دکتر علی  احمدبیگی * از یکصد سال پیش علوم بشری در راه رشد و تکامل گامهای مهم و اساسی برداشته حوزه شیمی و بیولوژی یکی از مهمترین حوزه های بوده که بعلت نیاز شدید بشر به مسائل درمانی و تولید دارو برای مبارزه با بیماریهاو پیشگیری از انواع بیماری و انجام دیگر ترکیبات خاص شیمیایی و مختلف پیشرفتهای بسیار چشمگیری داشته  .از این تحولات و پیشرفتهای علمی در بخشهای شیمی و شیمیایی ضمن بهره برداری مثبت سمت سوی استفاده های منفی و مخرب در زندگی انسان و محیط آن نیز آغاز شد که موجبات جنگهای منطقه ای و جهانی شد و انسان علیه همدیگر و مطامع و منافع سیاسی و اقتصادی به تخریب محیط زیست خود و کشتار دیگر انسانها پرداخت آغازین این حرکت از ترکیبات شیمیایی مواد در سالهای ۱۸۶۷ میلادی توسط آلفرد نوبل موجب کشف و تولید دینامیت شد که ضمن اینکه بسیار برای بشربت مفید و همیشه اثرات کاربردی مهمی دارد موجب جسارت و ایجاد جنگها و کشتار انسانها نیز شده و کماکان امروزه به شکل بسیار تکنیکال و کلاسیک تر همین مسیر را ادامه میدهد.

محیط زیست انسان یعنی کره خاکی نعمتی ویژه و خاص است ،ضمن اینکه بسیار ارزشمند و غنی هست دارای پیچیدگی های منحصر میباشد بهره برداری و استفاده مثبت از آن به مهمترین مخلوق روی این زمین بستگی دارد، یعنی انسان در بررسی این انسان باید شناخت ویژه از طبیعت انسان پیدا کرد امروزه تکامل بشر در تمامی زمینه ها ی علوم اثرات ارزشمندی در محیط زندگی بوجود آورده ولی رعایت حریم زیست انسان و تمامی دیگر مخلوقات در محیط زیست کمتر مورد توجه واقع شد که این عدم توجه خطرات بسیار جدی و بلقوه ای را برای حیات بوجود آورده با این حال جهان ما در گذشته نزدیک تغییرات بسیاری کرده ودر بسیاری موارد عمل به دستورهای تکاملی در حوزه های محیط زیست و توجه به چارچوبهای حفظ محیط زیست  در آن خوشبختی فردی و اجتماعی را بسوی یک تعادل روحی و محیطی زندگی بهتر سوق خواهد داد ، این موضوع مهم در گرو شناخت طبیعت انسان است .

آیا طبیعت انسان را میتوان تغییر داد؟ یا با شناخت آن مدیریتش کرد اساسی ترین و بحث برانگیز ترین موضوع در این چارچوب تربیت پذیر بودن طبیعت انسان است در نگاه غالب ، انسان موجودی دورگه میان حیوان و فرشته بشمار میرود که برای رسیدن به کمال باید با تلاش از حیوانیت خویش فاصله بگیرد و از آن بگذرد .

بگفته نیچه فیلسوف آلمانی انسان چیزی است که بر او چیره میباید شد  اما با چشم انداز کنونی بعید بنظر میرسد که امکان تغییر در طبیعت و رفتار کنونی او در آینده نزدیک فراهم شود .

شناخت متن و طبیعت وجودی انسان به ما کمک میکند از طریق دستکاری و تنظیم و رعایت محیط زیست و زندگی آن و برخی مداخله های دیگر از چاله های طبیعت مان پرهیز کنیم ودر آنها نیفتیم .ابعاد گوناگون طبیعت انسان از جنسیت و خشونت گرفته تا فرهنگ و اخلاق و سیاست و اثرات خاص خود را در محیط زندگی و طبیعت و تمامی حیات و آب و هوا یی این سر زمین رنگارنگ موثر ونمایان است ، عصر حاضر دستخوش فعالیت های آبادگرانه و ویرانگرانه خود انسان است حیات کنونی بر اثر حرکات و تحرکات نا متعادل بشر و دستیابی به عناصر بسیار خطرناک شیمیایی و بیولوژیک کاملا محیط زیست را تهدید نموده و متاسفانه در برخی موارد اقدام و عمل نابخردانه سیاسیون حال حاضر جهان به  این اقدام مخرب سرعت بخشیده عدم توجه برخی حکومتها و سیاستمداران جهان به زندگی و تبعات کارهای ناسنجیده موجب خسارتهای زیادی به نفس کشیدن زمین و محیط زیست گردیده است .

