محمود اشرفی * گذرگاه دیپلماسی گاه هموار و زمانی سنگلاخ است. اما در افق این گستره پرتلاطم یک چراغ سوسو می‌زند. این درخشش نشان و راهنمای گام برداشتن در راستای منافع ملی است. این روشنایی بر همه سیاست‌سازان آشکار بوده اما برخی آن را نادیده می‌گیرند. این در حالی است که در تمامی مذاکرات و تعاملات بین‌المللی سمت و سوی حرکت باید در جهت تامین منافع ملی باشد. دیپلماسی پویا و توسعه‌گرا، فرآیندی استراتژیک و همه‌سو‌نگر است.

دیپلماسی خردمندانه همواره از اصول و شیوه‌های یکسان و بدون تغییر پیروی نمی‌کند. دیپلماسی خردمندانه در دایره جبر‌گرایی دور باطلی ندارد و همواره در راستای بازاندیشی سیر می‌کند. در اینجا بازنگری دیپلماسی یک حرکت استراتژیک به شمار می‌رود. نباید فراموش کرد که در مذاکرات و تعاملات بین‌المللی باید از اصول عدم قطعیت پیروی کرد. عدم قطعیت حاکم بر تمامی جریانات جهان فراگردی بوده که ما را به گزینشی انعطاف‌پذیر ‌ناگزیر می‌کند. در گستره دیپلماسی عدم قطعیت و انعطاف‌ ناگزیر بیشترین تاثیر را داشته است.

در گذار دیپلماتیک هر لحظه باید انتظار روبه‌رو شدن با پدیده‌ای نو و برآوردنشده را داشت. جهان معاصر عرصه‌ای پرشتاب و همواره در حال دگرگونی‌های ژرف است. این دگرگونی‌ها ما را وامی‌دارد که در دیپلماسی خود بازنگری کرده و یادمان باشد طرف‌های خارجی ما تغییر کرده‌اند و جهان دگرگون شده و ما نمی‌توانیم به دور از تمام این دگرگونی‌ها با جهان وارد مذاکره و تعامل شویم. تامین منافع ملی ما در گرو یک دیپلماسی منعطف و پویا در راستای منافع ملی است.