محمدصادق جنان‌صفت * شهروندان ایرانی بنا بر اعتراف همه دست‌اندر‌کاران و سیاسیون و رهبران احزاب و گروه‌های سیاسی در بدترین وضعیت معیشت و کسب‌وکار در نیم قرن اخیر قرار دارند و این تنها جایی است که همه مدیران نهادهای اصلی کشور و نیز مقام‌ها و نیز سیاسیون در آن نقطه مشترک دارند.

تنها تفاوت دیدگاه‌ها این است که منتقدان دولت و منتقدان اصلاحات که در حقیقت از یک جنس سیاسی به حساب می‌آیند، باور دارند یا از سر عمد و حتی ناباوری اصلاح‌طلبان و نیز دولت فعلی را به اضافه نئولیبرال‌ها عامل بدبختی می‌دانند. از سوی دیگر دولت فعلی و نیز اصلاح‌طلبان مستقر در بیرون از قدرت باور دارند اصولگرایان و اندیشه جزمی آنها و البته ناکارآمدی دولت فعلی مقصر این وضعیت است و البته سیاست خارجی که منجر به کوچک‌تر شدن حجم اقتصاد شده است را نیز در این وضعیت دخیل می‌دانند. نوشته حاضر نمی‌خواهد در مقام مقصریاب باشد و تنها به این بسنده می‌کند که پیامد و برآیند وضعیت به اینجا رسیده است که ایران در سخت‌ترین روزها از نظر کسب درآمد ارزی قرار دارد و درآمد سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار از صادرات نفت دیگر در رویا هم دیده نمی‌شود. در این وضعیت که ایران دارد و منافذ و روزنه‌های ورود ارز از هر راهی به کشور تنگ و تاریک شده است. حالا و پس از روی کار آمدن یکی از اعضای حزب دموکرت در آمریکا، روزنه‌های کوچکی برای آزاد شدن بخشی از منابع ارزی بلوکه‌شده ایران در یکی از کشورها و نیز گفت‌وگوهایی برای شروع چگونگی پرداخت منابع ایران باز شده است. در این وضعیت برخی از مقام‌های سیاسی و اقتصادی ایران انگار گشایش سترگی در این راه پدیدار شده هر چند روز یک بار آن را در سخنان خود تکرار می‌کنند و افتخار این گشایش را به خود اختصاص می‌دهند. واقعیت این است که بازار ارز ایران بر اساس تحولات امروز و فردا و کمی دورتر از فردا دگرگونی‌ها را در درون خود می‌گنجاند و ‌بالا و پایین شدن روزانه قیمت ارزهای معتبر را نباید با روندها اشتباه گرفت. دلار یا یورو و هر ارز دیگری مثل بقیه کالاها در بازار قیمت واقعی که همان قیمت دادوستد شده است را تجربه می‌کند و هوشمندانه این را خوب می‌فهمد و بر اساس همان درک خود عمل می‌کند. اگر جریان تجارت خارجی ایران در مداری قرار گیرد که مازاد تجاری به دست آوریم حساب دارایی ارزی بانک مرکزی وضعیت مناسب را تجربه می‌کند و سیاست ارزی کارآمد و نیز افق دورتر سیاست خارجی مزید بر علت شده که انتظارات تورمی قیمت ارز را به سمت پایین می‌کشد و برعکس.

این‌گونه رفتارها و گفتارها که به نظر می‌رسد تقلیل‌گرایی عجیبی به حساب می‌آیند و شاید با راهبرد اثرگذاری روی بازار ارز برای جلوگیری از افزایش دوباره قیمت ارزهای معتبر صورت می‌گیرد چیزی جز بازی کردن با اعصاب شهروندان نیست. شهروندان ایران اکنون به اندازه کافی از سیاست و اقتصاد رنج می‌برند و سوهان کشیدن بر روح و روان آنها اقدامی غیرمنصفانه و نارواست.