به گزارش جهان صنعت نیوز:  درست است که اغلب آنها مثل خود آقای باقری‌کنی که ریاست تیم ایران را برعهده دارد تا حد ممکن از استفاده از عنوان «برجام» پرهیز کرده و فکر می‌کنند با این کار آنچه در دولت قبل حاصل شده بود و امروز احیای آن آرزو شده را نادیده می‌گیرند، در عمل اما هر آنچه در توان دارند، می‌گذارند تا نتیجه مورد نشر نهادها و مسوولان تصمیم‌گیرنده به دست آید.

شاهدش آنکه دوران آتش زدن برجام گذشته و حتی امثال مجتبی ذوالنوری هم در مقابل دوربین تلویزیون دعا می‌کند که «انشاءالله خبرهای خوبی از توافق خواهیم شنید»! این نماینده مجلس البته توضیح می‌دهد که «دور هشتم مذاکرات دور آخر نخواهد بود اما همین که پذیرفته‌اند پیشنهادات جمهوری اسلامی مبنای مذاکرات باشد خیلی مهم است.»

برخی تحلیلگران معتقدند که طیف تندرو داخلی و چهره‌هایی مثل ذوالنوری نقشی در تصمیم‌گیری‌های عرصه سیاست خارجی که به طور قطع و در همه ادوار زیر نظر شورای عالی امنیت ملی و با کسب موافقت مقامات عالی نظام اتخاذ می‌شود، ندارند. این سخن اما به معنای آن است که مخالفت‌هایش را نباید خیلی جدی گرفت. استقبال آنها از مذاکره و انتظار کشیدن برای حصول توافق اما بحث دیگری است و می‌تواند نشانه آن باشد که چون تصمیم نهایی و جدی در سطح کلان حاکمیت رسیدن به توافق است، این طیف نیز از خر شیطان پیاده شده و سعی دارند هم‌رنگ جماعت شوند تا فردا روز حرفی برای گفتن داشته باشند.

تصمیمات مهم

تحلیلگران داخلی نیز با همین نگاه و رویکرد است که به ثمربخشی دور جدید مذاکرات امیدوار شده‌اند. مثلا جاوید قربان‌اوغلی در گفت‌وگویی با «جهان‌صنعت» با بیان اینکه «به نظر من حاکمیت دو تصمیم مهم گرفته است» گفت: «اول اینکه وارد مذاکره شود و دوم اینکه باید به توافق برسیم. منتها از آنجایی که مسیر مذاکره تا توافق یک مسیر دیپلماتیک و محل چانه‌زنی است، هر نظام سیاسی به مذاکره‌کنندگان خود می‌گوید که باید در طول مذاکره بیشترین دستاورد را داشته باشید. در واقع میز مذاکره میز بده، بستان است و هر قدر که دادن‌ها کمتر و ستاندن‌ها بیشتر باشد، به نفع کشور است.»

وی با اشاره به اینکه «در اینجا بحث توان مذاکره مذاکره‌کنندگان محل توجه است» گفت: «بنابراین مذاکره تصمیم جدی نظام است. البته منظور، ورود جدید به مذاکره است چون برخی‌ها قبلا تشکیک می‌کردند و می‌گفتند که باید برجام را پاره کرد و اصلا با غربی‌ها صحبت نکرد. حاکمیت اما در کلیت تصمیم گرفت که وارد مذاکره شود و به نظر من تصمیم بسیار خوب، عاقلانه و به صلاح منافع کشور نیز بود.»

این کارشناس مسائل بین‌المللی با نقد نحوه ورود تیم مذاکره‌کننده دولت رییسی به دور هفتم مذاکرات گفت: «زمانی که مذاکره شروع شد، دیدیم که متاسفانه در دور اول خوب مدیریت نکردند و مذاکرات آنچنان موفق نبود. علت هم این بود که ایران با یک مطالبه حداکثری وارد شد. شاید به این خاطر بود که بتوانیم قدرت چانه‌زنی خود را بالا ببریم اما به نظر من مطالبات حداکثری ما خارج از روند معلوم بین‌المللی بود. اینکه بخواهیم شش دور مذاکره قبلی را نفی کرده و بگوییم از اول باید مذاکره کرد چون در ایران دولت جدیدی سرکار آمده است اصلا قابل پذیرش نبود، به این خاطر که مذاکره مربوط به دولت‌ها نیست و این نظام سیاسی است که تصمیم به مذاکره گرفته است.»

وی افزود: «خوشبختانه دیدیم که ایران از این مطالبه حداکثری عقب‌نشینی کرده است.»

