محمدصادق جنان‌صفت *

 آمریکاستیزی ایران در چهار دهه تازه‌سپری‌شده یک امر نهادینه‌شده است و به نظر نمی‌رسد با ادامه وضعیت امروز توزیع قدرت در ایران و نظام سیاسی آمریکا تغییری در این ستیزه‌جویی پدیدار شود.

آمریکا‌ستیزی شوربختانه از سوی نظام سیاسی ایران گسترش یافت و به غرب‌ستیزی رسید. به این ترتیب است که ایران از دوستی و همراهی اقتصادی کشورهایی مثل ژاپن و کره‌جنوبی در شرق آسیا، کانادا و استرالیا و از آنها مهم‌تر دو غول اتحادیه اروپا یعنی فرانسه و آلمان و همچنین انگلستان بی‌بهره است. شرایط به‌گونه‌ای شده است که خوب یا بد نظام سیاسی ایران تصور می‌کند برای جلوگیری از به گوشه رانده شدن ایران باید از نظر نظامی با روسیه و از نظر اقتصادی با چین اتحاد راهبردی داشت. به همین دلیل است که گفته می‌شود نظام سیاسی ایران یک موافقتنامه یا قرارداد ۲۵ساله با چین بسته و البته جزئیات آن به دلیل خواست چین فاش نمی‌شود. از سوی دیگر ایران گویا یک قرارداد ۲۰ساله با روسیه بسته که جزئیات آن نیز فاش نشده است. در حالی که آمارها و اطلاعات و نیز نقشه توزیع قدرت اقتصادی و سیاسی در جهان نشان می‌دهد اقتصاد چین در سرازیری افتاده و دیگر آن رشدهای طلایی را تجربه نمی‌کند و ارتش روسیه نیز در باتلاق افتاده و از پس اوکراین برنمی‌آید. ادامه پیوندهای راهبردی به ویژه با روسیه باید در کانون تجدیدنظر قرار گیرد. واقعیت این است که روسیه در حال حاضر و از چند دهه پیش نفت و گاز ایران را از صادرات جهانی دور کرده است و به تازگی نیز با صادرات نفت ارزان به چین و مشتریان قدیمی ایران در آسیا ایران را حتی از فروش نفت ارزان و با هزینه‌های سنگین دور می‌کند. عقل و خرد حکم می‌کند سرمایه‌گذاری راکد ایران در بخش نفت و گاز و بهره‌برداری کامل از ظرفیت‌های موجود نفت و سرمایه‌گذاری در نفت ایران از تیررس و دید روس‌ها به مثابه رقیب اصلی ایران دور نگه داشته شود. اما با کمال شگفتی می‌خوانیم که اسپوتنیک‌نیوز خبرگزاری روسی به زبان فارسی به نقل از خجسته‌مهر مقام بلندپایه نفتی ایران خبر می‌دهد: «در سفر جناب آقای رییس‌جمهور به مسکو موفق شدیم قرارداد‌هایی را به صورت قطعی با روسیه امضا کنیم و تفاهمنامه‌هایی را به امضا برسانیم و هم‌اکنون پنج میدان نفتی توسط کشور روسیه در جمهوری اسلامی ایران در حال توسعه است و دو میدان نفتی دیگر هم به زودی فرآیند اجرایی و آغاز عملیات اجرایی آن توسط روسیه شروع می‌شود.» آیا در حالی که می‌دانیم روسیه رقیب اصلی نفت ایران در بازارهای جهانی است و می‌تواند از اطلاعات نفت ایران به زیان منافع بلندمدت ایران استفاده کند باز هم این اتفاق باید رخ دهد؟ اگر این حرف‌ها برای تحریک دیگر شرکت‌های بین‌المللی نفت جهان زده می‌شود باید بدانیم که آنها تا زمانی که ایران از قید و بندهای تحریم به‌طور کامل رها نشود به بازار سرمایه‌گذاری ایران برنمی‌گردند. ایران نباید نقشه باقی‌مانده گنج نفت را در اختیار رقیب بگذارد.