به گزارش جهان صنعت نیوز:  این نشست نه به لحاظ کم تعداد بودن موارد مشابه، که به لحاظ وضعیت سیاسی و دیپلماسی ایران در جامعه جهانی می‌توانست حائز اهمیت باشد.اما این نشست خبری، مانند تجمیع مواضع ۱۵ ماه گذشته امیرعبداللهیان در یک مجموعه بود؛ البته برخی سخنانش درباره برجام، رگه‌هایی از جدید بودن، داشت.

امیرعبداللهیان همچنان بازگشت به برجام را شدنی می‌داند و به آن امیدوار است. او گفته «ما مبتنی بر تامین حداکثری منافع ملی با هدف بازگشت به برجام مذاکرات را ادامه می دهیم. از نظر ما برجام با همه ضعف و قوت‌ها روی میز است و معتقدیم موضوعی که در پایان دولت قبل و در یک سال گذشته مذاکره شده می‌تواند به نقطه نهایی و توافق برسد.»

نکته اینجاست که امیرعبداللهیان پس از ۱۵ ماه که مذاکرات احیای برجام را از طریق معاون سیاسی‌اش علی باقری در دست‌ داشته، تازه می‌گوید «معتقدیم موضوعی که در پایان دولت قبل و در یک سال گذشته مذاکره شده می‌تواند به نقطه نهایی و توافق برسد.»
او مشخص نکرده که در این ۱۵ ماه تیم مذاکره‌کننده ایرانی با چه هدفی به مذاکرات می‌رفته است؟

پایان دولت قبل آنچنان دور نیست که در یادها نباشد؛ دوم تیر ماه ۱۴۰۱ و در آخرین روزهای دولت دوازدهم، حسن روحانی گفته بود «اگر بخواهند همین امروز می‌توانیم تحریم را تمام کنیم. نه فردا، همین امروز دوم تیر می‌توانیم تحریم را تمام کنیم، همین الان اختیارات به آقای دکتر عراقچی بدهیم، به وین برود و در عرض چند روز توافق را نهایی کند و تحریم هم برداشته شود».

همین سخنان روحانی نقطه‌ای که مذاکرات در آن متوقف شده بود، را نشان می‌دهد؛ نقطه‌ای که سال ۱۴۰۰ و حتی زمستان ۱۳۹۹ هم می‌شده در آن به توافق رسید؛ اما چنین رخ نداد و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران طی ۱۵ ماه دولت رئیسی درجا زدند.

مذاکره‌کننده ارشد ایران، علی باقری دست راست جلیلی در سال‌های احمدی‌نژاد است و مشاور این تیم، محمد مرندی که با نظریه «زمستان سخت» سوژه مردم کوچه و بازار شده است! آنها به انتظار بحران انرژی‌ برای‌ اروپا در فصل سرما نشسته بودند که شاید بتوانند امتیازی بیشتر بگیرند اما نه تنها زمستان سختی در انتظار نیست بلکه قیمت گاز هم به شدت افت کرده است. امیرعبداللهیان با چنین مذاکره‌کنندگان و مشاورانی می‌خواهد در دنیا جلو برود.

اما ایده‌های این افراد عملا مذاکرات را به بن‌بست کشانده و باعث شده که حالا وزیر امور خارجه بیاید و بگوید موضوعی که در پایان دولت قبل مذاکره شد می‌تواند بر آن توافق کرد!

سوال اینجاست که اگر بنا بود روی همان موضوع پایان دولت قبل توافق حاصل شود، اینهمه اتلاف وقت چرا؟ نظریه‌پردازان «زمستان سخت» کجا هستند و آیا هنوز هم از آن تز دفاع می‌کنند؟ پاسخگوی وضعیت اقتصادی کنونی را چگونه قرار است بدهند؟ اگر قرار بود روی همان موضوع پایان دولت قبل توافق شود، حالا خسارت مالی و اقتصادی وارد شده به کشور و مردم را چه کسانی بناست بدهند؟ سفره کوچک‌شده مردم را نظریه‌پردازان می‌توانند بزرگ کنند؟ وزارت امور خارجه و شخص امیرعبداللهیان با چنین معاونان و مشاورانی عملا وضعیت دیپلماسی کشور را به سمت انزوای بیشتر می‌برند. می‌توان گفت امیرعبداللهیان در محاصره این‌افراد قرار گرفته است و احتمالا قدرت بالایی لااقل در موضوع برجام، برابر نظریات شبه‌دیپلمات‌ها ندارد.

در یک کلام می‌توان گفت ۱۵ ماه مذاکرات بدون گرفتن حتی یک امتیاز بیشتر ‌از آنچه در پایان دولت قبل بود، افتخار ندارد و در عوض عرق شرمساری ‌برای‌ کسانی ‌خواهد بود که باعث شدند عرق پیشانی مردم بیشتر شود و سفره‌شان جمع‌تر!شبه‌دیپلمات‌های جوان، کشور را روز به روز به آنچه در سال‌های ۸۹ تا ۹۲ اتفاق افتاد، نزدیکتر می‌کنند؛ از جنس همان مواضع و رفتارهایی که اوضاع داخلی را به این مرحله کشانده‌اند!