قربان‌اوغلی درباره مطالبات و رویکرد حداکثری طرف مقابل و آثار آن بر مذاکرات نیز گفت: «البته اینکه طرف مقابل اصرار می‌کرد که زمان رو به پایان است و فشارهای تبلیغاتی و جنگ روانی می‌آورد نیز همان رویکرد حداکثری است. فرق ما و آنها اما در این است که آنها ضمن این اعمال فشارها راه را هم باز کرده و تاکید بر دیپلماسی دارند. ضمن اینکه دیدیم آمریکا‌یی‌ها در مقابل رژیم صهیونیستی ایستادند، مواضع سعودی‌ها نرم‌تر شده است، سفرهای وزیر دفاع و رییس موساد سفرهای موفقی نبود و اینها نشان داد که آمریکایی‌ها واقعا قصد دارند فضای ضدبرجامی رژیم صهیونیستی را مدیریت و کنترل کنند و چنین هم کردند. در عین حال آنتونی بلینکن و… خیلی بر از دست رفتن زمان تاکید دارند که به خاطر اقدامات هسته‌ای ما است و باید آن را در قالب جنگ لفظی و رجزخوانی‌های قبل از هر مذاکره‌ تعریف کرد.»

تصمیم موثر

وی در ادامه ضمن ابراز خوش‌بینی به نتیجه‌بخش بودن مذاکرات جاری گفت: «تصور من این است که در ایران تصمیم گرفته شده توافق حاصل شود و دور جدید مذاکره نیز با این رویکرد شروع خواهد شد. با این حال لازم است که افرادی مذاکره کنند که بتوانند این تصمیم را با بیشترین دستاورد عملیاتی کنند. نمی‌دانم که آیا تیم فعلی مذاکره‌کننده می‌تواند این کار را کند یا نه. این تصمیم برعهده مسوولان است.»

این دیپلمات پیشین با بیان اینکه «در مجموع امیدواری‌ها را بیشتر می‌بینم» گفت: «به خصوص مخالفت‌هایی که به طور معلول در داخل وجود دارد بسیار کمتر شده است. مثلا همین که آقای ذوالنوری که قبلا در مجلس برجام را به آتش کشیده بود الان از جمله موافقان مذاکره و برجام شده است. به نظر من این یک پیشرفت بزرگ است.»

وی این نکته را نیز خاطرنشان کرد که «البته این پیشرفت در داخل ایران برای رسیدن به توافق کافی نیست و در طرف مقابل همچنان مخالفت‌هایی وجود دارد. مثلا آن 16 سناتوری که نامه نوشتند، این یعنی هم در بین دموکرات‌ها و هم در سیستم قانونگذاری آمریکا برجام مخالفان جدی دارد. آقای بایدن آن کاریزما و مقبولیت مردمی دوره اوباما را ندارد. همچنین با مشکلات جدی مثل مدیریت کرونا، اوضاع شخصی خود که رییس‌جمهور ضعیفی است، فشارهای بیشتر یهودی‌ها و کشورهای متحد خود در منطقه مواجه است و نمی‌تواند در مقابل آنها مقاومت کند. همه اینها سبب می‌شود که به توافق رسیدن قدری مشکل باشد. با این حال تیم مذاکره‌کننده آنها که در راس آن آقای رابرت مالی است واقعا مایل است با ایران توافق کند و دلایل بسیاری هم دارد. اولویت فعلی آمریکایی‌ها توافق با ایران و بازگرداندن ایران به شرایط سال 2015 است.»

قربان‌اوغلی در جمع‌بندی سخنان خود گفت: «با این رویکرد دو طرف، می‌توان امیدوار بود. چون اروپا و چین و روسیه نقش اصلی ندارند. چین که اغلب ساکت است و روسیه هم عملا مواضع میانه دارد. ضمن اینکه همان‌طور که آقای فواد حسین در سفر به تهران گفت لازم است که راه مذاکره غیرمستقیم کنار گذاشته شود. منظور مذاکره یک به یک با آمریکایی‌ها نیست اما بهتر است که آنها هم دور میز مذاکره حضور داشته باشند. شنیده‌ایم که چینی‌ها نیز چنین توصیه‌ای به ایران کرده‌اند و روس‌ها هم قبلا این را خواسته بودند. بنابراین اگر حاکمیت در این باره نیز تصمیمی بگیرد شاید توافق سهل‌الوصل‌تر و موانع از سر راه برداشته شود.»

پارادوکس موجود

قربان‌اوغلی تنها تحلیلگر داخلی خوش‌بین به مذاکرات نیست. قاسم محبعلی، مدیرکل پیشین وزارت خارجه نیز اگرچه سعی دارد در نگاهی واقع‌بینانه همه عوامل و مشکلات اثرگذار بر روند مذاکرات را در نظر داشته باشد، امیدوار است که مجموعه حاکمیت در ایران به درک دقیقی از شرایط رسیده باشد. او در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» گفت: «به نظر می‌رسد که نظام جمهوری اسلامی ایران با توجه به شرایط جدیدی که در کشور وجود دارد، تصمیماتی گرفته است. در واقع به نظر می‌رسد که اوضاع اقتصادی موجود درک شده و برخلاف گذشته که تصور می‌کردند می‌توان در داخل کشور اقتصاد کشور را رشد داد یا با شرق همکاری کرد و از این طریق تحریم را دور زد، بعد از چند ماه که از یکدست شدن حاکمیت گذشته به این درک رسیده‌اند که تصور قبلی دقیق نبوده است. اکنون مصمم هستند که به نتیجه برسند.»

