دکتر صلاح‌الدین هرسنی * رافائل گروسی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در آستانه نشست شورای حکام و مذاکرات نمایندگان ایران و 1+4 به ایران سفر کرده است. از منظر نشانه‌شناسی این سفر گروسی را می‌توان ابتکار دیپلماتیک آژانس برای ایجاد فضایی مثبت بابت دور جدید مذاکرات ایران با 1+4 و همچنین تلاشی برای تعدیل اختلافات اخیر ایران و آژانس دانست، چراکه مقامات آمریکایی تا قبل از اعلام تاریخ مذاکرات‌ آتی، از لزوم بازگرداندن تهران به میز مذاکرات سخن می‌گفتند و نسبت به فعالیت‌های هسته‌ای ایران به ویژه غنی‌سازی 60 درصدی اورانیوم یا همان رسیدن ایران به نقطه (گریز) یا فرار هسته‌ای هشدار داده بودند. اگرچه می‌توان سفر گروسی به تهران را بخشی از یک دیپلماسی عمومی دانست، اما با توجه به مواضع اعلامی تهران بابت مذاکرات آتی و همچنین مناقشه تهران با آژانس بابت پروتکل‌های الحاقی (پادمان هسته‌ای) به نظر نمی‌رسد که ماموریت گروسی در تهران آسان باشد.

اولین دلیل دشواری ماموریت گروسی به تهران، در ارتباط با مواضع نامنعطف تهران و همچنین مساله تن دادن واشنگتن به خواسته‌ها و شروط اعلامی تهران است. آنگونه که مقامات تهران و بیشتر از زبان علی باقری‌کنی معاون سیاسی وزارت امور خارجی عنوان و شنیده شده است، مذاکرات هشتم نوامبر به معنای یک مذاکره جدید طبق معیار‌ها و مقیاس‌های واشنگتن نیست، بلکه به معنای آن است که واشنگتن بتواند خسارت‌های وارده به تبع خروج از برجام را جبران کند و اینکه بتواند بسیاری از تحریم‌های مغایر با برجام را یکجا لغو کند. ضمن آنکه واشنگتن باید بابت ازسر‌گیری برجام تضمین دهد که رفتار‌های ترامپ و یا هر دولت جانشینی در کاخ سفید، تکرار نشود. تحت این شرایط بعید است که اگر گروسی حامل پیام‌هایی از طرف غرب به مقامات ایران باشد، بتواند مقامات ایران را در عقب‌نشینی در قبال مواضع خود متقاعد کند، چراکه تهران نه قائل به پذیرش دیپلماسی اجباری است و نه حاضر است بدون تن دادن واشنگتن به شروط خود، مطمئن و بی‌دغدغه به پای میز مذاکره برود. این وضعیت نتیجه‌ای جز تاخیر و تعلیق در نتایج مذاکرات وین نخواهد داشت. بنابراین دست گروسی در فراهم کردن ایجاد فضای روانی مثبت بابت مذاکرات هشتم آذرماه خالی است و تلاش او با توجه به سرسختی مواضع تهران نمی‌تواند معطوف به نتیجه و قرین توفیق شود.

اما بعد دیگر دشواری مامویت گروسی به مناقشه‌ای است که بین تهران و آژانس در ماه‌های اخیر جاری بوده است. در این ارتباط ایران ماه‌هاست که دسترسی آژانس به اطلاعات دوربین‌های نصب‌شده در مراکز هسته‌ای را مسدود کرده و توضیحی درباره برخی مسائل مبهم مانند کشف آثار اورانیوم غنی‌سازی شده در چند سایت اعلام نشده خود، نمی‌دهد. ایران همچنین غنی‌سازی اورانیوم تا سطح ۶۰ درصد را توسعه داده و اقدام به تولید اورانیوم فلزی کرده است. بنابراین و از آنجا که مساله غنی‌سازی اورانیوم 60 درصدی به دغدغه بزرگ واشنگتن و تروئیکای اروپای برجام تبدیل شده، قطعا هر گونه امید به نتیجه در مذاکرات وین بسته به عقب‌نشینی تهران بابت پروتکل الحاقی و رسیدن به مفاهمه با آژانس بر سر نظارت‌های هسته‌ای است. در شرایط حاضر به نظر نمی‌رسد که نرمشی بر سر مواضع مقامات تهران بابت نظارت‌های هسته‌ای برای پروتکل الحاقی به وجود آمده باشد و گروسی که رسیدن به مفاهمه با مقامات ایران را شرطی لازم برای سلامت مذاکرات وین می‌داند، بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که گفت‌وگو‌های گروسی با مقامات تهران معطوف به نتیجه‌ای طبق الزامات مذاکرات وین در هشتم نوامبر باشد. حال باید منتظر ماند که آیا چانه‌زنی‌ها و ابتکارات دیپلماتیک گروسی می‌تواند مذاکرات هشتم نوامبر را در مسیر بدون چالش قرار دهد یا آنکه رضایت به چالش دائم واشنگتن و تهران بر سر برجام خواهد داد؟

* کارشناس مسائل بین‌الملل