محمدجواد مستوفی * نوآوری اقدامی است که بسیاری از افراد تصور فردی نسبت به آن دارند حال آنکه نوآوری یک عمل جمعی نیز هست که باید تمامی سازمان در آن مشغول باشند. سازمان نوآور در مقابل فرد نوآور قرار می‌گیرد و همه ارکان یک سازمان برای نوآوری تلاش خواهند کرد. برای رسیدن به این امکان می‌توان مواردی را برشمرد که در این یادداشت به معرفی اجمالی برخی از این راهکارها برای رسیدن به نوآوری خلاق خواهیم پرداخت.

ایجاد یک سازمان نوآور نیازمند نیروی انسانی نوآور است. نیروی انسانی به عنوان با ارزش‌ترین دارایی هر سازمان شناخته می‌شود. هر چند که در بسیاری از سازمان‌ها منابع انسانی به عنوان مشکلی قلمداد می‌شود که باید برای کاهش هزینه‌ها آن را تعدیل کرد اما نکته اساسی در این است که همین منابع انسانی می‌تواند پلی باشد که یک سازمان معمولی تبدیل به یک سازمان نوآور شود. نوآوری بیش از هر عمل دیگری در سازمان در گرو کار تیمی و ترکیب خلاقانه استعدادها و رویکردهای گوناگون است. این نکته برای شرکت‌های دانش‌بنیان از اهمیت بیشتری برخوردار است و خلاقیت افراد و انباشت دانش ضمنی راهی است که نوآوری را برای یک شرکت دانش‌بنیان هموار خواهد کرد.

سازمان‌ها و افراد به طور پیشینی درصدد نگهداری از وضع موجود هستند و در برابر تغییر مقاومت می‌کنند. تغییر دادن این رویه انرژی و توان مضاعفی را می‌طلبد. اما اگر یک سازمان دل به این تغییرات ندهد در میان‌مدت و بلندمدت می‌تواند دچار مشکل جدی شود. عزم و اراده سازمانی که حاصل از توافق در چشم‌انداز و ماموریت یک سازمان در بین همه ارکان آن به خصوص نیروی انسانی است و می‌تواند مسیر نوآوری در سطح سازمان را هموارتر کند.

یک سازمان باید در برابر تغییرات انعطاف‌پذیر باشد، هرچند بیان می‌شود که شایستگی‌محوری برای هر سازمان یک مزیت رقابتی ارزنده خواهد بود اما همین شایستگی‌محوری می‌تواند تبدیل به پاشنه آشیلی شود که سازمان از وضعیت بازار ناآگاه بماند و از آن ضربه‌ای جبران‌ناپذیر بخورد. در بازار تلویزیون و تلفن همراه برندهایی را به خاطر بیاورید که نتوانستند رد هوشمند شدن محصولات را بگیرند و شایسته‌محوری آنها برایشان گران تمام شد.

نکته دیگری که می‌توان به عنوان عنصری مهم در راستای ایجاد سازمان نوآور بیان کرد اهمیت نقش مدیریت ارشد یک سازمان است. پشتیبانی مدیریت ارشد از نوآوری برای یک سازمان با توجه به عدم بازگشت مالی کوتاه‌مدت و ریسک بالای نوآوری بسیار حیاتی است. اگر مدیریت عالی حمایت خود را از نوآوری با تمام توان انجام دهد در کارمندان ایجاد حس مشارکت، تعهد و اشتیاق می‌کند و خلاقیت را در سازمان افزایش می‌دهد اما این کار به سادگی انجام نخواهد شد خصوصا زمانی که سهامداران تمایل به کسب سودهای کوتاه‌مدت دارند و سازمان درصدد اجرای برنامه بلندمدتی برای توسعه فناوری‌هایش است. نقش رهبری در سازمان برای ایجاد جوی نوآور و زدودن ابهامات در راستای همین نقش مدیریت ارشد مطرح است که شاید بتوان نقش آن را به صورت جداگانه در مطلبی دیگر مطرح کرد.

رسیدن به نوآوری در یک سازمان غیر از کارکنان و مدیریت، ساختار خاص خود را نیز می‌طلبد. ساختارهای انعطاف‌ناپذیر و دارای سلسله مراتب زیاد که تمرکز تصمیم‌گیری در آنها فقط در سطح مدیریت بالایی سازمان هستند برای نوآوری در یک محیط رقابتی و پیچیده و ایجاد سازمانی نوآور مناسب نخواهند بود چون نمی‌توانند به سرعت به مسائل روزانه پاسخ دهند و نسبت به ساختارهای موجود تعصب خواهند داشت. در مقابل سازما‌ن‌هایی که انعطاف‌پذیری بالایی نسبت به وقایع و محیط دارند و سلسله مراتب و بوروکراسی کمتری دارند با توجه به اینکه تصمیم‌گیری در آنها غیرمتمرکز است در مقابل پدیده‌های محیط بیرونی و درونی واکنش سریع‌تری نشان خواهند داد و نوید یک سازمان نوآور برای رقابت در بازار را می‌دهند. سازمان‌های انعطاف‌پذیر مرزهای دانشی خود را برای نوآوری بازمی‌گسترانند و نسبت به اتفاقات محیط نه تنها بی‌توجه نیستند بلکه به راحتی تغییرات را می‌فهمند و در صورت نیاز اعمال می‌کنند تا از رقابت عقب نیفتند. به اصطلاح به این سازمان‌ها پویا می‌گویند که در مقابل سازمان ماشینی تعریف می‌شوند. سازمان پویا برای تغییرات شتابان و سازمان ماشینی برای تغییرات باثبات مناسب هستند.

نکته پایانی

در این مطلب سعی شد تا به بررسی و مرور راهکارهای نوآور شدن سازمان پرداخته شود. سه محور اصلی مطرح شده برای سازمان نوآور یعنی کارکنان، مدیریت و ساختار، زیربنای اصلی یک بنگاه نوآور هستند. البته برای یک سازمان نوآور می‌توان عناصر دیگری نیز مطرح کرد که در مطالب بعدی سعی به بررسی آنها نیز خواهیم داشت.

باید توجه کنیم که نوآوری تنها مختص به آزمایشگاه‌‌های تحقیق و توسعه نخواهد بود و همه ارکان یک شرکت باید در نوآوری دخیل باشند و نوآوری، وظیفه کل یک شرکت است. همه ابعاد سازمان ازجمله واحدهای مختلف مانند بازاریابی، تولید، پشتیبانی، فروش، روابط عمومی و… باید در نوآوری درگیر باشند. یک شرکت موفق شرکتی است که همه نیروهای آن و همه ارکان و ابعاد آن نوآوری را وظیفه خود دانسته و برای آن تلاش کنند. البته که انگیزه و روحیه کارکنان و کار تیمی برای نوآوری بسیار حائز اهمیت است و نوآوری دستوری به نظر ممکن نمی‌آید.

* پژوهشگر مدیریت فناوری