مجتبی معتمدنیا * اقتصاد کشور در حال حاضر با رشد افسارگسیخته حجم نقدینگی در بازارهای مختلف مواجه است که پیامد آن، تورمی میان‌مدت خواهد بود. پیش از این همواره بازار سرمایه با یک گپ شش ماهه از تورم اثر می‌پذیرفت؛ به این معنا که همواره فاصله بین رشد بازار و تورمی که در کشور اتفاق افتاده بود و همچنین رشد قیمت دلار، یک فرصت شش ماهه بود.

اما پس از رخدادهای سال‌های ۹۷ و ۹۸ در بازار سرمایه، حجم نقدینگی در گردش در بازار سرمایه رشد کرد که طبعا پیامد آن پیشتازی رشد بازار سرمایه نسبت به سایر بازارها بود. بازار در مقطعی حتی تورم را بر اساس انتظارات آینده پیشخور می‌کرد که این انتظارات آینده در آن مقطع پیش‌بینی انتخاب ترامپ بود و پیامد آن نیز انتظار بازار سرمایه برای دلار ۴۰ تا ۵۰ هزار تومانی بود. به تبع آن برای بازار نه تنها شاخص دو میلیون واحدی کاملا توجیه‌پذیر بود بلکه ارزنده هم محسوب می‌شد. اما در حال حاضر روند به گونه‌ای تغییر کرده است که احتمالا بازار با فاصله دو تا سه ماهه به استقبال تورم مورد پیش‌بینی خواهد رفت. یعنی ابتدا باید این تورم در بازارهای دیگر نمایان شود و پیامد آن در صورت‌های مالی شرکت‌ها و سودی که ایجاد می‌شود خود را نشان دهد.

پس از آن است که بازار مجددا رشد خواهد کرد. در حال حاضر به نظر من بازار در وضعیت خوف و رجاست. یک رشد ۱۰ تا ۱۵ درصدی را تجربه می‌کند سپس یک اصلاح ۱۰ درصدی دارد و به همین منوال ادامه می‌یابد. انتظار من این است که بازار در همین حدود نوسان داشته باشد و در نتیجه فعلا رشد قابل‌توجهی برای بازار متصور نیستم. ریسک دومی هم که از سوی رشد نرخ تورم در ماه‌های آتی وجود دارد در بحث قیمت‌گذاری کالا و خدمات است؛ به این صورت که همیشه در دوره اول حکمرانی، دولت‌ها تلاش می‌کنند تا حد امکان، قیمت‌ها را سرکوب کنند تا هم از جهت مقایسه با دولت قبل در کوتاه‌مدت، امتیاز مثبتی کسب کنند و از جهت دیگر هم به دنبال این هستند که در نتیجه کنترل و سرکوب قیمت‌ها بتوانند برای دور دوم هم انتخاب شوند.

بر همین اساس به نظر من بازارها در کوتاه‌مدت و میان‌مدت در وضعیت رکود قرار می‌گیرند؛ اما این حقیقت نیز وجود دارد که کلیه بازارها در بلندمدت به قیمت واقعی خود می‌رسند و در شرایط کنونی، بازار سرمایه در مقایسه با دیگر بازارها ارزنده‌ترین قیمت‌ها را داراست. در این میان، به دلیل اینکه می‌توان همواره حاشیه سود مشخصی را برای شرکت‌ها در شرایط تورمی متصور بود، فعالیت آنها در چنین شرایطی جذاب ارزیابی می‌شود. در واقع اگر چه با وجود تورم موجود در اقتصاد و این نکته که قیمت مواد اولیه و ورودی شرکت از تورم تاثیر منفی می‌پذیرند، اما به چند دلیل عملکرد شرکت‌های بورسی در دوره تورمی جذاب است. نخست موجودی مواد اولیه شرکت‌ها از دوران پیش از رشد تورم است که هزینه آنها را برای مقطعی کاهش می‌دهد.

دوم اینکه رشد تورم تاثیر درصدی یکسانی بر هزینه‌ها و درآمدهای شرکت‌ها خواهد داشت؛ به عنوان مثال یک شرکت ۱۰۰ تومان سود می‌سازد که این رقم حاصل تفاوت هزینه به درآمد شرکت است. حالا اگر ۲۰ درصد هزینه‌ها را افزایش دهیم و ۲۰ درصد هم بر درآمدها بیفزاییم، رقم نهایی سود شرکت نیز به همین نسبت رشد می‌کند. در نتیجه طبعا بازار با چنین شرایطی همچنان جذاب خواهد بود. بر اساس تجربه سه دهه اخیر هر زمان کشور با تورم افسارگسیخته روبه‌رو بوده است، بازار سرمایه رشد بالاتری نسبت به تورم را ثبت کرده و به سهامداران بازدهی بیشتری ارائه کرده است. دلیل آن هم این است که متاسفانه شرکت‌های ما بیش از آنکه خلق ارزش کنند، تابع تورم هستند. به این معنا که افزایش کل سود حاصل از فعالیت شرکت اغلب ناشی از رشد نرخ تورم است.

*تحلیلگر بازار سرمایه