محمدصادق جنان‌صفت *

یکی از ترسناک‌ترین خطاها برای هر آدم، سازمان یا کشور که پیامدهای دهشتناکی دارد، خطا در اندازه‌گیری قدرت و نیز خطا در اندازه‌گیری قدرت دیگر آدم‌ها‌، سازمان‌ها و کشورها است. این خطای راهبردی در صورتی که برای یک دوره بلندمدت چراغ راهنمای عمل شود بدون چون و چرا به فرسایش و ریزش ناگهانی خطا‌کننده منجر خواهد شد. خطای برآورد در میزان قدرت خود می‌تواند از گزارش‌های کارگزاران و دوستان و همراهانی باشد که نمی‌خواهند به قول خودشان ناامیدی را ترویج کنند و ترجیح می‌دهند با نادیده گرفتن واقعیت‌ها و به عقب انداختن اقدام برای حل تنگناها راستی را کنار گذاشته و به عمد یا از سر سهو آدرس عوضی در اندازه قدرت دهند. این خطای  راهبردی برای مدیران کشورها می‌تواند در اندازه‌گیری قدرت کشورهای دوست و نیز کشورهای متخاصم نیز رخ دهد. واقعیت‌های سرسخت اما می‌توانند اداره‌کنندگان یک سازمان یا کشور را اگر به هر دلیل به طور همزمان این سه خطای راهبردی را سرچشمه تصمیم‌های خود بدانند مجازات کنند.

شوربختانه در نظام جمهوری اسلامی ایران  به ویژه در حوزه اقتصاد این سه خطای راهبردی به‌طور همزمان رخ داده و اکنون اقتصاد ایران را در گردابی خوفناک فرو برده است.

 اداره‌کنندگان کشور خطایی راهبردی از میزان توانایی‌های ایران برای استقلال از جهان دارند و تصور می‌کنند می‌توانند دست کم غذای کافی برای شهروندان تامین کنند و نیز اشتغال ایجاد کنند. اما این برآورد واقعی نیست. میزان آب در دسترس برای کشاورزی و نیز قوت خاک و اقلیم برای تولید غذا این امکان را به ایران نمی‌دهد. از سوی دیگر نظام سیاسی ایران متاسفانه قدرت آمریکا و کشورهای غربی را در اقتصاد و نیز در اعمال سیاست دست‌کم گرفته و بارها و بارها از بی‌اثر بودن تحریم‌های آنها گفته و نوشته‌اند. این در حالی است که تداوم تحریم‌های آمریکا تاب‌آوری اقتصاد در سطح کلان و در سطح خانواده‌‌ها را کاهش داده و دولت سیزدهم برای رهایی از افتادن درخت اقتصاد ناگزیر شده است دارایی‌های خود را به گران‌ترین قیمت به شهروندان بفروشد. دولت‌های سه‌گانه احمدی‌نژاد‌، روحانی و حالا رییسی در 11سال تازه‌سپری‌شده نتوانسته‌اند هیچ منبع درآمد پایداری را جایگزین درآمد حاصل از صادرات نفت کنند.

خطای دیگری که اتفاق افتاده است خطای اندازه‌گیری در قدرت کشورهایی است که ایران آنها را به عنوان کشورهای دوست راهبردی انتخاب کرده است. روسیه از پیش هم اقتصاد نیرومندی نداشت و حالا که در بدترین وضعیت قرار دارد به بازارهای ایران یورش آورده و اصولا نه تنها  توانایی ندارد به ایران کمک کند بلکه از ایران می‌خواهد به آن کشور کمک کند. از سوی دیگر کشور چین نیز نشان داده است جز خرید نفت ایران به ارزان‌ترین قیمت هیچ کاری برای ایران انجام نمی‌دهد و برای رقابت با غرب به ادامه این وضعیت که نفت ارزان از ایران خریداری کند تمایل و نیاز دارد. کشورهایی مثل ونزوئلا‌، نیکاراگوئه، کوبا و دیگر کشورهای مستقر در آمریکای جنوبی نیز آنقدر گرفتاری دارند که همیشه تمایل دارند از ایران کمک بگیرند.

اندازه‌گیری اشتباه در میزان قدرت در اقتصاد که ایران در آن غرق شده است پیامدهایش در همین حوزه نمی‌ماند و در میان‌مدت برای شهروندان توانایی چانه‌زنی در سیاست خارجی آشکار شده است‌. همین که ایران نمی‌تواند با همه فشارهایی که می‌آورد آمریکا را یک گام به عقب براند تا بخشی از تحریم‌ها را بردارد نشان می‌دهد خطای راهبردی در اندازه‌گیری میزان قدرت رخ داده است.