سیدجلال ساداتیان * به نظر می‌رسد روابط ایران و عربستان سعودی بعد از چند دور مذاکره در مسیر بهبود قرار دارد. برای تحلیل بهتر و دقیق‌تر از شرایط و روابط فی‌مابین اما لازم است که نگاهی به پیشینه روابط دو کشور داشته باشیم. روابطی که حتی اگر خیلی هم به عقب برنگردیم، باید آن را از زمانی مورد بررسی قرار دارد که ایران ژاندارم آمریکایی‌ها در منطقه بود. یعنی آمریکا اگرچه به پول و نفت عربستان هم نظر داشت اما ایران را از نظر حاکمیتی تقویت کرده و در نتیجه شاه از اقتداری به پشتوانه آنان برخوردار شده بود. بعد از انقلاب که آمریکایی‌ها را از ایران راندند، در منطقه از این جهت یک خلاء ایجاد شد. در آن مقطع عربستان که روزی 10 تا 12 میلیون بشکه تولید نفت می‌کرد و به ثروت رسیده بود، تصور کرد که می‌تواند نقش اول را بازی کند. به اعتبار اینکه پرده‌دار کعبه است و همه مسلمانان دنیا با او رابطه بهتری دارند، هژمون خود را تعریف کرد. از طریق ایجاد مساجد و تقویت پیش‌نمازها بین مسلمانان سعی کرد که جریان انقلاب را مهار کند. وقتی هم که صدام به ایران حمله کرد با شعار همکاری خلیج‌فارس که در راس آن عربستان بود تلاش کرد بحرین، امارات و قطر را در مجموعه خود علیه ایران هماهنگ کند. اما آرام‌آرام می‌بینیم که آنها خیلی کارایی پیدا نمی‌کنند.

بعد از جنگ در ایران، دولت آقای ‌هاشمی سعی کرد که این تقابل و تخاصم بین ایران و عربستان را مهار کند و ملک عبدالله نیز در عربستان از این رویکرد استقبال کرد لذا یک دوره نسبتا کوتاهی را شاهد بودیم که روابط طرفین خوب شد و به سوی همکاری‌های بهتر رفت. در دوره آقای خاتمی هم تلاش بر همین بود اما در دوره‌های بعدی دیدیم که تقابل از شدت بیشتری برخوردار شده و عربستان سعی کرد با حمایت از داعش مساله نفوذ ایران در منطقه را به نحوی پاسخ دهد.

در این مقطع سعی شد با حضور داعش در سوریه به خصوص بعد از بهار عربی، اسد را سرنگون کنند. البته رقابت‌های مورد اشاره را قبلا در لبنان شروع کرده بودند منتها ایران در آنجا پایگاه قوی‌تری داشت و عربستان نتوانست کاری کند برای همین آمد تا در سوریه با ایران مقابله کند و جبهه النصره النزهه را ایجاد کرد.

روابط تقابلی در دوره‌های بعد بیشتر شد و این اواخر هم رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند که تحت عنوان طرح ابراهیم رابطه‌ای با کشورهای عربی برقرار کند. حتی امارات و بحرین را با خود همراه کرد اما عربستان خیلی با او همراهی نکرد.

اتفاق دیگر این بود که در اوج قدرت آقای ترامپ روابط خاصی بین عربستان و آمریکا برقرار شد. مثلا اولین سفر خارجی ترامپ به منطقه به عربستان بود و آنها علاوه بر بذل و بخشش‌هایی که به شخص او داشتند، قرار شد که حدود 500 هزار میلیارد دلار تعامل داشته باشند و حدود 120، 130 میلیارد آن مربوط به فروش اسلحه و بقیه آن به مشارکت آمریکایی‌ها در پروژه‌های عربستان بود.

به این ترتیب تقابل در روابط ایران و عربستان به اوج خود رسیده بود اما بعد که بایدن در آمریکا روی کار آمد، با توجه به فشارهایی که دموکرات‌ها به عربستان وارد می‌کنند، وضعیت قدری تفاوت کرد. به خصوص بعد از واقعه کشته شدن خاشقچی که آمریکایی‌ها به عنوان مساله حقوق بشر نارضایتی خود را از آن اعلام کردند. همچنین بعد از آنکه آمریکایی‌ها تحت عناوین حقوق بشری از نقش عربستان در تهاجم در یمن ابراز نارضایتی کردند و… عربستان قدری فتیله کار را پایین کشد.

در عین حال اینجا و در همسایگی ما عراق تلاش کرد که بین ایران و عربستان تعامل برقرار کند. حتی دو، سه دور مذاکرات پنهان در سطح امنیتی‌ها انجام و اظهارات نسبتا متعادل‌تری نیز به نسبت گذشته بیان شد. اما حالا که موضوع برجام خیلی مطابق میل ایران و با آرامش پیش نرفته دوباره شاهدیم که عربستان تلاش‌هایی را شروع کرده و اظهارات آنها درباره ایران اگرچه تند نیست اما به گرمی چند ماه قبل نیز نیست.

ضمن اینکه عربستان به خاطر جبران تقابل آمریکایی‌ها میل به روسیه هم پیدا و روابطی را با روس‌ها برقرار کرده است. در واقع از این طریق تلاش می‌کند که کماکان مساله رقابت با ایران را حفظ کند اما نه با آن حالت تهاجمی و تندی چند سال قبل. به هر صورت روابط ایران و عربستان خاص است.

نباید نادیده گرفت که ایران در دوره آقای روحانی برای بهبود روابط با همسایگان از جمله عربستان ابراز آمادگی کرد. مشخصا آقای روحانی یک سال قبل از اتمام دوره ریاست‌جمهوری خود در مجمع عمومی سازمان ملل طرح صلح هرمز را مطرح کرد و گفت که ما از همکاری‌های کشورهای منطقه استقبال می‌کنیم تا بتوانیم مناسبات منطقه‌ای خاص برای حفظ امنیت مشترک داشته باشیم. بعد از آن صحبت‌ها هم نامه‌هایی به کشورهای عربی نوشته برای این امر از آنها دعوت کرد اما خیلی از این رویکرد ایران استقبال نشد و عربستان واکنش مثبتی نشان نداد چون فکر می‌کرد که اگر ابتکار عمل دست ایران باشد باز هم برتری ایران در منطقه حفظ خواهد شد درحالی که عربستان به دنبال این است که از طریق درآمدها و موقعیت‌های به تصور خودش برتر، موقعیت برتر خود را حفظ کند.

در نتیجه روابط ایران و عربستان نه سیاه و نه سفید است. یعنی باید آن را روابط خاکستری دانست که اگر عربستان قدری تمایل بیشتری نشان دهد، ایران هم علاقه‌مند است که تا حدی روابط خود را با این کشور تعدیل کند.