کشورهای صنعتی و پیشرفته امروز بیشترین خسارت و نابودی محیط زیست و حتی اکوسیستم حیات وحش دنیا را تهدید میکنند و خسارتهای جبران ناپذیری وارد کرده اند .

با بررسی حوزه های بیولوژیک و بیو شیمی و همچنین زرادخانه های شیمیایی و هسته ای کشورهای مختلف در دنیا به سادگی میتوان یافت که این ذرات خانه ها حیات بشری را کاملا تهدید میکند که نمونه های زیادی از این تهدید متاسفانه خواسته و یا ناخواسته خودشو نشان داده مانند حادثه چرنوبیل که هنوز اثرات مواد رادیواکتیو بر محیط زیست و آلودگی آب و خاک و حتی کشاورزی منطقه محل حادثه بعد از سال ها وجود دارد .

این زرادخانه ها به سیاسیون و رهبران برخی کشورهای جهان این انگیزه را داده که در نبرد و درگیری با رقبای خود از این ابزار یعنی سلاحهای شیمیایی و بیولوژی استفاده کنند همین رفتار انسان ، در سر زمینها و نقاط مختلف موجب نسل کشی و تخریب محیط زیست و از بین بردن حتی گونه های جانوری محیط و جنگل و اطرفمان که  حیات و بقاء بشری را نیز به نوعی تضمین و حیاتبخش است گردیده .

به جرأت میتوان گفت تمام مشکلات بشر از این واقعیت ریشه میگیرد که ما نمیدانیم چه هستیم و با هم توافق نداریم که چه میخواهیم باشیم روابط سیاسی بین الملل به گونه های مختلفی مرتب متغیرهای زیادی را رقم میزند به همین علت خواسته اصلی بشر از خود را گم میکند و با رفتار های بسیار خشن با طبیعت و محیط زیست متاسفانه برخورد میکند هر چند در ده های اخیر تلاشهای قابل تحسینی توسط دانشمندان محیط زیست بعمل  آمده که بتوانند از استراتژیک ترین موضوع زندگی بشر که محیط زیست است حفاظت کنند ولی افراد سود جو و بازرگانانی مانند دونالد ترامپ   که فقط با قدرت پول متاسفانه افسار رهبری مهمترین کشور قدرتمند جهان را در دست میگیرد و بدون هیچ دانش و تجربه سیاسی دنیا را با خطرات متعدد روبرو میکند و بخصوص از پیمانهای مهم حفاظت از محیط زیست دستوری و آمرانه خارج میشود لطمه ای بسیار سنگین برای جامعه بشری بود این از اشکالات امروز جهان محسوب میشود که تلاشهای اندیشمندان محیط زیست را کم رنگ واز بین میبرد.

یکی از شرایط بسیار خطرناک امروز وضعیت بالا رفتن دی اکسید کربن اتمسفر زمین است که به بالاترین میزان خود در هزاران سال گذشته رسید لایه ازن در پوش سپهر رقیق و بر فراز قطب های زمین سوراخ هایی ایجاد میشود حوادث بسیار وسیع طبیعی و صنعتی در سراسر دنیا از آتش سوزی های امریکا جنوبی و آفریقا  گرفته تا سایر مواد سمی که به هوا برمی خیزد  دود نیتروز اکساید در لایه بالایی گشت  سپهر (تروپوسفر ) می نشیند و به سمت شرق به آن سوی اقیانوس ها برده میشود شب ها سطح خشکی ها با میلیونها نقطه نور روشن میشود که در اروپا ، ژاپن ،و شرق آمریکای شمالی به هم میپیوندند تا به شکل نوارهای درخشان درآیند. نیم دایره ای از آتش از جنس شراره های گاز مشتعل خلیج فارس را در بر میگیرد اینها بخش کوچک و بسیار مهمی  از  تخریب و اعمال انسانهای امروزی نسبت به جایگاه محیط زیست است متاسفانه طاس داروین برای زمین( به عبارتی برای خانه بشریت توسط خود انسان ) بد چرخیده است  ما انسانها  قبیله ای به شیوه ای تهاجمی قلمرو طلب هستیم  خود خواهانه به تخریب محیط می پردازیم به داشتن فضایی شخصی بیشتر از نیازهایمان روی میآوریم

با آنکه امروزه ببیشتر جوامع انسانی به رژیم غذایی کمابیش گیاهی محدود شده اند اما باز بشریت سرگرم بلعیدن بخش بزرگی از بقیه جهان زنده است بین ۲۰ تا ۴۰ درصد از انرژی خورشید که میتوانست تبدیل به بافت پوشش گیاهی طبیعی شود را به خود اختصاص میدهیم به ویژه با مصرف محصولات کشاورزی و الوار ، ساخت و ساز ساختمانها و جاده ها و ایجاد زمین های بایر .  در جستجو ی  بی وقفه برای غذای بیشتر حیات جانوری را در دریاچه ها ، رودخانه ها و اکنون حتی در اقیانوس های آزاد کاهش داده ایم و هوا و آب را در همه جا آلوده میکنیم ، سطح سفره های آب زیر زمینی را پایین تر میبریم و گونه ها را منقرض میکنیم .

