به گزارش جهان صنعت نیوز:  مشکل آمریکا با نژادپرستی را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد: یک بخش شامل تمام بی‌عدالتی‌هایی می‌شود که هنوز پس از یک قرن و نیم پس از پایان برده‌داری بر زندگی آفریقایی‌ها- آمریکایی‌ها سایه می‌اندازد. بخش دیگر روشی است که جناح راست از شکاف نژادی به عنوان یک ابزار سیاسی بهره‌برداری می‌کند. مثال مورد اول در بیست و پنجم ماه می ‌در گوشه خیابانی در مینیاپولیس رخ داد؛ زمانی که جورج فلوید توسط یک پلیس سفیدپوست کشته شد. مثال مورد دوم در سوم ژوئیه در کوه راشمور، مقابل بنای یادبود بزرگ‌ترین روسای جمهور ایالات متحده رخ داد؛ زمانی که دونالد ترامپ به دنبال دامن زدن به آتش جنگ فرهنگی با مرکزی نژاد بود تا شانس خود برای دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری را افزایش دهد. یک کمپین عدالت نژادی برای موفقیت باید با هر دوی این موارد مقابله کند.

رهبرانی چون فردریک داگلاس و مارتین لوتر کینگ اعتراض گسترده و استدلال محکم را برای پیشبرد جامعه به سمت دیدگاه خود نسبت به برابری فرصت و برابری در مقابل قانون به کار بردند. اکثر آمریکایی‌ها هنوز از همان آرمان لیبرال کلاسیک پیروی می‌کنند، درست مانند بسیاری از کسانی که با خشم خود علیه کشته شدن فلوید راهپیمایی کردند. اما یک رویکرد رقیب خطرناک از سوی دانشگاه‌های آمریکا بروز پیدا کرده است. این رویکرد، ایده لیبرال پیشرفت را رد می‌کند و هر شخصی را به واسطه نژاد او و هر عملی را در چارچوب نژادی یا ضدنژادی تعریف می‌کند. این رویکرد هنوز به رویکرد مسلط تبدیل نشده اما پویا بوده و در حال سرایت از دنیای آکادمیک به زندگی روزمره است. اگر این رویکرد جای ارزش‌های لیبرال را بگیرد، ارعاب بحث و گفت‌وگوی آزاد را به سردی خواهد کشاند و بذر تفرقه را به ضرر همه، چه سیاه چه سفید خواهد کاشت.

فرضیه اصلی این ایدئولوژی درست است: اینکه نابرابری نژادی به شکل تکان‌دهنده‌ای مداوم شده است. با وجود آنکه رفتارها در حوزه نژاد ارتقا یافته، کیفیت زندگی آفریقایی‌ها-آمریکایی‌ها پیشرفت چندانی نداشته است. در سال ۱۹۶۸ خانوارهای سیاهپوست حدود ۶۰ درصد خانوارهای سفیدپوست درآمد داشتند و دارایی‌هایشان کمتر از ۱۰ درصد یک خانواده سفیدپوست معمولی بود. شرایط هنوز هم همان‌طور است.

بیشتر بخوانید...
آمریکا بخاطر تعرض آشکار به هواپیمای مسافری ایران باید محکوم شود

این ایدئولوژی بینش‌های معتبری هم دارد. نژادپرستی از سوی نهادها و رویه‌های ناعادلانه تقویت می‌شود. بعضی مواقع، مانند اعمال نظر پلیس، این بی‌عدالتی آشکار است و در اغلب موارد، در اقدامات متعصبانه و تحقیرآمیز بی‌شمار، نامحسوس اما گسترده و آسیب‌رسان است.

مشکل اینجاست که این ایده‌ها مشکلات آمریکا با مساله نژاد را حل نمی‌کند. این ایده‌ها نابرابری را از بین نمی‌برند چون روش مناسبی برای ایجاد تغییر مفید نیستند. این ایدئولوژی جدید نژادی نه‌تنها اشتباه و خطرناک بلکه غیرضروری است. لیبرالیسم می‌تواند مسیر عادلانه‌تر و امیدوارکننده‌تری برای اصلاحات ارائه دهد. لیبرالیسم از کرامت اشخاص و برابری قانونی، مدنی و اخلاقی همه مردم با هر رنگ و نژادی حمایت می‌کند.

در گذشته لیبرال‌ها توانستند به ایجاد تغییر در زمانی که جامعه با چالش وضع موجود روبه‌رو می‌شد، کمک کنند، همان‌طور که اصلاحات کار کودکان را محدود کرد و به زنان حق رای داد. اگر آمریکا امروز به مرحله تغییر رسیده، باید برای اصلاحات در حوزه نژاد نیز به لیبرالیسم نظر کند.

 

۰/۵ ( ۰ نظر )
  • نویسنده : فاطمه رحیمی