به گزارش جهان صنعت نیوز: خود پلوسی نیز به همین میزان اذعان داشت؛ وقتی از او درباره اظهارات رییس‌جمهور پرسیدند، او گفت: «شاید ارتش می‌ترسید هواپیمای ما توسط چینی‌ها سرنگون شود یا چیزی شبیه به آن.» این اظهارات نشان می‌دهد که ایالات متحده احتمالا اطلاعاتی یا هشدار خصوصی از چین دریافت کرده مبنی بر اینکه اگر پلوسی واقعا از تایپه بازدید کند، باید منتظر واکنشی بی‌سابقه و شدیدا تشدیدکننده از سوی پکن باشد.

به نظر می‌رسد تماس تلفنی دوساعته بین رییس‌جمهور بایدن و شی جین پینگ رهبر چین در ۲۸ ژوئیه کمک چندانی به خنثی کردن اوضاع نکرده است. در خلاصه رسمی مکالمه چین به نقل از شی به رییس‌جمهور بایدن هشدار داده شده است که «کسانی که با آتش بازی می‌کنند توسط آن نابود خواهند شد».

سفر بالقوه پلوسی سیاستگذاران ایالات متحده را با گزینه‌های اندکی مواجه می‌کند. اگر او این سفر را لغو کند، احتمالا چین را جسور می‌کند تا اجبار خود بر تایوان را افزایش دهد و ضربه‌ای به اعتماد مردم تایوان نسبت به آینده آنها وارد می‌کند. از سوی دیگر، یک دیدار احتمالا باعث ایجاد بحران خواهد شد، زیرا چین احساس می‌کند که مجبور است به آن واکنش نشان دهد تا تهدیداتش توخالی تلقی نشوند. با این حال، اشتباه است که فکر کنیم برنامه‌های سفر پلوسی تعیین می‌کند که آیا یک رویارویی در تنگه تایوان تحقق می‌یابد یا خیر. در واقع، ایالات متحده و چین در حال رسیدن به چنین بحرانی هستند- و این بسیار خطرناک‌تر از بن‌بست‌های قبلی خواهد بود. چین که از قابلیت‌های نظامی قابل‌توجهی برخوردار و کمتر نگران حفظ روابط خود با ایالات متحده است، اکنون بسیار بیشتر از آنچه در طول بحران‌های پیشین بود، تمایل دارد به یک تحریک محسوس با تشدید تنش پاسخ دهد. با توجه به احتمال وقوع یک بحران یا حتی یک درگیری، ایالات متحده باید اطمینان حاصل کند که توانایی دفاع از تایوان را دارد و به تایوان کمک می‌کند تا خود را برای تهاجم احتمالی آماده کند. این دستور کار، بیش از ژست‌های نمادین، باید رویکرد ایالات متحده را در سال‌های حساس پیش‌رو هدایت کند.

این اولین بار نیست

این روزها با همه توجهی که سفر پلوسی به خود جلب کرده باید گفت که این دست اتفاقات، بی‌سابقه نیست. بازدیدهای مشابهی در گذشته انجام شده است که کاملا با سیاست «چین واحد» ایالات متحده مطابقت دارد که براساس آن ایالات متحده جمهوری خلق چین را به عنوان تنها دولت قانونی چین به رسمیت می‌شناسد، موضع چین مبنی بر اینکه فقط یک چین وجود دارد و تایوان بخشی از چین است را تصدیق می‌کند (اما تایید نمی‌کند) و روابط غیررسمی با تایوان را حفظ می‌کند. پلوسی اولین رییس مجلس نمایندگان نیست که به این منطقه سفر می‌کند: نیوت گینگریچ، رییس وقت مجلس نمایندگان آمریکا در سال ۱۹۹۷ با رییس‌جمهور تایوان لی تنگ هوی در تایپه دیدار کرد. پلوسی و بایدن در مقابل، متعلق به یک حزب هستند به همین دلیل، مقامات چینی معتقدند که او با هماهنگی کاخ‌سفید عمل می‌کند.

با این حال، هیات‌های کنگره به طور معمول از تایوان بازدید می‌کنند. دولت‌های گذشته مقامات کابینه را به این جزیره فرستاده‌اند. در سال ۲۰۲۰، الکس آزار، وزیر بهداشت و خدمات انسانی از تایپه بازدید کرد. پلوسی با هواپیمای نظامی ایالات متحده سفر خواهد کرد، اما این هم چیز جدیدی نیست. به عنوان مثال، در ژوئن ۲۰۲۱، سه سناتور آمریکایی با هواپیمای نیروی هوایی ایالات متحده وارد تایوان شدند.