بیشتر بخوانید...
بازار ضایعات مس آمریکا، چشم‌انتظار تقاضای چین

خلاصه انکه گونه انسان خطری است که محیط زیست را شدیدا تهدید میکند و شاید تقدیر این بوده که معجونی مرگبار برای زیست سپهر باشد و شاید این یکی از قوانین تکامل باشد که هوش معمولا خودش را ازبین میبرد . به نظر من این سناریو را باید قبول کرد سناریویی عبوس است بر پایه چیزی است که میتوان آن را اصطلاحا نظریه ویرانگری طبیعت انسان نامید . بر اساس این نظریه انسان به وسیله میراث ژنتیکی اش طوری برنامه ریزی شده که چنان خودخواه باشد که خیلی دیر در برابر جهان احساس مسئولیت کند .

باید توجه داشت در قلب جهان بینی محیط زیست گرایی این اعتقاد راسخ وجود دارد که سلامت جسمی و روحی انسان وابسته به پایدار نگه داشتن این سیاره در وضعیتی نسبتا دگرگون نشده است . زمین به معنای واقعی و ژنتیکی آن خانه ماست ، جایی که بشر و نیاکانش در تمام میلیونها سال تکامل شان روی آن زیسته اند .اکو سیستم های طبیعی ، جنگل ها، آبسنگ های مرجانی ، آب های شور ،  جهان را دقیقا همانطوری نگه میدارند که میخواهیم باقی بماند .

هنگامی که محیط زیست جهان  را تباه و تنوع حیات را نابود میکنیم ، در واقع داریم یک سیستم پشتیبانی را از کار می اندازیم که پیچیده تر از آن است که بتوانیم درکش کنیم ، چه رسد به آنکه در آینده ای نزدیک بتوانیم چیزی را جانشین آن کنیم . به عقیده دانشمندان علوم فضایی انواع عملا نامحدودی از محیط های سیاره ای دیگر  وجود دارد که تقریبا هیچ کدام از آنها با زندگی انسان سازگار نیستند .

لذا امروزه زمین تنها دارایی بشریت است که میتوان بقاء انسان را در خود زنده و پویا و متکامل تر حفظ و به جلو ببرد در این اواخر مادر زمین را گایا (Gaia) نامیده شده که سنگ جوشی تخصیص یافته از جانداران و محیط بی جان است که با اقدامات بی فکرانه ما بی ثبات و مرگبار میشود .

 بد نیست در این مجال کوتاه اشاره ای به این مطلب بشود  در جنبش های دو رگه ای همچون اکو فمینیسم که معتقد است مادر زمین پرورشگاه تمام اشکال حیات است و باید همچون جوامع پیشامدرن (پارینه سنگی و باستانی) به آن احترام گذاشت و عشق ورزید و اینکه تجاوز به اکو سیستم ها ریشه در مفاهیم ، ارزش ها و نهادهای مردسالارانه دارند   ! البته از دیدگاه من چنین مطلبی خیلی راحت نیست ولی اشاره به این موضوع خالی از لطف به جنبش اکو فمینیستی برای زنان بشریت در این مقاله نبوده ،

به هر حال محیط زیست یک مقوله بسیار اساسی و استراتژیک حیات بشری است امروزه در عالم سیاست و روابط بین الملل این موضوع روز به روز بصورت راهبردی اجتنا ب ناپذیر  نمایان تر میگردد به همین دلیل خوش بینی وجود دارد که باور کنیم وارد عصری شده ایم که شاید روزی با شجاعت و هوشمندی و درایت   آن را قرن محیط زیست نامید ه شود

