به گزارش جهان صنعت نیوز: اصولگرایان مدعی هستند که با ورود او اجماع قطعی است و برد رقیب حتمی.این رویای قشنگ برایشان اما خیلی دوام نداشته است، چرا که همزمان با نزدیک شدن به موعد انتخابات شاهد نشانه‌هایی از عدم کاندیداتوری او هستیم. از یک طرف اخبار غیررسمی و شنیده‌هایی که درباره نهی شدن وی از کاندیداتوری به گوش می‌رسد و از سوی دیگر اقداماتی در جبهه اصولگرایی که انصراف از انتظار برای کاندیداتوری او را به نمایش می‌گذارد.

این طور که از شایعات موجود که از قضا بعد از ماجرای توصیه رهبری به سیدحسن خمینی مبنی بر عدم کاندیداتوری در این انتخابات تشدید شده است، برمی‌آید که مقام معظم رهبری با نامزدی رییسی در این انتخابات موافق نیستند. این گمانه البته پیش‌ از اینها نیز مطرح شده بود و حتی عباس سلیمی‌نمین، فعال سیاسی اصولگرا در گفت‌وگویی با «نامه‌نیوز» تایید کرد که رهبری آن گروه از افرادی که با حکم ایشان در دستگاه‌های اجرایی کشور مشغول به کار هستند را از ورود به انتخابات نهی کرده‌اند.

این موضوع اما به تنهایی سبب نمی‌شود که پرونده کاندیداتوری رییسی بسته شود، کمااینکه در ماه‌های گذشته نشده است. شاهدیم که بخشی از اصولگرایان در عرصه سیاست و رسانه همچنان در حال تلاش هستند تا از یک سو رییسی را متقاعد کنند که این نامزدی به نفع او است و از سوی دیگر فضا و بستر مناسب را برای کاندیداتوری او فراهم کنند. مصداق این مدعا برخی اتاق‌هایی است که اخیرا در شبکه اجتماعی کلاب‌هاوس تشکیل می‌شود. نمونه آن نیز اتاقی با عنوان «ستادهای انتخاباتی رییسی فعال شده است» که فرید مدرسی، فعال رسانه‌ای اصولگرا ایجاد کرده بود. مدرسی که این روزها تمام اوقات خود را در کلاب‌هاوس و توئیتر برای بررسی تحولات انتخاباتی خصوصا آنچه در جبهه اصولگرایی می‌گذرد، می‌گذراند، با این ادعا که ستادهای مردمی رییسی فعالیت خود را آغاز کرده‌اند، گفت‌وگوها را مدیریت می‌کرد که روابط عمومی قوه قضاییه در اطلاعیه‌ای ضمن تکذیب اخبار مربوط به تشکیل ستادهای انتخاباتی تاکید کرد «ایشان همچنان مشغول فعالیت پرقدرت در قوه قضاییه هستند.»

این اما تنها نشانه انصراف اصولگرایان از انتظار کشیدن برای ورود رییسی نیست. نشانه دقیق‌تر را در واقع می‌توان در رویکرد و اقدامات شورای وحدت جست‌و‌جو کرد؛ همان شورایی که تا چند هفته قبل اصرار داشت رییسی می‌تواند گزینه اصلی در این انتخابات باشد. اکنون اما این سازوکار انتخاباتی به فکر پیدا کردن گزینه جایگزین افتاده و او برای برخی دیگر از نیروهای به ظن خود شایسته نامه فرستاده است. منوچهر متکی، سخنگوی این شورا حتی دیروز اسامی آن ۱۰نفری که مخاطب نامه‌ها بوده‌اند را نیز اعلام کرد و قابل تامل آنکه محمدباقر قالیباف اولین نام ذکر شده بود.

گذشته از اینها آنچه که سبب می‌شود، ورود رییسی به این انتخابات با تردید همراه بوده و آرام‌آرام منتفی شود، ریسکی است که رقابت‌های انتخاباتی دارد. به عبارت دقیق‌تر اینکه انتظار نمی‌رود، آقای قاضی‌القضات که اکنون از یک سو به آن رای ۱۶ میلیونی در انتخابات ۹۶ مفتخر است و از سوی دیگر به عملکرد مثبت در دستگاه قضا، نقد ریاست یک قوه مهم را به نسیه ریاست یک قوه انتخابی دیگر بفروشد.

شاید برخی تصور کنند که رییسی برای رسیدن به آن جایگاه سیاسی که خودش و حامیانش برای او متصور هستند نیازمند یک رای مردمی آنچنانی است، اما واقع‌بینان در عرصه سیاسی می‌دانند که انتخابات ۱۴۰۰ با میزان مشارکتی که از حالا همه را نگران کرده، این قابلیت را ندارد. ضمن اینکه رییسی تجربه شکست را دارد و این چیزی نیست که بتوان نادیده گرفت.

از طرف دیگر رییسی و مشاورانش خوب می‌دانند که او هم‌اینک در قوه قضاییه موفق عمل کرده و معلوم نیست از پس اداره امور اجرایی آن هم بعد از دولت روحانی و این همه مشکلات اقتصادی و معیشی برآید. بنابراین طبیعی است که محتاطانه عمل کرده و از خیر ریاست‌جمهور بگذرد. انصراف اصولگرایان برای دعوت او به کاندیداتوری نیز با در نظر گرفتن همین نکات کاملا منطقی به نظر می‌رسد.