دکترمحسن عباسی*

نقدینگی موجود در جامعه از دو سو به سمت بورس سرازیر شده است.

۱. نقدینگی خرد(با مبلغ کم و متوسط)

۲.نقدینگی بزرگ( با مبالغ بالا)

نقدینگی خرد به علت کاهش قدرت خرید در سایر بازارها وارد بورس شده است، شما با یک میلیون تومان نمی توانید وارد بازار طلا و مسکن شوید و دربازار ارز نیز یک ۱۰۰ دلاری هم نمی توانید خرید کنید اما در بورس می توانید عرصه اولیه بخرید، یونیت صندوق بخرید و حتی پورتفوی درست کنید. حالا اگر بورس صعودی باشد، برای حفظ قدرت خرید پول خود باز هم بورس را انتخاب می کنید. این اعداد شوخی بودند. اعداد بیش از یک میلیون را تصور کنید. پولهای تا ۱۰۰ میلیون هم در بورس پول کوچک محسوب می شود. بنابراین با این سایز، نقدینگیِ زیادی از تعداد زیادی از افراد در بورس به گردش در می آید. زیر ۱۰۰ میلیونیها، امید و آرزوی بیشتری دارند، پولی که تا چند سال پیش توان خرید اتومبیل لوکس و حتی خانه ای کوچک را داشت الان قیمت یک پراید است!

این پولها و صاحبانش استرس زیادی را تحمل می کنند وبا توجه به کاهش نرخ سود بانکی وعدم توان خرید مسکن، برای رفع نگرانی صاحبانش بورس را می تواند انتخاب کند. حتی اگر این پول در بورس به ۳۰۰ الی ۴۰۰ میلیون تومان هم رسیده باشد با توجه به افزایش نرخ بازارهای موازی باز هم قدرت مانور در ان بازارها با ندارد و همچنان در بورس خواهد ماند. این پولها برای فرار از تورم و حفظ قدرت خرید در بورس می مانند.

 دسته دوم پولهای بزرگ است که این پولها به علت دیگری در بورس حضور دارند ؛ تغییر سود بانکی و ردیابی معاملات مسکن و سختگیری در خصوص نگه داری ارز و اننقال پول باعث شده تا پولهای بزرگ به دنبال جای بهتری باشند. قبلا مقصد نقدینگیهای بزرگ به حساب سایر افراد خانواده و یا ملک اضافی و خودروی اضافی و خرید وکالتی سایر داراییها محدود می شد اما با شفاف شدن وضعیت حسابها، دیگر نمیتوان پولهای بزرگ را با روشهای قدیمی نگهداری و یا سرمایه گذاری کرد. در بورس شما می توانید بدون نگرانی بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان سبد سهام داشته باشید و نگران مالیات اضافه و … نباشید. تنها در بورس میتوانید کل داراییتان را به حساب و به اسم خودتان نگهداری کنید.

بیشتر بخوانید...
روز چهاردهم– معامله گری
۰/۵ ( ۰ نظر )