به گزارش جهان صنعت نیوز: یکی از قابل توجه‌ترین تحلیل‌هایی که این روزها در فضای رسانه‌ای پیرامون این موضوع به چشم می‌خورد این است که دولت سیزدهم به عنوان دولتی که از ابتدای کار شعار گره نزدن مسائل اقتصادی با مسائل سیاست خارجی را می‌داد، اکنون بعد از یک وقفه تقریبا دو ماهه در فرآیند مذاکرات هسته‌ای به این نتیجه رسیده که احتمالا با این فرمانی که می‌رویم، به احیای برجام و لغو تحریم‌ها نخواهیم رسید لذا آستین‌ها را بالا زده و دست به کار شده تا بلکه تغییراتی در حوزه اقتصاد و معیشت ایجاد کند.

از همین‌رو است که شاهدیم صدای اعتراض خیلی از سیاسیون بلند شده است. مثلا حسین نورانی‌نژاد فعال سیاسی اصلاح‌طلب در یادداشتی نوشت: «جراحی را از دیپلماسی منطقه‌ای و جهانی شروع کنید؛ چرا از نان مردم شروع می‌کنید؟!»

مقامات مسوول البته کما‌فی‌‌سابق اصرار دارند که دو موضوع را به موازات هم مدیریت می‌کنند و پیش می‌برند، مثلا حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه دیروز همزمان با حضور «انریکه مورا» معاون مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و هماهنگ‌کننده گفت‌وگوها در وین در توئیتر نوشت: «هر دو مسیر خنثی‌سازی و رفع تحریم‌ها پیگیری می‌شود.» وی افزود: «مصون‌سازی کشور از مسیر تحول اقتصادی و توزیع عادلانه نظام پرداخت یارانه یک راهبرد اصلی است. مذاکره برای لغو تحریم‌ها، با رعایت خطوط قرمز ایران در رسیدن به توافقی خوب، قوی و پایدار در مسیر درست خود پیگیری می‌شود.»

جراحی اقتصادی یا پروپاگاندا

درباره درست بودن تحلیل مورد اشاره یعنی اینکه دولتی‌ها چون امیدی به گشایش در مذاکرات هسته‌ای و احیای برجام ندارند، سراغ جراحی اقتصادی رفته‌اند اجماع نظری وجود ندارد اما درباره بی‌موقع بودن این اقدام و ناتوانی آن در جبران مشکلات اقتصادی که صرفا با لغو تحریم حل خواهد شد شاهد هم‌صدایی اغلب سیاسیون هستیم.

احمد شیرزاد فعال سیاسی اصلاح‌طلب و نماینده پیشین مجلس نیز اقدام به جراحی اقتصادی در دولت را پیرو ناامیدی از موفقیت در جراحی سیاسی و سیاست خارجی نمی‌داند. او در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» در این باره گفت: «برای تشریح وضعیت مذاکرات هسته‌ای و مسائل سیاست خارجی باید یک مثال بزنم. می‌دانید که روی دستگاه‌های دیجیتال یک دکمه pause داریم که همه چیز را در یک وضعیت نگه می‌دارد. وضعیت مذاکرات هسته‌ای نیز به نظر من در چنین حالتی است و متوقف شده است. در واقع طرفین منتظر هستند که ببینند طرف مقابل تصمیم خاصی می‌گیرد یا نه. منظور از تصمیم خاص هم این است که یک گام شجاعانه در جهت حد مساله برداشته شود.»

وی افزود: «این حالت انتظار ممکن است مدتی هم طول بکشد اما ابدی نخواهد بود. ادامه این وضعیت معقول به نظر نمی‌رسد و دیر یا زود از این وضعیت خارج خواهیم شد.»

این نماینده پیشین مجلس با بیان اینکه «بعید می‌دانم در ذهن سیاستمداران کشور آنچه اسمش را جراحی اقتصادی گذاشته‌اند، یک اقدام جایگزین برای رفع مشکلات باشد» گفت: «به هرحال این راهکار جایگزین حل مسائل سیاست خارجی نخواهد بود. ممکن است اگر این راهکارها به فرض اینکه موفقیت‌آمیز باشد و بی‌کم و کاست اجرا شود اما آن مشکلاتی که از طریق سیاست خارجی در اقتصاد حل می‌شود را حل نمی‌کند. آن مشکلات خیلی هم روشن است. باید بتوانیم از تکنولوژی موجود در بازار برخوردار باشیم، باید بتوانیم مبادلات بانکی را با دنیا انجام دهیم و… معلوم است که حل این مسائل صرفا از طریق سیاست خارجی ممکن است و راه دیگری ندارد.»

شیرزاد ادامه داد: «منتهی اینکه فکر کنیم تا این مسائل حل نشده، هیچ مشکلی هم حل نخواهد شد، درست نیست. یعنی من در این نکته با تحلیلی که در حاکمیت وجود دارد، توافق نظر دارم و معتقدم که اگر آن مسائل الان قابل حل نیست باید دید که کدام مسائل را می‌توان حل کرد. این هم به معنی آن نیست که اقدامات فعلی بتواند آن مشکلات اساسی را حل کند. بعید هم می‌دانم که در ذهن سیاستمداران چنین چیزی گذشته باشد.»

