پرشمار اجتماعی‌، اقتصادی و جمعیتی توجه می‌کرد.اما امروزه موضوع تغییرات اقلیمی و آسیب‌ها و مخاطرات زیستی ناشی از آن‌، مرزها را درنوردیده و دود حاصل از آتش‌افروزی‌های بشر چشم همه ساکنان کره خاکی را می‌سوزاند.در نتیجه مداخلات جوی و بی‌توجهی به اکوسیستم زمین تقریبا هر روزه شاهد آتش‌سوزی چندهکتاری جنگل‌ها‌، افزایش موج گرمای بی‌سابقه‌، طوفان‌های سهمگین‌، باران‌های سیل‌آسا‌، خشکسالی‌های متوالی و گسترش پدیده‌هایی مانند ریزگردها در ایران و نقاط مختلف دنیا هستیم.

کارشناسان با بررسی دقیق ابعاد تغییرات زیست‌محیطی در نقاط مختلف کره زمین‌، عامل دخالت انسانی و دست‌اندازی‌های بی‌رویه بشر در بهره‌برداری از منابع طبیعی و تخریب بوم زیست‌های طبیعی را علت اصلی مشکلات روزافزون اقلیم زمین می‌دانند.
سرعت روند تغییرات اقلیمی در کشور ما در چند سال گذشته به گونه‌ای شتاب گرفته که به تدریج شاهد اعیان شدن تاثیرات مخرب جمعیتی‌، اقتصادی‌، امنیتی و.‌.. در نقاط مختلف کشور هستیم.
استان‌های جنوبی و جنوب‌شرقی و مرکزی کشور در شرایط وخیم کم‌آبی و بی‌آبی و ریزگردها به‌سر می‌برند و فریاد تشنگی و عطش روستانشینان و شهرنشینان روزبه‌روز بلندتر می‌شود.
در شرایطی که بسیاری از کشورها به سمت استفاده بهینه از آب‌، کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی و جایگزینی انرژی‌های پاک و تجدیدپذیر گام برمی‌دارند‌، در کشور ما موضوع آب و بحران‌های اجتماعی و اقتصادی ناشی از آن چندان مورد توجه مسوولان و مدیران اجرایی نیست‌. تنش‌های آبی در بخش قابل‌توجهی از کشور به شکل بی‌سابقه‌ای معادلات زندگی و حیات و ممات مردم را در معرض خطر قرار داده و ساکنان شهرها و روستاها در سایه نگاه منفعلانه مسوولان چشم به آسمان دوخته‌اند تا بلکه نسیمی بوزد و بارانی ببارد‌. هنوز روش‌های سنتی در کشاورزی‌، آب سفره‌های زیرمینی و رودخانه‌ها را می‌بلعد و صنایع آب‌بر و آلاینده در جغرافیای نامناسب بی‌وقفه فعالند‌. حفر چاه‌هایی با عمق ۳۰۰ متر برای مکیدن آب سفره‌های زیرزمینی‌، مدت‌هاست که زنگ خطر فرونشست و فرسایش خاک را به صدا درآورده.
نگاه تک‌بعدی‌، مصلحت‌محور به روند توسعه و بهره‌وری آنی در بخش صنعت و کشاورزی در آینده‌ای نزدیک بحران‌های جدی را در پی دارد که تداوم آن نه‌تنها برآیندی از تعریف توسعه پایدار و بهره‌وری به همراه ندارد بلکه موج عظیمی از تخریب‌، تحمیل مهاجرت‌های اقلیمی و نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی فزاینده‌ای را در پی خواهد داشت. خشک شدن دریاچه ارومیه به بهای آبیاری باغات سیب و مزارع و سدسازی‌های کشورهای همسایه غربی و شرقی در کنار عدم پایبندی آنان به حقابه‌های قانونی‌، نه تنها به گسترش بیابان‌زایی و نابودی گونه‌های گیاهی و جانوری منجر شده بلکه زندگی معمول و حیات اقتصادی طیف وسیعی از مردم شهرها و روستاها را تحت‌الشعاع قرار داده و در پی فزونی مشکلات به پدیده مهاجرت‌های اقلیمی دامن زده است.
مهاجرت‌هایی که به دلیل اختلافات قومی و فرهنگی به تعارضات و مناقشات منطقه‌ای منجر شده یا افزایش جمعیت حاشیه‌نشین در شهرهای بزرگ را در پی داشته است‌. بسیاری از باغداران‌، کشاورزان و حتی دامداران در جنوب کشور دست از کار کشیده‌اند و برای گریز از بحران آب به فروش اراضی کشاورزی و باغات روی آورده‌اند تا بلکه بتوانند با مهاجرت به مناطق مساعدتر کار و پیشه خود را ادامه دهند‌. هر چند که بخش عمده‌ای از جمعیت این گروه از مهاجران جذب حاشیه شهرهای بزرگ می‌شوند و به مشاغل کاذب و مسافرکشی روی می‌آورند.
* روزنامه‌نگار