در کنفرانس محیط زیست و توسعه سازمان ملل متحد که در ژوئن ۱۹۹۲ در  ریودوژانیرو در برزیل برگزار شد بیش از ۱۲۰ رئیس دولت گرد هم آمدند تا کمک کنند مسائل محیط زیست به صحنه مرکزی تصمیم گیری های سیاسی نزدیکتر شود در ۱۸ نوامبر سال ۱۹۹۲ بیش از ۱۵۰۰ دانشمند برجسته از ۶۹ کشور جهان هشداری به بشریت صادر کردند که بر اساس آن جمعیت بیش از حد ،  تباهی محیط زیست آینده حیات را به خطر انداخته است .این موضوع به مسئله ای جهانی تبدیل شده مذهبیون و رهبران  دینی  جهان مسائل محیط زیست را بعنوان مساله اخلاقی میدانند . در مه ۱۹۹۲ رهبران بیشتر مذاهب بزرگ امریکا یی بعنوان مهمان مجلس سنای ایالات متحده با دانشمندان دیدار کردن تا بیانیه مشترک دین و علم درباره محیط زیست را تدوین کردن همه به اهمیت حفاظت از تنوع زیستی برای آیند کشورشان پی بردن .

باید توجه داشت علم و فرایندهای سیاسی را میتوان برای مدیریت محیط فیزیکی غیر زنده بکار گرفت . دست انسان اکنون بالاتر از هر مطلب فیزیکی است لایه ازن در اتمسفر فوقانی را می توان با حذف CFC ها کمابیش احیا کرد  دی اکسید کربن و گازهای گلخانه ای دیگر را میتوان دوباره به غلظت هایی بازگرداند که روند گرمایش جهانی را کند سازند .دست انسان بالاتر از پایدار سازه های فیزیکی هست که میتواند اثرات مثبت و منفی در تخریب یا حفاظت از محیط زیست داشته باشد ولی دست انسان بالاتر از پایدار سازه های زیستی نیست برای مدیریت تفصیلی اکو سیستم های طبیعی و میلیونها گونه ای که در آنها زندگی میکنند هیچ راهی متصور نیست ، شاید نسل های آینده بتوانند از عهده چنین کاری برآیند اما تا آن زمان دیگر برای اکوسیستم ها و شاید برای ما خیلی دیر شده است با آنکه طبیعت بی انتها به نظر میرسد ،. بشر سرگرم رنده کردن تنوع آن است و با تداوم روند کنونی ظرف یک قرن سرنوشتی جز تبدیل شدن به سیاره ای فقیر در انتظار زمین نیست و انقراض های دست جمعی با فراوانی روز افزون از تمام بخش های جهان گزارش میشود بخشی از این انقراض ها پیش بینی میشود شامل نیمی از ماهیان آب شیرین شبه جزیره ای مالزی ، بیش از ۶۸ گونه از صدف دو کفه ای آب های کم عمق رودخانه تنسی امریکا ،حدود ۲۰۰ گونه گیاهی در کل ایالات متحده ، نابودی زیستگاه های طبیعی به ویژه جنگلهای استوایی و خیلی دیگر از انواع مبانی جانوری و زیستی به انقراض کشیده خواهند شد 

این مسئله از سیاست و حتی اقتصاد برای بشریت و بقاء آن از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است حتی اگر امروز زیست شناسان معادل تاکسونومیک پروژه منهتن(پروژه  ای بود در زمان جنگ جهانی دوم در امریکا که به ساخت نخستین بمب اتمی انجامید)  را وارونه اجرا کنند و فرهنگ تمام گونه ها را دسته بندی و حفظ کنند باز هم نخواهند توانست که این اجتماع زیستی را دوباره سر هم کنند  این کار مانند آن است که بخواهید یک تخم مرغ نیمرو همزده را با کمک یک جفت قاشق به شکل اولش بازگردانید.

باید اذان کرد متاسفانه محیط زیست در سیاست و اقتصاد محو و گم شده تذکر و یادآوری خلاصه  مطالب  بالا و  وضعیت روبه بحران کنونی اهمیت حیات بشری است عدم توجه حکومت ها و سیاستمداران به این موضوع کاملا تهدید جامعه بشری را در پی دارد رقابت های اقتصادی در نقاط مختلف جهان از صنعت گرفته تا امور دیگر در از بین بردن جنگلها و ایجاد زمین های بایر و به تبع آن نابودی اکو سیستم را به دنبال دارد . هریک از اعضاء جامعه بشری که دستی بر آتش دارن در خصوص اهمیت زندگی و حیات جامعه بشری موظف به ابراز مواضع محیط زیست گرایانه و   توجه دادن سازمان ملل متحد و دولت ها به این موضوع هستند

با آرزوی موفقیت برای همه کسانی که در راه اعتلای انسانیت و حفظ بقاء بشریت تلاش میکنند

دکتر علی  احمدبیگی

۰/۵ ( ۰ نظر )