وی تصریح کرد: «اقداماتی که اسمش را جراحی اقتصادی گذاشته‌اند تا حدی پروپاگانداست. اینها مسائلی است که در گذشته بهتر از این آقایان حل کرده بودیم. اگر خاطرتان باشد وقتی دولت اصلاحات کار خود را شروع کرد ارز چندین نرخ داشت که نسبت آنها با همین حدود فعلی بود یعنی نرخ دلار آزاد و بازار رسمی چند برابر تفاوت قیمت داشت اما آن زمان موقعیت‌سنجی خوبی صورت گرفت، از مدیران دلسوز و کارکشته استفاده شده و بدون کمترین تلاطمی مسائل حل شد، به طوری که بعد از همسان‌سازی نرخ ارز در طول دولت هشت‌ساله اصلاحات فقط حدود هشتاد درصد رشد نرخ ارز داشتیم. الان هم هیچ کس موافق چندنرخی بودن نرخ ارز و نگه داشتن ارز 4200 تومانی نیست اما این آقایان در تبلیغات خود طوری جلوه می‌دهند که گویی ارز 4200 تومانی از جمله مانیفست اصلاح‌طلبان بوده است! آن هم به این خاطر که در مصاحبه‌ای که 600 بار در تلویزیون پخش شده‌، همین یک جمله را از آقای جهانگیری پخش کرده‌اند.»

شیرزاد افزود: «در واقع با موضوع ارز 4200 تومانی با ناجوانمردی برخورد کرده و تحریف تاریخ می‌کنند. دولت قبل در مقطعی تصمیم گرفت که نرخ ارز را تثبیت کند. بعد از یکی دو ماه معلوم شد که این کار امکان‌پذیر نیست و به مرور نرخ ارز تثبیت شده جای خود را به ارز شناور‌، ارز نیمایی و… داد یعنی بیش از 50 درصد این مساله در دولت روحانی حل شده بود و فقط چند قلم کالاهای اساسی مانده بود. مدیریت این مساله کار ساده‌ای نیست و ما هم می‌دانیم اما اینکه اینطور جلوه می‌دهند که دولت روحانی دولت ارز رانتی با مجری‌گری جهانگیری بوده نهایت تحریف تاریخ است. اسمش را جراحی اقتصادی گذاشته‌اند اما شواهد نشان می‌دهد که خیلی هم مساله را بد مدیریت کرده و پرتلاطم جلو می‌برند، درحالی که دست‌شان به نسبت دولت روحانی خیلی بازتر است. بالاخره در حال حاضر مبلغ قابل توجهی نفت می‌فروشند و ارز بیشتری در دستگاه‌شان وجود دارد. شرایط سیاست خارجی آنها هم شرایط دوره ترامپ نیست و بهتر شده است.»

وی تاکید کرد: «تردیدی نیست که مشکل چندنرخی بودن ارز باید حل شود اما اینکه کسی تصور کند حل این مشکل می‌تواند جایگزین شده و بقیه مسائل کشور را هم حل کند، تحلیل درستی نیست»

اقدام درست، زمان نادرست

علی‌محمد نمازی فعال سیاسی اصلاح‌طلب و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران از جمله کسانی است که باور دارد قبل از این اقدام اقتصادی دولت باید مسائل دیگری مثل موضوع برجام به سرانجام می‌رسید و حل می‌شد.

وی در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» ضمن تاکید بر اینکه «این اصلاح‌ اقتصادی باید خیلی سال قبل انجام می‌شد» گفت: «زیرساخت این کار در مجلس ششم فراهم شد. در آنجا در ماده 4 برنامه چهارم آمده بود که از ابتدای سال 84 قیمت بنزین و نفت تمام‌شده و مابه‌التفاوت آن صرف امور اقتصادی مثل اصلاح جاده‌ها و پرداخت یارانه هدفمند و… شود. وزارت رفاه نیز به هدفمندی یارانه‌ها پرداخت اما با روی کار آمدن مجلس هفتم که آقای حدادعادل به مردم وعده وعید پاداش داده بود دیدیم که مصوب کردند قیمت 16 کالا ثابت بماند و این در تعارض با ماده 4 برنامه چهارم بود لذا این ماده را حذف کردند. بعد هم آقای احمدی‌نژاد آمد به اجرای آن پرداخت اما معیوب اجرا کرد و بعد هم که تحریم‌های بین‌المللی شروع شد. الان نیز اگر دولت می‌خواهد این کار را انجام دهد باید مقدمات و زیرساخت‌های آن را ایجاد کرده باشد.»

وی تاکید کرد: «اینکه ما یارانه‌های غیرمستقیم را حذف کرده و قیمت‌ها واقعی و بازار رقابتی شود، کار خوبی است چون دو و چندنرخی بودن موجب رانت‌خواری، فساد، قاچاق و… می‌شود. این ضرورت بر کسی پوشیده نیست اما این جراحی بزرگی است و نیاز به تدبیر و دوراندیشی و دقت زیاد دارد.»

