جهان صنعت : گذر کردن از خیابان کار ساده ای است اگر در پیاده رو یا خیابان محبوس نباشید. حبس شدن در پیاده رو های پایتخت تبدیل به روالی عادی شده که جوانه های آغازین آن چهارراه ولیعصر سبز شد.

نرده های آهنینی که پیاده رو را از خیابان اصلی جدا کردند به این بهانه که زیر گذر عابر پیاده ساخته شده است.

روزهای ابتدایی این تصمیم آغاز سردرگمی شهروندانی بود که هیچ تمایلی به حضور در زیر گذر تئاتر شهر را نداشتند.

نرده ها اما با وجود همه مسائل و دشواری هایی که بر مردم گذشت با قدرت آهنین خود بر جای ماندند.

زیر گذر عابر پیاده چهارراه ولیعصر اما در نهایت پیروز شد. مردم هم مثل همیشه داغ ساختار شکن بودن را بر پیشانی خود پذیرفتند.

درنهایت همچنان از روی نرده ها و زیر آن عبور می کنند. چند معبر کوچک هم باز شده که برخی از آن می گذرند.

تفکیک خیابان از پیاده رو اما در همه شهر گسترش پیدا کرد. در نهایت هر نقطه ای که صلاح دانستند را برای عبور و مرور عابران گشودند.

این رفتار تهاجمی مدیریت شهری آخرین پلان خود را در میدان هفت تیر به نمایش گذاشته است.

این منطقه اما سالیان سال است که خط تفکیک پیاده رو از خیایان اصلی را تجربه می کند.

مدت ها بود که میدان هفت تیر؛ هیچ میدانی نداشت و کارگاهی گسترده جای میدان را گرفته بود.

حالا اما بعد از همه وقت گذرانی ها و سختی هایی که بر مردم گذشت در نهایت میدان هفت تیر به قول فرنگی ها تبدیل به پلازا شد.

پلازایی که هر چند مدیران شهری بعد از رونمایی از آن ژست پیروزمندانه به خود گرفتند اما آنچه بر جای مانده هیچ شباهتی به استانداردهای شهرسازی ندارد.

از خیابان عبور نکن

ساده ترین نیاز شهروندان شاید گذر از خیابان باشد که  همین نیاز ساده و طبیعی در خیابان هفت تیر تبدیل به بحرانی جدی شده است.

کافی است از ایستگاه مترو هفت تیر خارج شوید تا سیل شهروندانی که نمی دانند برای گذر از خیابان چه باید کرد مواجه شوید.

شهروندانی که امکان گذر از خط عابر پیاده را دارند و نه حتی استفاده از پل عابر پیاده مقوله ساده ای است.

در این گذر گاه اگر قرار باشد از ایستگاه مترو هفت تیر به ابتدای خیابان قائم مقام قدم بگذارید کابوس چه بایدکرد آغاز می شود.

نرده های آهنین عابران را در پیاده رو محبوس کرده اند و نزدیک ترین پل عابر پیاده هم روبروی داروخانه ۱۳ آبان است.

پیاده روی تا پل عابرپیاده مذکور خود راهی بسیار دشورا است.

در ادامه اما باید همه مسیر را باری دیگر به سمت خیابان قائم مقام پیاده طی کرد.

روندی که مصداق عینی «لقمه را دور سر چرخاندن» است.

این گذر کردن ها برای عابرانی که از شرایط عادی برخوردارند بسیار دشوار است.

در این شرایط بحرانی اگر روی ویلچر باشید یا ساده تر از آن اگر دردهای مفصلی داشته باشید میدان هفت تیر شبیه بیشتر خیابان های شهر تبدیل به جهنمی می شود که نمی توان به سادگی از آن خلاص شد.

نبود امکانات شهری برای معلولان جسمی حرکتی از مسائلی است که در پایتخت عادی شده است.

حقیقت آن است که شهروندان بی بهره ماندشان از حقوق اولیه زندگی شهری را پذیرفته اند.

اما باید پذیرفت که نمی توان حیات روزمره را متوقف کرد چون مدیران شهری هیچ اهمیتی برای زیست شهری شهروندان قائل نمی شوند.

معلولان جسمی و حرکتی نه تنها نمی توانند از وسایل حمل و نقل عمومی به سادگی بهره ببرند بلکه حتی دیگر نمی توانند از خیابان عبور کنند. هرچند این درد دیگر بین شهروندان عادی و معلولان مشترک است.

شایعه ای وحشت آور

یکی از رانندگان تاکسی های خط قائم مقام  آرژانتین مدعی است این تفکیک و جدایی غیرعادی خیابان هفت تیر حاصل لابی بین رانندگان خط هفت تیر ولیعصر است.

به نظر می رسد رانندگان این خط تاکسی برای بهره مندی از مسافران بیشتر به این اقدام دست زده اند.

واقعی یا غیرواقعی بوندن این ادعا دیگر خیلی مهم نیست. آنچه اهمیتی جدی و قابل توجه دارد آن است که چنین تصوراتی در ذهن شهروندان شکل می گیرد.

متاسفانه تماس با شهرداری منطقه شش پیرامون پیگیری این موضوع کاملا بی نتیجه بود و هیچ یک از مدیران پاسخگو «جهان صنعت» نبودند. اعضای شورای شهر تهران نیز پاسخی پیرامون این روند ارائه نداند.

گویامدیریت شهری درپایتخت محدودشده است به تغییرکاربری خیابان هایی که بافت قبلی آنهاروزگاری برای پایتخت نشینان ارزش واصلات ویژه ای داشت.

حالا هم قدم زدن در همان خیابان ها مرور خاطراتی است که دیگر رنگ باخته اند.

بر خلف آنچه باید و بر خلاف چهارچوب های جهانی مدیریت شهری تهران هر روز بی هویت تر می شود.

پاکسازی تهران از خاطراتش را در هرنقطه شهرمی توان به تماشا نشست.ملموس ترین آن هم ماجرای خیابان سی تیر است.

خیابان سی تیر امروز تبدیل به پیاده راهی شده است که اتفاقا مدیران شهری به آن میبالند.

این اما در حالیست که جانمایی برای چنین رویکردی به هیچ عنوان مناسب نبوده است.

خیابان سی تیر از رگ های حیاتی هویت تهران است که با ژست های مدیریت شهری خشکانده خواهد شد.

شیداملکی