محمدصادق جنان‌صفت *

بررسی برنامه نهادهای حکومتی در ایران به ویژه دو نهاد دولت و مجلس در سه سال تازه‌سپری‌شده و مقایسه آن با خواسته‌های شهروندان‌، بنگاه‌ها و نیز نهادهای سیاسی غیروابسته به حکومت نشان از شکاف ژرف و گسترده‌ای است. شهروندان ایرانی از سه مساله اصلی که کسب‌وکار و زندگی امروز و فردای آنها را سخت و تیره کرده رنج می‌برند. شهروندان ایرانی بیشترین درد و رنجی که دارند پیشروی تند و ناجوانمردانه نرخ تورم کالاها به ویژه نرخ تورم خوراکی‌ها است. نرخ تورم بالای ۲۰ درصدی، نرخ تورم مواد غذایی در یک ماه که شاید بالاترین نرخ تورم از نظر مطلق عددی در دنیا باشد شهروندان را به وحشت افکنده است. این در حالی است که نهادهای حکومتی در این روزها به جای توجه عمیق و دقیق به روند فزاینده نرخ تورم آزاردهنده، مساله حجاب و عفاف و اینکه حتما زنان و دختران در شهرها و روستاها جوری زندگی کنند که آنها تشخیص می‌دهند برایشان اولویت دارد. بسیج نهادها و رسانه‌های حکومتی برای پیگیری این مقوله البته می‌تواند نشانه‌ای از این خواست و اراده باشد. گرو‌هی از ایرانیان باور دارند این توجه سراسر به مقوله حجاب و عفاف شاید برای پنهان کردن ناکامی دولت در مهار تورم است.

درد کهنه پرونده هسته‌ای  که حالا بیست ساله شده و هیچ گامی به جلو برداشته نمی‌شود و با تهدید تازه بایدن به نقطه‌ای رسیده‌ایم که ده سال پیش هم رسیده بودیم از دیگر ناراحتی ایرانیان است. ایرانیان باور دارند باید این مساله به هر شکل حل شود تا جامعه از دلهره و فشار عصبی خارج شود. این در حالی است که نهادهای حکومتی باور دارند نبرد با آمریکا تمامی ندارد و حتی با فرض آشتی هسته‌ای باید ادامه یابد. این اراده حکومت و آزرده‌دلی ایرانیان نشان می‌دهد که باید راه‌هایی برای بیشتر دور نشدن راهبرد حکومت و ایرانیان پیدا شود. شهروندان ایرانی باور نمی‌کنند تحریم‌های اعمال‌شده بر اقتصاد ایران بر زندگی و کسب‌وکار و معیشت آنها بی‌اثر است. دولت سیزدهم همان میزان راه رفته در مسیر حل مساله هسته‌ای را نیز با سرسختی برگردانده و اکنون در دیگ جوشان افتاده است.

مساله سوم و خواست مهم دیگر ایرانیان در این روزها این است که چشم‌انداز آینده‌ای روشن بر پایه واقعیت‌های ایران و جهان و توانایی‌ها و ناتوانی‌های کشور برایشان ترسیم شود که در این چشم‌انداز مسائل رفاهی در اولویت باشد. روند کاهنده سطح رفاه ایرانیان نسبت به دهه ۱۳۸۰ و نیز نسبت به سطح رفاه کشورهای دیگر است. مقایسه این دو شاخص  با توجه به گسترش لحظه به لحظه انتشار خبرهای مرتبط از شبکه‌های اجتماعی حتمی و اجتناب‌ناپذیر است و نمی‌توان با ایجاد انحراف در آمارها و مقایسه‌های عجیب از این وضعیت فرار کرد.