به گزارش جهان صنعت نیوز: برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص ریشه‌های تاریخی و فرهنگی این هنر سنتی و آگاهی از شیوه‌هایی که برای احیای معرق پارچه می‌بایست به کار گرفته شود، گفت‌و‌گویی را با شهین ابراهیم‌زاده‌پزشکی- محقق، پژوهشگر و استاد دانشگاه در رشته دوخت‌های سنتی ایران- ترتیب دادیم.

وی ضمن اشاره به اهمیت و جایگاه شاخص معرق پارچه و ارتباط آن با فرهنگ و ویژگی‌های رفتاری مردم ایران به «جهان‌صنعت» گفت که احیای این هنر سنتی نیازمند سرمایه‌گذاری کلان از سوی بخش دولتی و یا سرمایه‌گذار خصوصی توانمند است.

مشروح مصاحبه «جهان صنعت» با شهین ابراهیم‌زاده پزشکی که  مدرک درجه یک هنری در رشته دوخت‌های سنتی ایران داشته و به خوبی با زیر و بم هنرهای سنتی ایران آشنا است در پی می‌آید.

– در خصوص چگونگی شکل‌گیری هنر معرق پارچه صحبت‌هایی زیادی مطرح می‌شود. چگونه شد که این هنر شکل گرفت و خاستگاه و محل شکل‌گیری آن کدام بخش کشور بوده است؟

در گذشته اساسی‌ترین مولفه در معرق پارچه جنس پارچه‌ای بود که آن موقع استفاده می‌شد چون معمولا این پارچه‌ها از انگلستان وارد ایران می‌شد. تار و پود این پارچه‌ها قابل رویت نیست و نوع خاصی از پارچه است که بیشتر برای پرده و یا رومیزی از آن استفاده می‌شد و بسیار گران‌قیمت بود.

هنرمندان قلابدوز در استان گیلان از این پارچه‌ها برای هنر قلابدوزی رشت استفاده می‌کردند.  کما اینکه نمونه‌هایی از این پارچه که در داخل کشور تولید می‌شد را در استان خراسان داشتیم که نمونه زبرتری بود و برای قلاب‌دوزی، مخمل‌دوزی و قیطان‌دوزی استفاده می‌شد.

در هر صورت معرق پارچه نوعی استفاده صرفه‌جویانه از پارچه‌های قدیمی بود. درواقع وقتی پارچه‌ای اضافه می‌آمد و از آن استفاده نمی‌شد، هنرمندان سعی می‌کردند حداکثر استفاده را از این پارچه‌های گران‌قیمت ببرند و حتی ذره‌ای از آن را دور نریزند.

 به همین خاطر بسیاری از گل‌های درشت را با کمک این تکه‌های پارچه روی پارچه اصلی ایجاد کرده و می‌دوختند. با این روش اشکال لایه‌لایه و بسیار زیبا و بدیعی ایجاد می‌شد و اطراف آن را قلابدوزی می‌کردند. درواقع تلفیقی از قطعات پارچه و قلابدوزی ایجاد می‌شد که قلابدوزی رشت را بسیار متفاوت از قلابدوزی تبریز و اصفهان می‌کرد.

درواقع به واسطه آنکه پارچه‌های گران‌قیمت وارد کشور شده و بیشترین مصرف آن را هم در استان گیلان و در رشت بود، یک هنر جدیدی در گیلان ایجاد شد و هنرمندان اسم این هنر را معرق پارچه گذاشتند.

– معرق پارچه با معرق چوب چه شباهتی داشته و معرق پارچه گیلان تا چه حد در دنیا شناخته شده است؟

درواقع همچون معرق چوب در معرق پارچه قطعات پارچه همچون یک پازل در قالب یک طرح مشخص کنار هم قرار می‌گیرند. معرق پارچه خود سبک‌های متفاوتی داشته است. این هنر بسیار مورد توجه مستشاران و تجار اروپایی قرار گرفته بود و شاهد آن هستیم که نمونه‌های بسیار زیبایی از معرق پارچه در موزه‌های دنیا همچون موزه لنینگراد قرار داشته و خودنمایی می‌کند.

– قدمت هنر معرق پارچه به چه زمانی برمی‌گردد؟

از اوایل دوره قاجار این هنر در گیلان ایجاد شده و مورد توجه قرار گرفته است. از همین دوره هم تجار انگلیسی و فرانسوی در منطقه گیلان سرمایه‌گذاری کرده و واردکننده پارچه‌های مورد استفاده در معرق پارچه بوده‌اند. خلاقیت قلابدوزان گیلانی باعث شده که از کوچک‌ترین قسمت‌های باقیمانده پارچه‌های پشمی در ساخت معرق پارچه استفاده شود.

– خاتمی‌دوزی چیست و وجه تمایز آن با معرق پارچه چیست؟

نوعی دیگر از تکه‌دوزی‌ها در این منطقه وجود داشت که اصطلاحا به آن خاتمی‌دوزی می‌گفتند چون پیشینه خاتم‌کاری را در کشور داشته‌ایم این نام گذاشته شده است. در خاتم‌سازی با استفاده از چسباندن قطعات بسیار ریز استخوان و چوب و شیشه یک سطحی را باشیوه خاص ایجاد می‌کردند که به آن خاتم‌کاری می‌گفتند و امروز شاهد نمونه‌های مختلف آن هستیم.

