مهدی مطهرنیا *

سفر مورا به تهران تلاشی در مسیر بازیابی روند مذاکرات در جهت خروج از بن‌بست حاضر محسوب می‌شود. به هر ترتیب از آغاز فرآیند مذاکرات کشورهای تروئیکای اروپایی و بعدها در حوزه 1+5  نمایندگان دستگاه سیاست خارجی اتحادیه اروپا بودند که نقش هماهنگی برای انجام مذاکرات هسته‌ای را به عهده گرفتند. با توجه به این سابقه و کارکردی که برای مورا و جایگاه او تعریف شده، به تبع سفر او نمایانگر تلاش برای بازآفرینی مذاکرات در وضعیت کنونی تلقی می‌شود اما اینکه او تا چه اندازه می‌تواند موفق باشد یا نباشد بحث دیگری است.

 به نظر می‌رسد با توجه به ورود تهران و واشنگتن به لبه پرتگاه، از منظر سیاست داخلی و خارجی برای دو دولت حاکم بر تهران و واشنگتن بازگشت به میز مذاکرات با توجه به این وضعیت بسیار سخت است. به معنای اینکه می‌توان به میز مذاکره بازگشت اما بازگشت به میز مذاکره به معنای آن نیست که مذاکرات می‌تواند به امیدی منجر شود که به حل مسائل موجود دست یابد.

منظور از لبه پرتگاه این است که واشنگتن اکنون دولتی لرزان دارد که این دولت لرزان در انتخابات کنگره آمریکا به احتمال بالا، کنگره دموکرات را از دست خواهد داد و حتی اگر همین کنگره دموکرات هم در وضعیت کنونی داشته باشد، کنگره حمایت‌گر حرکت دولت بایدن در ارتباط با تهران نیست. به تبع این دولت در وضعیت کنونی‌، هرچه که بگذرد نمی‌تواند نسبت به گذشته گام بهتری را در قبال درخواست‌های ایران بردارد.

از طرف دیگر، در تهران ما شاهد شکل‌گیری اصطلاحا دولت یکدست خوانده می‌شود. این دولت یکدست دولتی انقلابی نامیده شده است. این دولت نیز خود را موظف می‌داند که نسبت به دولت‌های دیگر هر آنچه که رهبری گفته است را متعهدانه‌تر اجرایی و عملیاتی کند. همانطور که رییس‌جمهور رییسی بر آن تاکید داشته و بارها صحه نهاده است.

آنچه که رهبری نظام جمهوری اسلامی در باب مذاکرات هسته‌ای مطرح کردند نیز محدود بودن مذاکرات به پرونده هسته‌ای، برداشتن تمام تحریم‌ها و نه فقط تحریم‌های هسته‌ای از سوی ایالات متحده آمریکا و مجامع بین‌المللی بر علیه تهران، همچنین راستی‌آزمایی برداشتن تحریم‌ها و در نهایت تضمین عدم خروج از برجام و تعهدات از پیش تعیین شده‌ای که در بندهای قبلی بوده است. این درخواست‌ها با توجه به بیان رهبری انقلاب و جایگاهی که ایشان در سیاست خارجی دارند و دولت انقلابی رییسی خود را متعهد به آن می‌دانند، اگر انجام نشود موجب ترک استراتژیک و شکاف‌های ایدئولوژیک در هواداران دولت انقلابی و نظام جمهوی اسلامی می‌شود. از این جهت جمهوری اسلامی ایران در بافت موقعیتی لرزان در ارتباط با تصمیمات موجود در مذاکرات آینده قرار دارد.

به این ترتیب باید بگوییم که این لبه پرتگاه است، چراکه مذاکره در این لبه بسیار سخت می‌شود و هر کدام از طرفین روی مواضع آشکار و رسمی خود در جهت حفظ هیبت و حیثیت‌شان در میان هواداران خویش، نیازمند یک مذاکره سخت و مقاومت رو‌در‌رو هستند. این موجب شده است که امروز مذاکرات در لبه پرتگاه صورت پذیرد.

بالطبع سفر مورا به تهران تلاشی است که این لبه و امنیت آن را حفظ کند تا آرام‌آرام مذاکرات از لبه پرتگاه خارج شود و این کار بسیار سخت و طاقت فرسایی برای مورا خواهد بود.

* تحلیلگر مسائل بین‌الملل