نمازی در انتقاد از اقدامات دولت گفت: «الان معلوم نیست که دولت چه قسمت از کالاها را می‌خواهد به نرخ واقعی برساند. وقف به ارز ترجیحی می‌پردازند و باید دید که آن ارز 4200 تومانی، یارانه 20 هزار تومانی که دولت می‌داد برای ثابت نگه داشتن کدام کالاها صرف می‌شد. الان می‌گویند که می‌خواهیم چنین کنیم اما قیمت نان و دارو را ثابت نگه خواهیم داشت. بنابراین اول می‌خواهد ناقص ایجاد شدند. ثانیا این یارانه‌ای که می‌خواهند بدهند، سیستم تعریف شده ندارد و مهم‌تر اینکه در شرایط فعلی تحریمی و در اوج تنگناهایی که به کشور حاکم است دست به این کار زده‌اند.»

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب تاکید کرد: «این اقدام در زمان مناسبی صورت نگرفته است. باید ابتدا برجام را احیا می‌کردیم تا تحریم‌ها لغو شود و اوضاع به سامان بشود، بعد از آنکه زمینه برای این جراحی فراهم شد اقدام می‌کردیم. این کار اگرچه خوب و درست است چون در زمان درستی انجام نمی‌شود، به نتیجه نخواهد رسید. ضمن اینکه عمده یارانه‌ها مربوط به این چند قلم کالا نیست و به سوخت و انرژی که اصلا قرار نیست به آن دست بزنند، مربوط می‌شود. اعلام کرده‌اند که نرخ بنزین ثابت می‌ماند اما این در حالی است که عمده سوءاستفاده و رانتخواری به بنزین برمی‌گردد چون اختلاف قیمت زیادی در داخل و خارج کشور دارد.»

نمازی همچنین گفت: «به نظر من این کار به هیچ وجه در موقع مناسبی صورت نگرفته و حداقل شرط لازم این بود که تحریم‌ها لغو شود، ضمن اینکه باید در یک برنامه جامع و شفاف این کار صورت بگیرد. به اضافه اینکه مکانیسم برای پیگیری اعتراضات مردمی وجود داشته باشد.»

وی اما علت این اقدام دولت در شرایط فعلی را خیلی به ناامید شدن از ثمربخشی مذاکرات برجامی مربوط نمی‌داند. او در این باره گفت: «به نظر من انگیزه دولت از این تصمیم و اجرای آن به تصور غلطی است که از عرصه اقتصاد کشور دارند. فکر می‌کنند که این کار آسان است و به این سادگی می‌شود یارانه را هدفمند و قیمت‌ها را واقعی کرد. باید اشاره کنیم هدفمندی یارانه از توابع سیاست یکسان‌سازی قیمت‌ها است و برای این است که قدرت خرید کاهش یافته مردم در پی این سیاست، به طریقی جبران شود. لذا مثل برخی فکر نمی‌کنم که چون نتوانسته‌اند برجام را به سرانجام برسانند دست به این اقدامات زده‌اند، بلکه بیشتر به این خاطر که فکر کرده‌اند از این طریق می‌توانند راحت با فساد مقابله کنند و پول خوبی هم دست ملت بدهند تا یک موفقیت بزرگ برایشان به حساب بیاید. آقای رضایی از اول هم حرف از یارانه 400 هزار تومانی به هر فرد می‌زد و الان می‌خواهد مانور بدهد که این کار انجام شده است.»

وی در پایان گفت: «اگر صحبت‌های انتخاباتي آقای رییسی و دیگر کاندیداهای اصولگرا را به یاد داشته باشیم، آنها ٢٠ درصد مشکلات اقتصادي موجود کشور را ناشی از تحریم‌ها می‌دانستند و ٨٠ درصد را به مدیریت اشتباه حاکم بر کشور ربط می‌دادند. حال با ساده‌اندیشی خواسته‌اند با این کار آن ادعای خود را اثبات کنند که معلوم خواهد شد گرفتار توهم بوده‌اند.»

نگران و منتظر

به هر روی فرمان اداره کشور دست آقایان است و باید منتظر ماند و دید که در نهایت چه می‌کنند. آنطور که گفته‌اند مسائل کشور را جدای تحریم و سیاست خارجی حل کرده، آرامش را به جامعه برگردانده و معاش مردم را تامین می‌کنند، یا به قول نمازی از توهم خارج شده و به این نتیجه می‌رسند که اشتباه کرده‌اند و چاره‌ کار همان است که پیش‌تر نیز بارها گفته شده و بدون تعامل و همکاری با دنیا اعم از غرب و شرق نمی‌توان این وضعیت را مدیریت کرد. فعلا که حامیان دولت خوش‌باورانه منتظر بهبود اوضاع و اثبات حرف خود در بی‌نیازی به احیای برجام هستند، منتقدان دولت نیز منتظر آنکه معلوم شود این راهکارها فایده ندارد و دولتمردان متوجه اشتباه خود شوند. هر دو گروه اما نگران و منتظر هستند.

  • نویسنده : آرزو فرشید