علی شعبانی *

به نام خدا

۱- در درک عظمت واقعه عاشورا، توجه به مانایی آن کفایت است. در گردش زمان، چراغ وقایع بسیاری خاموش و فراموش گشته است. اما به رغم تلاش دشمنان و ندانم کاری های بسیار دوستان نادان، نور حسین روز به روز درخشان تر و آتش عشق حسین فروزنده تر شده و می شود. شگفتی اعجاز گونه است که حسین نه که کهنه نمی شود که روز به روز نو می شود؛ نه به همت شیعه، بلکه با رشد ضریب عقلانیت جهانی، جریان کربلا -که آیینه ی مجموعه فضایل برتر منطبق با فطرت انسان شکوفا و عزتمند است- در باورمندان انسان های آزاد از هر کیش و آیین، شعله ای افروخته و جریانی نو بر می انگیزد. مانایی و نو شدن مداوم واقعه کربلا، مبین عظمت، حقیقت و نامیرایی آن است.

۲- با رسیدن محرم، ناگهان جوششی از عالم خاک تا افلاک متبلور می شود. به قول محتشم کاشانی: «رستاخیز بزرگی بی نفخ صور، از زمین تا عرش اعظم» به ظهور می رسد.

آیین های دهه محرم، همگان را به کنش و واکنش وا می دارد: شهودی، پژوهشی، ذهنی، زبانی، نوشتاری، فیزیکی و… منفی یا مثبت، اقبالی یا انکاری، جذبی یا دفعی و… از هر گونه و در هر سطح: عالم و عابد و عام و عارف و نخبه و سیاستمدار و دانشمند علوم پایه و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و قهرمانان و رهبران و هنرمندان و نظامیان و استراتژیست ها و… این نشان وجود روح و زنده بودن واقعه کربلاست. حسین، نیروانای( آتش نامیرا) هستی است.

۳- جدا از پیشگویی هایی که از پیامبر عظیم الشان ص و علی ع و فاطمه س در خصوص شهادت امام حسین نقل شده- که مهم و محل تامل است- عزاداری برای حسین ع از خاندان امامت آغاز شد نه عصر صفویه. نخستین بار، زینب س و علی بن الحسین، سجاد ع، اصحاب گرانقدر پیامبر ص و علی ع و حسنین و زین العابدین و باقر و صادق ع و… : جابر انصاری و عطیه و بنی اسد و نادمان کوفه و… و امامان معصوم از فرزندان حسین ع در سوگ حسین گریستند.

صفویه جریان مواج و برانگیزاننده و حرکت بخش عزاداری برای حسین و شهدای کربلا را جهت مشروعیت بخشی به خود و تقویت پایگاه اجتماعی اش به خدمت گرفت و با پر و بال دادن شکلی و اضافاتی هیجان بخش و مفصل بندی نوین جریان انقلابی- تاریخی عزاداری بر حسین، آن را به ابزاری ایدیولوژیک برای حفظ قدرت خود و تعمیق سلطه و مرزبندی با مخالفان داخلی و خارجی تبدیل کرد.

۴- پندار احمقانه ای است که گمان شود شیعه در سطح گریه و به سر و سینه زدن برای حسین و یارانش، به نوعی ایستایی دچار است. آیین ها- که نیازمند پالایش و جرح و تعدیل اند- موتور محرکه است.

از افراط و تفریط ها و رفتارهایی مانند قمه زنی و آسیب رساندن به جسم و آیین های نامعقول ضد دین و مذهب از این نمط که بگذریم، جریان عاشورا دمیدن مستمر روح زندگی در هستی انسان است. کافی است به نقش و دستاورد عاشورا-محرم و صفر- در دو واقعه معاصر خودمان یعنی دفاع مقدس (جنگ تحمیلی هشت ساله استکبار علیه ایران) و جریان پلید داعش توجه کنیم. اگر مقاومت ریشه در کربلا نداشت، امروز هم وطن چیزی دیگر بود و هم داعش در جولان بود. این از برکات زنده نگهداشت نام و عزای حسین است.

۵- حسین ع و کربلا و عاشورا متعلق به هیچ ملیتی و قومیت و زبان و آیین و کیشی نیست. حسین رهبر انسانیت است. فروکاستن نهضت کربلا به قوم و زبان و جغرافیا و مذهب، در حقیقت محدود کردن آن به اهداف ابزاری مدعیان است. حرکت حسین، تداوم راه تمام پیامبران بود که در رسالت محمد ص به عنوان خاتم پیامبران، تجمیع شده بود. او برای جلو گیری از تحریف دین اسلام( پیام و عصاره تمام ادیان الهی) و منحرف کردن انسان از راه درست قیام کرد و مسوولیت خود را به انجام رساند. حسین چراغ هدایت و کشتی نجات انسان ها در طول زمان و مکان است. رمز مانایی حسین ع، پیام نهضت اوست: اگر دین ندارید، آزاده باشید.

شهادت حضرت اباعبدالله الحسین ع و شهدای والامقام کربلا را به پیروان آن حضرت، حسینیان جهان و انسان های آزاده در سراسر گیتی تسلیت می گویم.

* فرماندار ويژه شهرستان ايرانشهر