دکتر شهریار کهن‌زاد * اخیرا شرکت ‌فایزر و شریک ‌همیارش بیونتک بیانیه‌ای حاکی از ساخت واکسنی موثر به میزانی ورای انتظار را اعلام کردند که در آن به کلیدواژهایی همچون موثر، ورای انتظار، هیجان هوشمندانه و رهایی از فراگیری جهانگیر، پافشاری هدفمندی شده است. این نخستین واکسنی است که در ایالات متحده آمریکا دوره پایانی تحقیقات خود را می‌گذراند. از قرائن با تزریق دو دوز این واکسن به فاصله سه هفته، شمار موارد علامت‌دار کووید۱۹، ۹۰ درصد کاهش نشان می‌دهد. این یافته با عنایت ‌به اینکه بهترین دورنما‌ها در گزارش‌های پیشین ۷۰- ۶۰ درصد کارایی داشته‌اند، اهمیت خود را نمایان می‌سازد. گو اینکه بخش سوم مطالعه همچنان در جریان بوده و می‌تواند نتایج را تحت تاثیر قرار دهد.

نقشه راه سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) شرکت‌ها را از انتشار نتایج تا پیش از دستیابی به شواهدی که حاکی از تندرستی نیمی از دریافت‌کنندگان تا دست‌کم دو ماه پس از تزریق دوز دوم واکسن باشد منع کرده است. پرپیداست که این دستاورد شگفت‌انگیز در به دست‌گیری عنان کنترل همه‌گیری و خروج از شرایط کنونی تعیین‌کننده و حیاتی خواهد بود.

با وجودی که این‌گونه دستاورد‌ها در میانه نبرد بشریت با این ‌همه‌گیری دردآور نقطه‌ای روشن و کامیابی بزرگی برای این شرکت و همیار آلمانی‌اش می‌تواند باشد، اما به هر روی یافته‌های کلیدی همچنان غایب بوده و با عنایت به افت‌وخیز‌هایی که در درازای چند ماه پیش مشاهده شده‌اند، جای خوش‌بینی آگاهانه‌ای را طلب می‌کند. برای نمونه هنوز روشن‌ نیست که آیا این ‌واکسن کفایت لازم برای جلو‌گیری از موارد شدیدی که منجر ‌به شرایط وخیم بیمارستانی و مرگ می‌شوند را نیز داشته باشد. از سوی دیگر اینکه ناقلان بی‌علامت حامل ویروس خواهند ماند یا نه نیز در ‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد. پر‌پیداست که تا پیش از روشن شدن همه بخش‌های خاکستری و پاسخ به پرسش‌هایی که موجودند، امید به سرکوبی موثر ویروس می‌تواند شتابی بی‌مورد در نتیجه‌گیری اصولی و آکادمیک قلمداد شود.

بی‌آنکه گنده‌دماغ و بدبین باشم تنها بر لزوم واقع‌بین‌ بودن اصرار دارم چرا که در غیر این ‌صورت ‌هر گونه امید بی‌مسوولانه در خصوص رهایی‌بخش بودن واکسن با توجه به اینکه این ‌فراگیری مرگ‌آور اساسا می‌توانست تنها با رعایت دقایق دم‌دست ولی هوشمندانه و با برنامه‌ریزی دانشمندانه و آکادمیک، ما را در موقعیتی که در میانه آنیم، قرار نداده باشد، پر‌اهمیت و حیاتی می‌شود.

اگر‌ تجربه وخیم کووید۱۹ کانونی ‌محوری و برهه‌ای روشنگر در مخاطره مرگ‌آور و منهدم‌کننده‌ای که تمامیت تمدن‌مان را در معرض تهدید قرار داده است‌، نشود یعنی تا زمانی که انسان‌ «خطا‌کار» که احمقانه مکرر اشتباه می‌کند، به چیز دیگری مبدل نشده است، باید در انتظار انهدام محتوم و اجتناب‌ناپذیر دیگری باشیم!

راهی که رفتیم‌، به اینجایمان ‌رساند؛ خطا آن ‌راه رفته بود، منطق حکم می‌کند که اگر دوباره رویم، بی‌تردید در همین ‌مکان‌ یا جایی دوزخی‌تر واقع شویم.

هستی ‌بسیار ‌بزرگ‌تر‌ و گسترده‌تر از ما کوتوله‌های پرمدعاست. بهتر است ‌از سر دوراندیشی هم که شده، احترامش کنیم و به ستون‌ها و قواعدی که در ازای خط تکاملی میلیارد‌ها ساله، خردمندانه وضع کرده است‌، باملاحظه، احتیاط، مودبانه و خاضعانه بنگریم. این خضوع به نفع ‌ماست که گر نکنیم، فنای خود را رقم‌ خواهیم زد.

گمان اینکه ظهور یک‌ واکسن رهایی‌مان از این ‌مهلکه را سبب خواهد شد، یک‌ برداشت «دن‌کیشوت»‌وار و ورشکسته است.

منبعث از ساخته دست خودمان یعنی همان که «تمدن» می‌نامندش، همان‌گونه که با سریع‌تر شدن ابزار‌های حمل‌و‌نقل‌مان به گونه‌ای عقلایی محتاط شدیم و خود را به بستن کمربند یا کاربرد کلاه ایمنی عادت دادیم یا بی‌هراسی پابرهنه رفتن‌ها‌یمان ‌را با کفش، ایمن ساختیم و یا… باید راه و رسم مقابله با مخاطره‌های خردی که نقطه ضعف‌ها و فرسودگی مصالح ساختار ژنتیک‌مان را بهتر از خود ما رصد کرده است را نیز کند و کاو کنیم.

«تجربه کووید۱۹» از بشریت یک‌ «تام» گردن‌کلفت و بی‌مغز و از ویروس کرونا یک‌ «جری» زیرک و آسیب‌رسان را نمایش داد! در این کمدی حزن‌انگیز و روانکاه در میانه مصیبت بزرگ و اندوهبار که مرگ ‌بی‌شمار همنوعان‌مان را به بار آورده است، حماقت و ساده‌لوحی‌ مضحک ما بود که‌ در تئاتر سیاره‌ای به نام‌ زمین بر صحنه اجرا رفت.

اینکه ‌این ‌نمایش را تماشاگرانی باشد، جای پرسش دارد!