دور شدن آمریکا از سیاست «چین واحد» خود

آنچه سفر پلوسی را از دیگران متمایز می‌کند این است که این سفر در زمانی رخ می‌دهد که پکن معتقد است ایالات متحده از سیاست «چین واحد» خود دور می‌شود و تغییرات قابل‌توجهی در دیپلماسی ایالات متحده در قبال تایوان در سال‌های اخیر رخ داده است. مایک پمپئو، وزیر امور خارجه، تبریک خود را به تسای اینگ ون، رییس‌جمهور تایوان به مناسبت تحلیف وی در سال ۲۰۲۰ فرستاد. دولت ترامپ میزبان دیپلمات‌های تایوان در وزارت خارجه و سایر ساختمان‌های دولت فدرال بود که در دوران دولت بایدن نیز رواج داشت. آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه، علنا از تایوان به عنوان یک «کشور» یاد کرد. دولت بایدن از نماینده تایوان در ایالات متحده برای شرکت در مراسم تحلیف بایدن دعوت کرد و از تایوان برای شرکت در اجلاس سران برای دموکراسی. از سوی مقامات دولت همچنین به رسانه‌ها درز کرده که پرسنل نظامی ایالات متحده در تایوان به آموزش نیروهای این کشور می‌پردازند. هیچ‌یک از این اقدامات به منزله به رسمیت شناختن دیپلماتیک نیست، اما پکن ممکن است سفر پلوسی را فرصتی برای ارسال این پیام بداند که ایالات متحده باید آنچه را که چین به عنوان یک الگوی عمدی می‌بیند، متوقف کند. جدای از تلاش برای توقف تقویت روابط ایالات متحده و تایوان، واکنش چین به سفر احتمالی پلوسی تا حدی محصول زمان‌بندی نامطلوب است. شی جین پینگ در پاییز امسال به دنبال سومین دوره بی‌سابقه ریاست حزب کمونیست چین خواهد بود. او احتمالا از این واهمه دارد که حمایت عمومی و سطح بالای ایالات متحده از تایوان، او را ضعیف جلوه دهد و روابط مهم را کنترل نکند و جایگاه او را تضعیف کند.

از آنجا که شی جین‌پینگ با مشکلات اقتصادی در خانه و نارضایتی فزاینده‌ای از سیاست سختگیرانه‌اش در برابر کووید صفر مواجه است، ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که بحران تایوان می‌تواند افکار عمومی را جمع کند و محبوبیت او را تقویت کند. ممکن است حمایت بین‌المللی از تایوان به‌ویژه در پی تهاجم روسیه به اوکراین بسیار قوی‌تر شده است. تایوان و اوکراین دموکراسی‌های نسبتا جوانی هستند که در کنار همسایگان خودکامه بسیار بزرگ‌تر با طرح‌های قدیمی در قلمرو خود وجود دارند. رهبران در سرتاسر جهان به این شباهت‌ها توجه کرده‌اند. شی ممکن است احساس کند که باید کشورها را از همکاری با تایپه برای افزایش دفاع و انعطاف‌پذیری آن بازدارد. او همچنین می‌تواند سفر پلوسی را بهانه‌ای مفید برای تمرین‌های نظامی در مقیاس بزرگ بداند که می‌تواند آمادگی ارتش آزادی‌بخش خلق را برای عملیات‌های پیچیده آزمایش کند. این مساله می‌تواند سرنخ‌هایی را برای او فراهم کند که آیا ارتش چین بهتر از ارتش روسیه در اوکراین عمل می‌کند و نشان می‌دهد که ایالات متحده و تایوان چگونه واکنش نشان خواهند داد.

افزایش قدرت تسلیحاتی چین

آخرین بحران تنگه تایوان بیش از ربع قرن پیش رخ داد. رویداد محرک، سخنرانی سال ۱۹۹۵ لی در دانشگاه کرنل بود که او آن را «تجربه دموکراتیک شدن تایوان» نامید. این واقعیت که رییس‌جمهور تایوان پس از آنکه وارن کریستوفر وزیر امور خارجه آمریکا به همتای چینی خود اطمینان داد که اجازه ورود به این کشور را نخواهد داشت، به رییس‌جمهور تایوان ویزا برای سفر به ایالات متحده داده شد، پکن را خشمگین کرد. ارتش چین در اقدامی تلافی‌جویانه، آزمایش و تمرین موشکی را در تنگه تایوان انجام داد. این امر ویلیام پری وزیر دفاع آمریکا را بر آن داشت تا اعلام کند ایالات متحده دو گروه ناو هواپیمابر را به منطقه اعزام خواهد کرد و نشان داد که ایالات متحده آماده مداخله برای دفع تهاجم چین است.

