محمدجواد جمالی‌نوبندگانی * همزمان با پیروزی آقای رییسی در انتخابات ریاست‌جمهوری یکی از سوالاتی که مطرح شده این است که آیا سیاست خارجی و مشخصا ترکیب وزارت امور خارجه و تیم مذاکره‌کننده در دولت او دستخوش تغییر خواهد شد یا خیر؟

امر مسلم این است که در ایران نیز مثل همه ‌جای دنیا سیاست خارجی و استراتژی‌ها تابع اصولی است که در اختیار دولت نیست. حتی در آمریکا نیز دولت‌ها تکنسین استراتژی هستند که به صورت کلی تعیین شده است. در ایران نیز طبق قانون اساسی سیاست‌های کلان اعم از میدان و دیپلماسی در اختیار رهبری است. به اضافه اینکه مجلس نیز حاضر است و مخصوصا قوانین در این زمینه تصویب کرده است لذا در دولت آقای رییسی نیز در استراتژی شاهد تغییر نخواهیم بود اما تاکتیک‌ها ممکن است، متفاوت باشد.

برای پیش‌بینی تغییرات احتمالی نیز باید به این نکته توجه داشته باشیم که ما در ایران و در حوزه هسته‌ای تاکنون چند نوع تیم مذاکره‌کننده داشته‌ایم. یک موقعی بود که مذاکرات بر عهده دبیر شورای عالی امنیت ملی بود مثل زمانی که خود آقای روحانی آنجا بودند و منجر به توافق سعدآباد شد یا زمانی که دکتر علی لاریجانی در اوایل دولت احمدی‌نژاد این وظیفه را به عهده داشتند و بعد هم آقای جلیلی.

با انتخاب آقای روحانی به عنوان رییس‌جمهور در سال ۹۲ اما یک تغییر رویه صورت گرفت و مسوولیت پرونده هسته‌ای و مذاکرات آن به وزارت امور خارجه سپرده شد.

به این ترتیب ما اکنون با این سوال مواجه هستیم که آیا اصلا تیم مذاکره‌کننده در دولت آقای رییسی باز هم وزیر امور خارجه منتخب ایشان خواهد بود یا پرونده هسته‌ای برمی‌گردد به شورای عالی امنیت ملی؟ بالاخره دیده‌ایم که تغییراتی در این زمینه صورت گرفته است، آن هم در حالی که خود آقای روحانی پیش‌تر در شورای عالی امنیت ملی عهده‌دار این مسوولیت بودند. بنابراین اول باید ببینیم که مذاکره در وزارت امور خارجه خواهد بود یا شورای عالی امنیت ملی و یا راه‌حل سومی مثل انتصاب یک دستیار مخصوص در این زمینه لحاظ می‌شود؟

قدرمسلم این است که ظریف به عنوان وزیر امور خارجه در دولت رییسی حضور نخواهد داشت. از آنجایی که تیم مذاکره‌کننده فعلی نیز منتخب او است، باید انتظار داشته باشیم که این تیم دستخوش تغییر شود.

پیش‌بینی من این است که از افرادی که قبلا در مذاکرات حضور داشته‌اند در قالب انتقال به وزارت امور خارجه و یا شورای عالی امنیت ملی، در مذاکرات آینده استفاده شود.

به اعتقاد من یکی از دلایلی که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها خیلی همکاری نکرده و مذاکرات را پیش نبردند نیز همین بود که شاید به این نتیجه رسیدند که معلوم نیست تیم بعدی در ایران هماهنگ و همفکر همین گروه فعلی باشد که الان مشغول مذاکره است. برای همین در برخی اظهارنظرهایشان اعلام کردند که باید با دولت بعدی به نتیجه برسیم.

موضوع بعدی این است که زمین بازی و بازیکنان این بازی با برجام کاملا تفاوت دارند. اگرچه هنوز مساله برجام است اما تفاوت‌هایی ایجاد شده است. تفاوت اصلی این است که مذاکرات این بار بر مبنای طرحی است که در مجلس یازدهم به تصویب رسیده و نقشه راه مذاکرات خواهد بود. یعنی اینطور نیست که مثل برجام دولت برود و توافق کند و بعد در مجلس تصویب شود. برعکس، این دولت است که باید بر مبنای نقشه راهی که مجلس مشخص کرده است، پیش برود.

از طرف دیگر، دولت‌ها در هر دو طرف یعنی ایران و آمریکا عوض شده‌اند و به نظر می‌رسد که این موجب یک بازنگری جدید در مذاکرات خواهد بود.

بحث بعدی این است که شرایط هم تغییر کرده است. قبل از برجام بالاخره هم در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و هم در شورای امنیت سازمان ملل اجماعی علیه ما بود اما الان موضع روسیه و چین کاملا با اروپا و آمریکا متفاوت است.

از طرفی وقتی سه، چهار درصد غنی‌سازی داشتیم ناچار شدیم توافق سعدآباد را بپذیریم. اما وقتی غنی‌سازی ۲۰ درصد شد دیدیم که ۱+۵ پای میز مذاکره با ایران آمد. الان غنی‌سازی در ایران به گفته آقای روحانی ۶۳ درصد شده است. ذخایر کیک زرد و آب سنگین ما نیز چند برابر تعهدات برجامی است لذا شرایط کاملا متفاوت است.

موضوع مهم و قابل توجه بعدی نیز این است که در زمان مذاکرات برجامی خوش‌بینی نسبت به طرف آمریکایی وجود داشت اما بعد از خروج ترامپ از برجام و عمل نکردن به وعده‌ها همان‌طور که از سخنان مسوولان فعلی هم برمی‌آید، اطمینان خاطری وجود ندارد که اگر با بایدن توافق کنند، دولت بعدی آمریکا پایبند باشد. به خصوص که اینها نمی‌خواهند توافق را به کنگره و سنا ببرند چون در آنجا هم جمهوریخواهان مخالف هستند.

با در نظر گرفتن همه این نکات باید به این نتیجه رسید که در دولت آقای رییسی شاهد تغییر و تحولاتی در عرصه سیاست خارجی خواهیم بود؛ تغییراتی در تیم مذاکره‌کننده و تاکتیک‌های مذاکره.

*عضو پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی