به گزارش جهان صنعت نیوز: ایالات متحده و روسیه به واسطه دیدگاه‌های متضادی که در مورد نظم جهانی، منافع ژئوپلیتیک و ارزش‌ها دارند، چنان از هم جدا شده‌اند که بسیاری معتقدند به هیچ‌وجه امکان یک شراکت جدید یا تنظیم مجدد روابط میان آنها وجود ندارد. بهترین راهی که همه طرف‌ها می‌توانند در این زمینه امیدش را داشته باشند یک دشمنی بی‌امان است در عین اجتناب از جنگ هسته‌ای که می‌تواند به تمدن بشری خاتمه دهد یا تشدید سهوی درگیری‌های نظامی است.

این همان شکل از همکاری است که جو بایدن رییس‌جمهور آمریکا در نخستین تماس تلفنی خود با ولادیمیر پوتین رییس‌جمهور روسیه که با محوریت تمدید پیمان نیواستارت پیش از ورود به سایر اقدامات بدنام‌کننده روسیه- زندانی کردن آلکسی ناوالنی رهبر اپوزیسیون روسیه، دستگیری گسترده معترضان، نقض حقوق فضای مجازی، مداخله در انتخابات و…- صورت گرفته بود، مطرح کرد. اما روابط آمریکا و روسیه ارزش تلاشی دوباره در سطحی عمیق‌تر را دارد؛ سطحی که چرخه تهاجم و انتقامی که به ویژگی روابط روسیه-آمریکا طی سه دهه اخیر پس از روزهای خوش برداشته شدن دیوار برلین و پایان یافتن جنگ سرد قدیمی تبدیل شده را می‌شکند. برای چنین اقدامی لازم است برخی گام‌های سیاسی مشخص برداشته شود تا دو طرف منافع مشترک‌شان را درک کنند.

نخست، تحلیلگران اغلب روی «پوتینیسم» و فساد و خشونتی که مستلزم آن است، تمرکز می‌کنند. ضمن اینکه بایدن نیز اعلام کرده ایالات متحده دیگر چشم بر روی اقدامات خشونت‌آمیز روسیه نخواهد بست. هیچ تردیدی نیست که اقدامات خشونت‌آمیزی که روسیه انجام داده، به آمریکا و ورای این کشور آسیب رسانده است. با این حال از زاویه دید حل اختلاف، مهم است که درک کنیم پوتین ناگهان و از ناکجا خلق نشده است. استراتژی‌های او ریشه در خیانتی دارد که بسیاری از روس‌ها در زمان گسترش ناتو به شرق آن هم پس از اطمینان خاطری که نسبت به عدم انجام این اقدام داده شده بود، حس کردند. پس از آن با اقدام آمریکا به بمباران صربستان در سال ۱۹۹۹ که متحد روسیه محسوب می‌شد، تصمیمات ساخت سامانه دفاع موشکی زمین به هوای «ایجیس آشور» در رومانی و لهستان، حمایت از یک رهبر ضدروس در گرجستان پس از سال ۲۰۰۳ و حمایت از اپوزیسیون طرفدار غرب در اوکراین در سال ۲۰۰۴ و پس از آن در سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۴ به این جدایی دامن زده شد. پس از آن تصمیم آمریکا برای زیر پا گذاشتن حکم سازمان ملل و سرنگون کردن رژیم معمر قذافی در لیبی در سال ۲۰۱۱ و البته حمایت آمریکا از شخصیت‌های اپوزیسیون در روسیه صورت گرفت.

برای درک بهتر شرایط بد نیست بدانید که نه‌تنها پوتین بلکه اسلاف او، بوریس یلتسین و میخائیل گورباچف هم با اقدامات ایالات متحده مورد آزار قرار گرفته‌اند. ستروب تالبوت دستیار وزیر خارجه آمریکا در زمان ریاست‌جمهوری بیل کلینتون در شرح خاطرات خود به گفت‌وگویی اشاره می‌کند که کلینتون طی آن خود را جای یلتسین می‌گذارد: «ما همچنان می‌گوییم بوریس، باشه، حالا می‌گویم که در قدم بعدی باید چه کنی.» در نیمه‌های ریاست‌جمهوری کلینتون بود که شخصی مانند یلتسین که ابتدا طرفدار غرب بود رنجش خود از شرایط را این‌گونه بیان کرد: «اصلا خوشم نمی‌آید وقتی آمریکا برتری خود را به رخ می‌کشد… روسیه بار دیگر برخواهد خاست. دوباره می‌گویم: روسیه بار دیگر برخواهد خاست.»

از این دیدگاه، بر کسی پوشیده نیست که چرا یلتسین منعطف، پوتین سخت و پولادی را انتخاب کرد تا «روسیه را از روی زانوانش بلند کند». گورباچف نیز می‌گفت پس از صدور اجازه از میان برداشتن دیوار برلین و همکاری برای پایان دادن به جنگ سرد، ایالات متحده همواره سعی کرده بود «روسیه را از ژئوپلیتیک بیرون براند.»