از آن زمان، چین ابزار قوی‌تری برای مجازات تایوان ایجاد کرده است. در حالی که بودجه نظامی تایوان در سال ۱۹۹۴ از چین بیشتر بود، چین اکنون ۲۰ برابر تایوان هزینه می‌کند. در سال‌های اخیر، چین در مانورهای نظامی اجباری خود جسورتر شده است: به تهاجمات تقریبا روزانه آن به منطقه شناسایی دفاع هوایی تایوان نگاه نکنید. برای ارسال پیام، چین اکنون باید کاری انجام دهد که به طور قابل‌توجهی بالاتر از این نوع طعمه‌گذاری باشد، که به این معنی است که گزینه‌های آن به طور فزاینده‌ای افزایش می‌یابد. چین علاوه بر مزیت نظامی خود، اهرم فشار بیشتری بر اقتصاد تایوان دارد. در زمان بحران ۱۹۹۶-‌۱۹۹۵، صادرات تایوان به سرزمین اصلی یک‌سوم از یک درصد کل صادرات آن را تشکیل می‌داد. امروز این رقم معادل ۳۰ درصد است. چین می‌تواند تصمیم بگیرد که بازار خود را به روی بسیاری از کالاهای تایوانی ببندد؛ اقدامی که مقابله با آن برای تایوان- یا ایالات متحده- دشوار خواهد بود.
این فقط روابط بین چین و تایوان نیست که تکامل یافته است. در طول بحران‌های قبلی، چین به حفظ روابط سازنده با ایالات متحده علاقه‌مند بود. این در طول بحران ۱۹۹۵-۱۹۹۶ صادق بود، بن‌بست ناشی از بمباران تصادفی سفارت چین در بلگراد در سال ۱۹۹۹ توسط ایالات متحده و حادثه‌ای در سال ۲۰۰۱، زمانی که یک جت جنگنده چینی با هواپیمای شناسایی ایالات متحده برخورد کرد، در تمام این موارد، رهبران چین در نهایت به دنبال راهی برای کاهش تنش بودند. با این حال، اکنون، با سقوط آزاد روابط ایالات متحده و چین، شی ممکن است معتقد باشد که چیزی برای حفظ این رابطه باقی نمانده است.

مشکل پیش‌رو

دوران بسیار خطرناک‌تری برای روابط بین تنگه‌ای در راه است. شی جین پینگ هدفی را برای دستیابی به «جوان‌سازی بزرگ» چین تا سال ۲۰۴۹ تعیین کرده است. اتحاد با تایوان پیش‌شرط این هدف است. او ممکن است بخواهد سریع‌تر از آنچه که جدول زمانی نشان می‌دهد حرکت کند: شی بعید است که تا سال ۲۰۴۹ زنده بماند (او به ۱۰۰ سالگی نزدیک می‌شود) و گفته است که این موضوع نمی‌تواند از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. این بدان معناست که او مایل است حداقل در مورد وضعیت تایوان پیشرفت قابل‌توجهی داشته باشد یا آن را به طور کامل حل کند. همان‌طور که ویلیام جی برنز، رییس سیا اخیرا گفت: «من عزم رییس‌جمهور شی برای اعمال کنترل چین -کنترل جمهوری خلق چین- بر تایوان را دست‌کم نمی‌گیرم… من فکر می‌کنم خطرات آن بیشتر می‌شود». شی پس از تثبیت حکومت خود در کنگره آتی حزب و کنار زدن رقبا و قرار دادن وفاداران در موقعیت‌های حساس، دست آزادتری برای پیگیری اهداف خود خواهد داشت.

برای جلوگیری از بدترین نتایج ممکن در این مرحله خطرناک جدید، دولت بایدن باید یک بازنگری جامع از سیاست ایالات متحده در قبال تایوان را آغاز کند. با توجه به اینکه آخرین بررسی در سال ۱۹۹۴ انجام شد و تغییرات قابل‌توجهی در داینامیک تنگه متقاطع در سال‌های میانی رخ داده، این امر دیر شده است. یک اصل راهنمای سیاست ایالات متحده باید از حمله چین به تایوان جلوگیری کند. برای این منظور، ایالات متحده باید مشخص کند که برای دفاع از تایوان از زور استفاده خواهد کرد.

