علی شعبانی * به طور معمول در شبانه‌روز، پیام‌ها و تلفن‌های زیادی در شکایت از تیراندازی‌های بی‌حد و حساب برخی شهروندان در دورهمی‌ها، مجالس عروسی و جشن‌ها و… دارم که خواستار برخورد سخت با این افراد قانون‌شکن و مخل نظم و امنیت روانی عمومی هستند. البته راهکارهای پیشنهادی آنان- گرفتن و بستن و زدن و شکستن و…- بیش‌تر بستر ایجاد استبداد و دیکتاتوری است تا حل مشکل.

تیراندازی‌ها در مجالس و جشن به سبب سلب آسایش مردم و تضییع حقوق عمومی، ایجاد حس ناامنی در شهر، ضرر و زیان مادی و تهدید سرمایه و… رفتاری غیرانسانی، غیراخلاقی و غیرعقلانی است و جدا از جرم سلاح غیرمجاز، به لحاظ پیامدهای آن: ایجاد تشویش و حس ناامنی در شهر و فراهم کردن فرصت سوءاستفاده برای دزدان و افراد ناباب، قابل برخورد و پیگرد قانونی است.

بدیهی است که برای نهادهای انتظامی، امنیتی و قضایی دشوار نیست با شنیده شدن صدا یا مشاهده نخستین شلیک گلوله، صاحبان و بانیان مجالس و جمعی دیگر را به انتظامی هدایت و به موضوع رسیدگی و با عوامل مخل نظم عمومی، برخورد سخت و عبرت‌آموز کنند. این اقدام پیامدهای ناخوشایند دارد: تیره شدن روابط اجتماعی و شهروندی، منغص شدن عیش حاضرین و ایجاد خاطره تلخ فراموش‌ناشدنی برای سلاطین لحظه‌ها: داماد و عروس که طبعا اثر منفی بر روحیه و رفتارشان در مسیر زندگی خواهد گذاشت.

اما پرسش این است که آیا تنها راهکار حل این معضل، رفتار سخت‌افزاری، برخورد فیزیکی و تحقیر اجتماعی و روانی افراد است؟ اصولا تیراندازی در جشن‌ها را از چه منظری باید بررسی و برای رفع آن اقدام کرد: امنیتی، اجتماعی یا فرهنگی؟

به نظر من بی‌توجهی به قانون، بی‌نظمی و هنجار‌شکنی از جمله این مورد را باید یک مساله فرهنگی- اجتماعی ارزیابی کرد که بالطبع حل آن نیز راهکار فرهنگی دارد. بر این اساس می‌پرسم: جناب مولوی بزرگوار، روحانی بزرگوار تشیع، فاضله مکرمه، جناب سردار طایفه، جناب معتمد، پدران و مادران گرامی، اساتید و دانشگاهیان فرهیخته، معلم و دبیر گرانقدر، جوانان روشنفکر، سیاستمداران و فعالان اجتماعی، هیات‌ها و انجمن‌های فرهنگی و مذهبی، سازمان‌های مردم‌نهاد شهرستان و… نقش شما در تنظیم و تعادل رفتارهای اجتماعی، جاری شدن نظام شهروندی، قانونمندی، احترام به حقوق یکدیگر و ایجاد شرایط زندگی شایسته و جذاب برای همگان چیست؟ تاثیرگذاری خود در تربیت جامعه و حل یا کاهش مشکلاتی از این دست را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

پرسش دیگر از منتقدین این است که آیا برقراری امنیت را خدمتی از مقوله توزیع کالا می‌دانند که مثلا برنج به قدر نیاز در نمایندگی توزیع و شهروندان دریافت کنند؟

رفتار انسان در مواجهه با یک مساله متاثر از چهار نکته است: الف- معیارهای کارایی که موفقیت فرد را در پی دارد، ب- دانش قبلی انسان در مورد مساله و محیط، ج- اقداماتی که می‌تواند انجام دهد، د- دانش درونی و ادراکات فرد در آن لحظه! اگر ادراک فرد از آنها صحیح باشد منجر به بروز رفتار عقلانی و انجام کار درست می‌شود، در غیر آن بدیهی است که دستاورد و پیامد، موجب اخلال در رفتار و سیستم خواهد شد.

بنابر موارد بالا، ارزیابی این است که مساله تیراندازی‌ها، علقه به سلاح، روش تخلیه انرژی، ابراز احساسات و نمایش ادراکات درونی و… دارای ریشه روانی- اجتماعی و متاثر از دانش قبلی به محیط، نوع بینش و نگرش به خود، جامعه، شادمانی، معیارهای کارایی، نمادهای موفقیت، تمایز و… است.

نهایتا پرسش از عموم، آیا بهتر نیست ایرانشهر- شهر ولایت و مرکز فرهنگی بلوچستان- را که همه مدعی شوکت و بزرگی آن از ابعاد گوناگون فرهنگی، اجتماعی، علمی، هنری، تاریخی، سیاسی، اقتصادی، نخبگان، مشاهیر و استعدادها و… هستیم با رویکرد عقلانی به زیست جمعی و همکاری و مشارکت در ترویج قانون‌مداری، حقوق شهروندی، نظم و معیارهای عقلانیت، به شهری شاخص و متمایز در بعد «هنر انسانی زیستن» تبدیل کنیم؟! به گفته حکیم فردوسی:

ز گیتی دو چیز است جاوید و بس

دگر هر چه باشد نماند به کس

«بی‌آزاری» و «سودمندی» گزین

که این است فرهنگ و آیین  دین.

شایسته نام ایرانشهر، مزین شدن به رفتار خوب، رفتار انسانی و ترفیع به عنوان کانون مفاهیم بلند عقلانی است. والسلام.