محمد هادی موقعی * جمعیت سوئیس یک صدوشصت ام جمعیت چین است. یعنی از نظر جمعیت چین ۱۶۵ برابر بزرگتر از سوئیس است. مساحت سوئیس یک دویست وسی ام مساحت چین است. یعنی از نظر مساحت چین ۲۳۰ برابر سوئیس است. ولی اقتصاد سوئیس یک دوازدهم اقتصاد چین است. یعنی چین فقط ۱۲ برابر از نظر اقتصادی از سوئیس بزرگتر است. اگر شرایط را مساوی بگیریم تا مقایسه راحت تر شود و به نسبت حجم اقتصاد بخواهیم آمار واقعی تری بدهیم، صادرات سوئیس به جهان ۲.۳ برابر صادرات چین است و ارزش دارایی های خارجی سوئیس ۱۰.۷ برابر ارزش دارایی های خارجی چین است. چرا؟ زیرا شرکت های سوئیس عامل این عملکرد عالی اقتصادی جهانی هستند. به دلائل زیر توجه کنید:

  • شرکت های سوئیس شرکت های جهانی محسوب می شوند و مدیریت جهانی دارند.
  • شرکت های سوئیس از استراتژی تنوع رهبری استفاده می کنند. Leadership Diversity
  • رهبران ومدیران ارشد شرکت های سوئیس عمدتا غیر سوئیسی اند.
  • ۶۲ درصد اعضای غیر موظف شرکت های سوئیس ملیت سوئیس ندارند.
  • ۵۵ درصد مدیران عامل شرکت های بزرگ سوئیس ملیت سوئیس ندارند.
  • غول بانکی UBS سوئیس دارای ۱۳ نفر عضو هیات مدیره است که ۷ نفر آنان غیر سوئیسی، دو نفر دو تابعیتی و بقیه ملیت سوئیس دارند. همچنین ۱۵ نفر اعضای هیات عامل این بانک، ۸ نفر غیر سوئیسی، دو نفر دو تابعیتی و بقیه سوئیسی اند.

شرکت های سوئیس در استخدام و به کارگیری مدیران و رهبران خود در سراسر جهان چشمشان را به روی گذرنامه ها بسته اند.

اگر چه انتظار می رود بیشترین تعداد شرکت های Fortune 500  ریشه چینی داشته باشند و چین از این بابت از آمریکا سبقت بگیرد ولی این پیروزی دیری نخواهد پایید. 

ریشه مشکل شرکت های غول چینی

شرکت های چینی در لیست Fortune 500 به درآمدهای داخلی متکی هستند. از طرفی نیروی کار فعال در چین در حال پیر شدن است و زمینه را برای کاهش رشد GDP فراهم می کند؛ زیرا استراتژی بهره وری نیروی کار فراموش شده است. تجربه تلخ افول رشد جهانی اقتصاد ژاپن -که به همین دلیل بود- برای چین درس عبرت نشد.

پیشنهاد راه حل مدیریتی برای چین

اگر شرکت های بزرگ و غول چینی بخواهند خود را در لیست Fortune 500 حفظ کنند باید ذهنیتی جدید در مدیریت شرکت ها ایجاد شود. این ذهنیت جدید همان ذهنیت جهانی شدن (Global Mindset )  است. ذهنیت جهانی شدن سوئیس را به سرآمدی در اقتصاد جهان رسانید و غفلت از این ذهنیت، ژاپن را به زیر کشید. آیا چین می تواند مدیرانی با ذهنیت جهانی را در شرکت های خود جذب کند؟

بیشتر بخوانید...
سرنوشت کالاهای پرحاشیه گمرکی به کجا رسید

فروش و صادرات در سایه شرکت هایی با ذهنیت جهانی

رمز صادرات و فروش جهانی در تنوع در رهبری شرکت هاست. حدود ۸ درصد مدیران اجرایی و اعضای هیات مدیره شرکت های چینی ملیت و تابعیت چینی دارند؛ همان طور که شرکت های ژاپنی نیز همین وضعیت را داشتنند. فشار طاقت فرسا وتلاش های شبانه روزی این مدیران توانست کاهش رشد داخلی را با صادرات جبران کند. ولی در چه مقیاسی؟

کشور سوئیس یکی از کشورهای توسعه یافته جهان در سبک رهبری متنوع است و به همین دلیل سهم بالایی از GDP خودش را با صادرات و دارایی های خارجی پر کرده است. سهم مدیران با ملیت و تابعیت سوئیس در بخش مدیران اجرایی ۴۵ درصد و اعضای هیات مدیره ۳۷ درصد است.  همین سهم در کشور چین برای مدیران اجرایی و هیات مدیره ۹۷ درصد و در ژاپن برای مدیران اجرایی ۹۷ درصد و برای هیات مدیره ۹۸ درصد بوده است. به عبارتی همه مدیران ارشد شرکت های چینی و ژاپنی تابعیت و ملیت داخلی دارند.

با کاهش سن جمعیت فعال وکاری ژاپن رفته رفته مصرف داخلی دچار لطمه شد و نام شرکت های ژاپنی از لیست Fortune 500 خارج شد و یا به ته لیست رفتند.

آیا چین گام در مسیر ژاپن گذاشته است؟

چین  در رشدی با سرعت شهاب سنگ در اقتصاد داخلی خود، شرکت های توانمندی را به لیست فورچون ۵۰۰ اضافه می کند تا جایی که بتواند از آمریکا در تعداد این شرکت ها جلو بزند. این مقدمه ای است برای رویارویی چین با وضعیت دهه ۱۹۹۰ ژاپن. 

رشد جمعیت فعال ژاپن در سال ۲۰۳۰ میلادی منفی خواهد شد. در حالی که در همان سال جمعیت فعال چین حدود ۲۵ درصد جمعیت چین خواهند بود. نسبت جمعیت فعال چین در سال ۲۰۵۰ میلادی به ۵ درصد خواهد رسید و سیر منفی آن احتمالا از ۲۰۵۵ آغاز خواهد شد.

سیاست تک فرزندی کار دست چین خواهد داد.

در سال ۱۹۶۰ میلادی سرانه زاد و ولد هر زن چینی حدود ۵ نفر بود. در سال ۲۰۱۷ این رقم سرانه به ۱.۵ نفر رسیده است. با افزایش استانداردهای زندگی، نرخ زاد و ولد کاهش خواهد یافت. این یک روند جهانی است؛ ولی برای چین شدیدتر است.  شیب تند نزولی جمعیت فعال چین به احتمال زیاد با افول قابل توجه رشد GDP به دلیل کاهش بهره وری نیروی کار همراه خواهد بود. زمانی که ژاپن با کاهش رشد جمعیت فعال روبرو شد نتوانست با افزایش بهره وری نیروی کار روند رشد GDP را حفظ کند و دوران افول آغاز شد. 

 

۰/۵ ( ۰ نظر )