ضرورت تقویت قابلیت‌های رزمی تایوان

علاوه بر چنین تضمین‌هایی، دولت ایالات متحده باید قابلیت‌های رزمی تایوان را بهبود بخشد. ایالات متحده باید به تایوان در اصلاح نیروهای ذخیره خود و توسعه نیروهای دفاعی سرزمینی کمک کند و در عین حال تایپه را برای افزایش هزینه‌های دفاعی خود و سرمایه‌گذاری در قابلیت‌های نامتقارن مانند موشک‌ها، مین‌های دریایی و دفاع هوایی قابل حمل تحت فشار قرار دهد. سیاستگذاران ایالات متحده همچنین باید با تایوان همکاری کنند تا جمعیت غیرنظامی خود را برای حمله احتمالی چین آماده کنند. این امر مستلزم برنامه‌ریزی برای نحوه نگهداری مواد غذایی، سوخت و تجهیزات پزشکی کافی در طول یک درگیری است.

تجدیدنظر ایالات متحده در آتش‌افکنی

در همین حال، برای کاهش احتمال آتش‌افکنی، ایالات متحده باید در ژست‌هایی تجدیدنظر کند که به تنش‌ها دامن می‌زند، اما بازدارندگی یا انعطاف‌پذیری تایوان را افزایش نمی‌دهد. همکاری امنیتی دوجانبه بین ایالات متحده و تایوان در سال‌های آینده باید افزایش یابد، اما چنین فعالیت‌هایی نباید علنی شوند. مقامات بلندپایه ایالات متحده باید زمانی که دلیل اساسی برای انجام این کار وجود دارد، مانند بحث در مورد روابط تجاری ایالات متحده و تایوان یا همکاری در مورد مسائل بهداشت جهانی، ملاقات کنند. اگر ایالات متحده معتقد است که یک بحران در حال ظهور است، یک سفر نمادین در سطح بالا می‌تواند برای ارسال سیگنال به چین مفید باشد، اما تا آن روز مقامات ارشد نباید فقط به خاطر انجام این کار در تایپه دست به کار شوند. با این معیار، سفر برنامه‌ریزی‌شده نانسی پلوسی توصیه نمی‌شود. اگرچه تایوان بعید است که دستاوردهای ملموسی را به دست آورد، اما بار عمده واکنش چین را متحمل خواهد شد. در عین حال بعید به نظر می‌رسد پلوسی سفر خود را لغو کند. با توجه به اینکه بعید است پلوسی پس از انتخابات میان‌دوره‌ای رییس مجلس باقی بماند، او ممکن است احساس کند که این آخرین فرصت او برای نشان دادن حمایت خود از تایوان است. به علاوه، یکی از بسترهای حرفه سیاسی او موضعی سخت در قبال چین اتخاذ کرده است. اکنون که این دیدار علنی شده است و حمایت دوحزبی قابل‌توجهی در کنگره از سفر او وجود دارد، اگر برنامه‌های او به لغو ختم شود، پیامدهای سیاسی نیز به همراه خواهد داشت. پس بهترین نتیجه این است که پلوسی سفر خود را تا پایان دوره انتخابات میان‌دوره‌ای اما قبل از جلسه بعدی کنگره به تعویق بیندازد که مصادف با پیامدهای کنگره حزب چین خواهد بود. شی احتمالا هرگونه تاخیر را به عنوان پیروزی چین تلقی خواهد کرد، همان‌طور که جیانگ زمین، رییس‌جمهور چین، بحران سال‌های ۱۹۹۶-۱۹۹۵ را در همین راستا نشان داد و پلوسی همچنان می‌تواند یک سفر را به عنوان بخشی از میراث خود به حساب آورد. در این میان، پلوسی می‌تواند قانونی را معرفی کند که توانایی‌های دفاعی تایوان را افزایش می‌دهد، به‌طور بالقوه شامل مقرراتی مانند اولویت دادن به تحویل تسلیحات به جزیره یا آغاز برنامه تامین مالی نظامی خارجی با تایپه. یک لایحه همچنین می‌تواند به دولت بایدن اختیار دهد تا در مورد یک توافق تجاری جامع با تایوان مذاکره کند. در آماده‌سازی برای یک بحران آتی در مورد تایوان، چنین اقدامات اساسی بسیار مهم‌تر از هر حرکت نمادین خواهد بود.

  • نویسنده : فاطمه رحیمی