وی با اشاره به اینکه «در این بین یک پارادوکس وجود دارد» توضیح داد: «پارادوکس موجود اینکه آیا ممکن است با حفظ سیاست‌های جاری چه در بحث هسته‌ای و چه در حوزه منطقه‌ای در مذاکرات پیش رفت؟ باید دید که چطور پیش می‌رود، به نظر می‌رسد این یک انتظار غیرواقعی باشد.

به هر حال این هم یک نکته مبهم است و بعید است که آمریکایی‌ها اجازه دهند دیگری به جای آنها تصمیم بگیرد و خودشان مستقیم توافق نکنند.»

محبعلی در ترسیم چشم‌انداز مذاکرات با نگاهی امیدوارانه گفت: «بر این اساس می‌توان این چشم‌انداز را ترسیم کرد که مذاکرات ادامه یابد و در نهایت آمریکایی‌ها فشارهایی برای مذاکره مستقیم به ایران بیاورند و بعد از آن همان‌طور که در دوره اوباما صورت گرفت، امکان توافق ایجاد شود.»

مختصات توافق خوب

حسن بهشتی‌پور تحلیلگر مسائل بین‌الملل نیز کاملا به حصول توافق خوش‌بین است. او البته قبل از تغییر رویکرد مخالفان داخلی برجام نیز نگاهی توام با امید به این مساله داشته است. خوش‌بینی وی البته به معنی ساده‌انگاری نیست و برای همین تاکید می‌کند که توافق مورد نظر به این زودی به دست نخواهد آمد. بهشتی‌پور در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» گفت: «اینکه در دور جدید به توافق برسند که امکان خیلی خیلی کمی دارد، اما در نهایت این مذاکرات به توافق می‌رسد. مساله فعلی رسیدن به متن مشترک است. ایران دو سند پیشنهادی ارائه کرده و طرف مقابل هم روی آن بحث دارد. گفت‌وگوهای فعلی برای آن است که به یک متن مشترک برسند و اگر چنین شود تازه ‌وارد مذاکرات شده و به مرحله جدی خواهیم رسید.»

وی افزود: «نگاه‌های دو طرف اما فعلا خیلی متفاوت است و باید چانه‌زنی‌هایی صورت بگیرد. به نظر من افرادی که انتظار دارند این مذاکرات سریع به نتیجه برسد، واقع‌بینانه نگاه نمی‌کنند. اکنون نمی‌توان پیش‌بینی کرد که به سرعت به نتیجه برسند مگر آنکه اتفاق خیلی خاصی رخ دهد.»

کارشناس مسائل بین‌المللی با اشاره به اینکه «قرائن و شواهد نشان می‌دهد که در این دور از مذاکرات باید منتظر رسیدن دو طرف به یک متن مشترک بود» گفت: «اگر هم طرف آمریکایی واقعا قبول کند که به تعهدات برجامی خود عمل کند، احتمال حصول نتیجه وجود دارد چون طرف ایرانی هم از آن موضع قبلی که گفته بود باید همه تحریم‌های یک مرتبه لغو شود، عدول کرده و می‌گوید که باید تحریم‌های برجامی در این مرحله لغو بشود. بنابراین اکنون شرایط از این جهت که ایران پذیرفته فعلا تحریم‌های برجام لغو شود، خوب است و امیدواریم که طرف آمریکایی‌ها برای آنکه نشان دهد واقعا مایل است مذاکرات به نتیجه برسد، بخشی از تعهدات خود را اجرا کند.»

وی در پاسخ به اینکه آیا تغییر رویکرد و مواضع مخالفان سرسخت برجام در داخل ایران را باید نشانه اراده جدی حاکمیت برای دستیابی به توافق تلقی کرد؟ گفت: «فکر نمی‌کنم که قبلا هم در ایران کسی درباره اینکه باید توافق شود، تردید داشته است. به نظر من اصل بحث این است که توافق چطور باید باشد. تعریف دوستانی که اکنون مذاکره می‌کنند از توافق خوب با توافقی که آمریکا به آن خوب می‌گوید، متفاوت است به همین دلیل می‌گویم که باید اول به یک متن مشترک رسید. قطعا کسی مخالف رسیدن به توافق نیست، اما مساله شاخص‌های توافق خوب است. این جزئیات است که مشکل‌ساز است. در کلیات و اینکه باید توافق شود و توافق خوب باشد، بحث و گفت‌وگویی وجود ندارد.»

خوش‌بین به مذاکره

به این ترتیب آنچه در ایران موج می‌زند خوش‌بینی است؛ خوش‌بینی‌هایی که به زودی مشخص خواهد شد چقدر با واقعیت همخوانی داشته است. دور جدید مذاکرات که از امروز در وین شروع می‌شود، رویکرد تیم ایران و البته واکنش طرف مقابل مشخص خواهد کرد که اراده ایران برای دستیابی به توافق چقدر بر روند مذاکرات اثرگذار است. باید امیدوار بود که طرف‌های برجامی و بیرون از برجامی از این اراده استقبال کرده و متقابلا اقدامات امیدوارکننده‌ای داشته باشند که مسیر توافق و احیای برجام را هموار کنند.