دکتر سیدجلال ابراهیمی *

چین با موافقت خود برای ورود افغانستان به پروژه عظیم جاده ابریشم دوم یا مگاپروژه لجستیک، همسایه دیوار به دیوار ایران و پاکستان خواهد شد.

چین با اجازه دادن به حضور ترکیه در این مگاپروژه همچنین کشورهای آسیای مرکزی ایران را به حاشیه رانده و بدیهی است با اجرای این پروژه از منابع سطح‌الارضی و زیرزمینی افغانستان که بکر و دست‌نخورده است سود سرشاری خواهد برد. افغانستان در کمربند معادن طلا، اورانیوم، رادیوم، پلوتونیوم، آهن، مس، زغال‌سنگ، زیرکونیوم و ده‌ها معادن نایاب است و برای رشد اقتصادی خود نیاز به سرمایه‌گذاری خارجی دارد و چین هم بهترین فرصت را در همسایگی خود بر حضور در حوزه‌های اقتصادی افغانستان در اختیار دارد و البته نباید نقش حضوری ترکیه را که سال‌هاست در زیرساخت‌های این کشور فعال است و شرایط غیرمستقیم حضور هم‌پیمانان آمریکا در منطقه بالاخص امیرنشین‌های حوزه خلیج‌فارس را نادیده گرفت.

این مگاپروژه که از 2013 آغاز شده می‌رود که نقش لجستیکی و اقتصادی خود را از دریای زرد (خلیج بیچیلی) یا بندر شانگهای تا آخرین نقطه اروپای غربی یعنی آلمان و اسپانیا عملیاتی کند.

جای شگفتی است ایران که پیوسته از آن به عنوان یک موقعیت کلان و شاهراه اقتصاد شرق و غرب حتی حوزه جنوب‌شرق آسیا نام برده می‌شود و شرایط ژئوپلیتیک آن اقتصاددانان و برنامه‌ریزان را متوجه خود می‌کرد اینچنین کنار گذاشته شود. در شرایطی که چین به ظاهر اظهار دوستی با ایران می‌کند و خارج از مقوله مگاپروژه جاده ابریشم دوم در حوزه انرژی و صادرات آن هم با همسایه شمالی است چگونه با بازی‌های سیاسی اقتصادی خود با ترکیه توانست مسیر لوله‌های گاز ایران را از طریق ترکیه در اختیار بگیرد و ترکیه نیز از این موقعیت استفاده کلان برد و با عبور لوله‌های گاز با خط سیحان، جیحان توانست یک موقعیت سیاسی، اقتصادی را به خود اختصاص دهد در حالی که گاز خود را از ایران تامین می‌کرد.

لزوما باید یادآور شد که هم اکنون چین پروژه چهار میلیارد دلاری در معادن مس افغانستان در دست اجرا دارد که این معادن موازی کانی‌های مس و طلای ایران است و صدالبته بر بازار ایران در تولیدات با پایه مسی اعم از راد مسی، کاتد مسی و انواع آن تاثیر خواهد گذاشت و هم‌اکنون ایران باید بازارهای جدید را شناسایی کند و با ایجاد شرایط و یا موقعیت‌های تهاتر بتواند بازار دائمی برای خود فراهم کند.

ناگفته نماند که طالبان از هم‌اکنون به عنوان یک رقیب اقتصادی در منطقه ظاهر می‌شود و در حال مذاکره برای عبور خط لوله گاز ترکمنستان به پاکستان و جنوب شرق آسیا همانند خط جیحان در ترکیه است با این تفاوت که خط باکو جیحان شرقی- غربی است و خط ترکمنستان به پاکستان شمالی- جنوبی و شاید ترکمنستان از تهاتر گاز با ایران بعد از اجرای این پروژه منصرف شود و گاز خود را مستقیما به بازارهای جنوب‌شرق آسیا منتقل کند.

نباید طالبان را حقیر شمرد چراکه سال‌هاست در مذاکرات سیاسی و چانه‌زنی‌های جلب کمک‌های اقتصادی با عربستان و امیرنشینان حوزه خلیج‌فارس، پاکستان حتی نمایندگان آمریکا تجربه پیدا کرده‌اند.

* رییس خانه اقتصاد و تجارت ایران و ترکیه