شکل دیگر خاتم‌کاری که به آن خاتمی‌دوزی می‌گوییم همان عمل خاتم‌کاری است که به جای چسب از طریق دوخت (تکه‌های پارچه) انجام می‌شود و اشکال هندسی پشمی کنار یکدیگر با شیوه‌های استادانه و ماهرانه دوخته می‌شد و همان شکل‌های خاتمی‌کاری را ایجاد می‌کردند. به دلیل تشابه نوع الگوها و طرح‌ها و نقش‌هایی که وجود داشت اصطلاحا به این شیوه خاتمی‌دوزی می‌گفتند. بسیاری از مجموعه‌های ارزشمند خاتمی‌دوزی در قالب پرده‌ها در مجموعه موزه آستان قدس رضوی موجود است.

– فکر می‌کنید علت و دلیل ایجاد معرق پارچه و خاتمی‌دوزی چیست؟ روحیات، فرهنگ و نوع نگاه ایرانیان تا چه میزان در پدید آمدن این هنرهای سنتی موثر بوده است؟

به نظرم بیشتر به روحیه قناعت‌پیشگی مردم ما برمی‌گردد که از حداقل‌ها، هنرهای بسیار زیبایی خلق می‌کردند که امروزه در قالب آثار جاودان در موزه‌ها خودنمایی می‌کند و نشان می‌دهد که مردم ما قناعت‌پیشه بوده‌اند و سعی می‌کرده‌اند سرمایه کشور را حفظ کنند.

– صنایع‌دستی ایران در هر گوشه از کشور علاوه بر آفرینش هنری نقشی بی‌بدیل در اقتصاد محلی دارند و هنرمندان سازنده از طریق هنر خود هزینه‌های زندگی را تامین می‌کنند. معرق پارچه تا چه میزان در شکل‌دهی به اقتصاد محلی و زندگی هنرمندان سازنده آن نقش داشته است؟

هنر معرق پارچه علاوه بر آنکه استادکاران بسیار قدری داشته است، همچنین کارگاه‌های تولیدی بسیار بزرگی در استان گیلان و شهر رشت داشته است و در گذشته خیلی‌ها در این کارگاه‌ها کار می‌کردند تا خود تبدیل به یک استادکار می‌شدند.

 درواقع نوعی از اشتغالزایی در حول این کارگاه‌ها در جامعه ایجاد می‌شده است و حرفه‌ها و هنرها به صورت کارگاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شده است.

لذا معرق پارچه یکی از رشته‌های مطرح بوده که سفارش‌های خوبی برای آن می‌گرفتند و از این طریق درآمدزایی نیز داشته‌اند.

– باتوجه به اینکه بسیاری از صنایع‌دستی کشور در معرض فراموشی قرار گرفته‌اند، فکر می‌کنید برای حفظ و احیای هنر سنتی معرق پارچه چه باید کرد؟

خوشبختانه بسیاری از افراد تحصیلکرده در جامعه و استان‌های مختلف پی برده‌اند بسیاری از رشته‌های گذشته صنایع‌دستی دارد از بین می‌رود. پس کمر همت بسته و دارند در راستای حفظ و احیای هنرهای سنتی اقدام می‌کنند. من هنرمندانی را در رشت و استان گیلان سراغ دارم که دارند تولیدات خود را دوباره با معرق پارچه احیا می‌کنند و کارشان نیز بسیار فاخر و زیبا است.

تنها چیزی که می‌تواند ضامن یک چنین حرکت‌هایی باشد حمایت‌های دولتی و یا حمایت‌های یک بخش خصوصی کلان است که بتواند با سرمایه‌گذاری حرکت مثمرثمر و خوبی را به نتیجه برساند.

– معاونت صنایع‌دستی تاکنون چه اقدامی برای احیای معرق پارچه صورت داده و انتظار می‌رود در این راستا چه اقدامی صورت دهد؟

تا به امروز که صنایع‌دستی چشم‌انداز چندان خوبی نداشته است؛ البته آنچه در قالب طرح و برنامه مطرح می‌شود خوب است.

 یعنی صنایع‌دستی کهن ما باید احیا شده و روی آن سرمایه‌گذاری شود و بودجه‌هایی به این منظور در نظر گرفته می‌شود. به مربیانی که کارشان خوب است سرمایه می‌دهند تا کلاس‌هایی گذاشته تا مردم بومی مثل گذشته توانمند شده و کسانی که در زمینه این هنرهای سنتی علاقه‌مند هستند بتوانند فعالیت کنند. با این وجود مشکل اساسی که وجود دارد این است که افرادی که طالب این بودجه‌ها می‌شوند افراد غیرمتخصصی هستند که به خوبی گزینش نشده‌اند.

  • نویسنده : نادر نینوایی