به گزارش جهان صنعت نیوز: نکته تاریک این است که همه مدیران سیاسی و اقتصادی درباره سرچشمه این بدبختی بزرگ شهروندان بی‌پناه ایرانی چیزی نمی‌گویند و هر دولت بدبختی را به دولت پیشین نسبت می‌دهد و هیچ نهادی هم نیست که به داد این مردم برسد. چرا در حالی که شهروندان جهانی به‌طور متوسط در دهه‌های تازه‌سپری‌شده وضعیت مادی بهتری پیدا کرده و سطح رفاه آنها افزایش یافته است ایرانیان پله-پله پایین‌تر افتاده و در شرایط بدتری قرار گرفته‌اند. نکته تلخ‌تر از این اما سختگیری درباره کسانی است که می‌گویند و می‌خواهند نشان دهند چرا ایرانیان بی‌پناه از نظر موقعیت مادی در مناسبات ناجوری قرار گرفته‌اند. اقتصاددانان باور دارند سرچشمه بدبختی ایرانیان به ویژه در دهه 1390کسری بودجه پایدار در اقتصاد است که منجر به رشد نقدینگی شده است و همیشه نیز بوده و ادامه دارد. چرا ایران به کسری بودجه مزمن دچار شد؟ بخواهیم یا نخواهیم خالی شدن دست دولت از درآمدهای صادرات نفت در این سال‌ها و نیز هزینه‌های پیدا و پنهان  ایجاد امنیت داخلی و خارجی برای کشور و دلدادگی بیهوده به درآمدهای ناپایدار سرچشمه کسری بودجه و پایداری تورم است. این نیز ناممکن می‌شد اگر اداره‌کنندگان ایران درباره تحریم‌های آمریکا کارشناسانه‌تر و مسوولانه‌تر فکر کرده و تصمیم‌های درست‌تر می‌گرفتند. واقعیت این است که آمریکا به هدف‌های راهبردی خود از تحریم دست یافته و سطح نارضایتی را در میان شهروندان نسبت به اداره کشور افزایش داده‌ است. وقتی معاون وزیر اقتصاد با خونسردی از کاهش 32 درصدی قدرت خرید و به عبارت دیگر فقیرتر شدن شهروندان می‌گوید و مقام اجرایی تخصیص منابع و برنامه‌ریزی یک‌سره دنبال این است که دولت قبلی بدهکاری داشته است و مقام‌های مذاکره‌کننده درباره پرونده هسته‌ای کار را طولانی می‌کنند باز هم در آینده شاهد خواهیم بود که مقام‌های دولت فعلی یا بعدی از این بگویند که 50 درصد قدرت خرید مردم از دست رفت. باید به سرچشمه‌ها برگردیم و خودفریبی را کنار بگذاریم که در کوتاه‌مدت می‌توانیم بدون فقیرتر کردن مردم باز هم در برابر تحریم‌ها تاب بیاوریم.