محمدصادق جنان‌صفت *

اقتصاد ایران در سده ۱۳۰۰ و پس از زاد و رشد دولت متمرکز و مدرن اما استبدادی در تله بوروکرات‌ها، سیاستمداران و نیز تکنوکرات‌های دولتی و روشنفکران افتاد و از نوک پا تا فرق سر دولتی شد. در این اقتصاد که در هر دوره تاریخی بر ابعاد و ژرفای استیلای دولت بر کسب‌وکار شهروندان افزوده شد اکنون و نیز در سال نخست سده تازه دولت تا کمر در باتلاق گیر کرده و هرچه دست و پا می‌زند بیشتر در باتلاق فرو می‌رود.

از پیامدهای تلخ این روند و این آیین تاریخی یکی هم این بود و هست که بخش خصوصی به معنای بورژوازی در ایران هرگز از زیر سایه دولت بیرون نیامد و در حالت جنینی ماند و نافش از ناف دولت بریده نشد. این وضعیت پس از نابودی بورژوازی شکل‌گرفته در دوران پهلوی دوم در دهه نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی بدتر شد. بورژوازی ایرانی به ویژه بورژوازی صنعتی و مالی در همه ۳۰ سال پس از ۱۳۷۰ تا امروز با همه نیرویی که داشته و به کار گرفته است هنوز در مقام مقایسه با قدرت دولت همچون کاه در برابر کوه است و با یک فوت دولت به این سو و آن سو رانده می‌شود و هرگز جایش سفت نشده است. نگارنده در این دو دهه تازه‌سپری‌شده بارها یادآور شده‌ام بورژوازی ایرانی باید آزمندی را برای استفاده از رسانه‌های رایگان که البته در عمل برای آنها هزینه گزافی هم می‌تراشند کنار گذارد و برای خود رسانه نیرومند و کارآمدی تدارک ببیند و نیز بارها یادآوری شده است نهاد اصلی که بخش خصوصی دارد نیازمند یک سازمان قوی اجتماعی است تا بتواند با بدنه جامعه به ویژه گروه‌های مرجع در کشور دادوستد خبر و نظر کند و شهروندان بدانند که شمار قابل اعتنایی از بخش خصوصی ایران می‌خواهد بند بورژوازی را از بند ناف دولت جدا کند اما مدیریت سنتی در این نهاد راه را بسته است.

بدبختانه و با همه یادآوری‌ها نفر نخست اتاق بازرگانی ایران که مطابق با قانون و اساسنامه اتاق قدرت فوق‌العاده‌ای نسبت به سایر ارکان اتاق به ویژه هیات رییسه دارد با وجود اینکه کوشش‌هایی برای کارآمد کردن اتاق نشان داده، اما در دو سال تازه‌سپری‌شده به پاشنه‌آشیل اتاق و پاشنه‌آشیل بورژوازی ایران تبدیل شده است. روند پنجه در پنجه اتاق، زمین زدن این نهاد که در دو سال گذشته از سوی گروهی از اعضای مجلس یازدهم و راهنمایی‌های منتقدان هیات رییسه فعلی کلید خورده است حالا به نقطه خطرناکی رسیده است. ریاست اتاق می‌توانست و هنوز نیز می‌تواند شجاعانه در برابر انتقادهای وارده بر کارنامه اتاق رفتار کند و با بررسی نقاط ضعف و قدرت آن و با بررسی‌های کارشناسانه جواب منتقدان را بدهد. به نظر می‌رسد حالا دیگر راه برای کناره‌گیری او بسته شده و این کناره‌گیری احتمالی می‌تواند به معنای درست بودن نقدها بر اتاق باشد. به نظر می‌رسد حالا بورژوازی ایرانی در تله رفتار اتاق و مدیران آن افتاده و اگر اتاق نتواند از خود به صورتی کارشناسانه دفاع کند بورژوازی را به زمین خواهد زد. یادمان باشد اتفاقی که حالا رخ داده و در یک روزنامه جناحی رفتار مالی اتاق زیر تیغ قرار دارد می‌تواند گام‌های پسین پرشماری برای زمین زدن همین میزان موجودیت بورژوازی ایرانی داشته باشد.