بنابراین مشکلات موجود در روابط آمریکا-روسیه تنها به «پوتینیسم» یا این ایده که پوتین از دموکراسی هراس دارد و برای حفظ قدرت خود در داخل نیاز به یک دشمن خارجی دارد، محدود نمی‌شود. در اصل، مشکلات از قبل وجود داشتند و همچنان پس از پوتین هم وجود خواهند داشت.

دوم، برای یافتن یک روند آشتی‌جویانه مذاکره‌کنندگان باید تصویر بزرگ‌تر و کل سیستم اختلافات کنش و واکنش را مد نظر قرار دهند. این دیدگاه که روسیه خطرناک بود و باید در عین ضعیف بودن محدود می‌شد، عمدتا یک پیشگویی خودبینانه است. درست است که واکنش‌های انتقامجویانه پوتین نقش مهم خود در این بازی را ایفا کرده و در خدمت اهداف سیستم برای شکل دادن به یک تهدید خارجی علیه مردم روسیه بوده اما به نفع آمریکاست که دکمه توقف حملات را فشار داده و به بررسی این مساله بپردازد که کدام قسمت از فرضیات خود را می‌تواند مورد بازنگری قرار دهد. در این مورد می‌توان به یک ضرب‌المثل روسی اشاره کرد: «همه ما از ساختمان کلیسای خود نگاه می‌کنیم». این ضرب‌المثل بسیار قدیمی آنچه ما «خودشیفتگی استراتژیک» می‌نامیم را تشریح می‌کند.

دیدگاه سازنده‌تر این است که جهان را با «همدلی استراتژیک» نگاه کنیم. در زمینه مذاکرات و میانجیگری، فرهیختگان دهه‌هاست که مطالعات بسیاری در مورد چرایی و چگونگی گرفتار شدن انسان در چرخه واکنش و درگیری و چگونگی خروج از این درگیری و نگاهی از بیرون ماجرا به موضوع داشتن و انتخاب گزینه‌های مناسب، انجام داده‌اند. یکی از گزینه‌های موجود برای دولت بایدن در شرایط فعلی می‌تواند چیزی شبیه سخنرانی «استراتژی صلح» جان اف‌کندی در سال ۱۹۶۳ در دانشگاه آمریکا باشد. کندی دفاع قاطعانه‌ای از ارزش‌های دموکراتیک کرد، کمونیسم را به شدت رد کرد و خواستار همدلی و تفکر و تامل شد. این سخنان نه‌تنها در حد حرف نماند بلکه بن‌بست هشت ساله مذاکرات آمریکا- شوروی در مورد آزمایش هسته‌ای را شکست و دو ماه بعد منجر به پیمان مهم منع جزئی آزمایش هسته‌ای شد.

امروز بایدن نه‌تنها می‌تواند استبداد روسیه را نکوهش و بار دیگر تکرار کند که ایالات متحده دیگر چشم به روی اقدامات خشونت‌آمیز روسیه نخواهد بست بلکه می‌تواند همانند کندی تاکید کند که هر دو طرف به چرخه تراژیک کنش-واکنش اختلافات در روابط دو کشور دامن زده‌اند. پس از آن دولت بایدن می‌تواند از فرصت‌های همکاری در زمینه پاندمی، تغییرات جوی، فضا، دیپلماسی سایبری و ورای آن بهره بگیرد.

پس از بحران موشکی اکتبر ۱۹۶۲ کوبا بود که کندی سخنرانی ۱۹۶۳ خود را ایراد کرد. سخنان پایانی او بدین شرح بود: «و اگر ما نتوانیم حالا به اختلافات‌مان پایان دهیم، می‌توانیم به امن شدن جهان برای تفاوت‌ها کمک کنیم.»

پس از بحران موشکی کوبا در اکتبر ۱۹۶۲ بود که کندی در سال ۱۹۶۳ سخنرانی کرد. سخنان پایانی او: «و اگر اکنون نتوانیم به اختلافات خود پایان دهیم، حداقل می‌توانیم به ایمن‌سازی جهان برای تنوع کمک کنیم زیرا در تحلیل نهایی، اساسی‌ترین حلقه مشترک ما این است که همه ما در این سیاره کوچک زندگی می‌کنیم. همه ما یک هوا را تنفس می‌کنیم. همه ما آینده فرزندان خود را گرامی می‌داریم. و همه ما فانی هستیم.

وقتی رهبران شخصا آنچه در معرض خطر است را تشخیص دهند، توافقات انجام می‌شود. رونالد ریگان رییس‌جمهور آمریکا بسیار متاثر از فیلم ABC روز بعد، خطر هسته‌ای را تشخیص داد. او و گورباچف بزرگ‌ترین توافقنامه کاهش سلاح در تاریخ را امضا کردند. مطمئنا بایدن و پوتین امروز می‌دانند که خصومت ایالات متحده و روسیه نه برای روس‌ها و نه برای آمریکایی‌ها خوب نیست. هر دو باید به بالاترین نقطه از برج کلیسای خود بروند تا مکانی را پیدا کنند که همه ما بتوانیم در آن با یکدیگر دیدار کنیم.

  • نویسنده : فاطمه رحیمی