به گزارش جهان صنعت نیوز: در این میان هر چند که بررسی جدول شاخص‌ها، نشان می‌دهد که تولید صنعتی کارگاه‌های بزرگ از سال 1357 تا 1400 روندی افزایشی داشته است، اما نکته مهم اینجاست که میانگین رشد سالانه تولید در دهه 1360 برابر با 4/6 درصد، در دهه 1370 برابر با 10 درصد، در دهه 1380 برابر با 8/14 درصد و در دهه 1390 برابر با 1/2 درصد بوده است؛ یعنی روند رشد تولید در طول سه دهه به صورت منطقی افزایش داشته اما در طول 10 سال اخیر به ناگهان از 8/14 درصد به 1/2 درصد رشد افول کرده است، تغییر معناداری که به گفته کارشناسان به موازات سلسله موانع و مشکلات ایجاد شده، دهه 1390 را به دهه سوخته صنعت و اقتصاد تبدیل کرده است.

تمام جهت‌گیری‌ها باید معطوف به رشد اقتصادی باشد

در همین رابطه دکتر پیمان مولوی اقتصاددان در گفت‌و‌گو با «جهان‌صنعت» در خصوص علت رقم خوردن چنین شرایطی در فضای اقتصادی و صنعتی کشور توضیح می‌دهد: دلیل وقوع چنین اتفاقی این است که در کشور ما اقتصاد در اولویت نیست. وقتی اقتصاد در اولویت باشد تمامی جهت‌گیری‌ها معطوف به تحقق رشد اقتصادی است. رشد اقتصادی نیز به این دلیل مهم است که درآمد سرانه مردم رشد داشته باشد. در واقع در طول یک دهه گذشته، رشد اقتصادی کشور صفر بوده است. حال در زمانی که متوسط رشد اقتصادی کشور صفر بوده، نقدینگی 13 برابر افزایش یافته است. به همین دلیل است که شما اگر جروم پاول را هم به عنوان اقتصاددان به کشور بیاورید، به غیر از افزایش نرخ بهره، کار خاص دیگری از دستش ساخته نیست.

وی در ادامه می‌افزاید: همین آماری که در خصوص کاهش هفت برابری رشد صنعتی کشور اعلام شده باید این نکته نیز به آن اضافه شود که در طول یک دهه گذشته تشکیل سرمایه ثابت نیز از سال 1390 تاکنون منفی بوده است. یعنی از آن زمان تا امروز علاوه بر اینکه ارزش ماشین‌آلات و تجهیزات به یک‌دهم کاهش یافته، مطابق آمارهای رسمی وزارت اقتصاد و دارایی، درآمد سرانه نیز 30 درصد کاهش پیدا کرده است. لذا وقتی ما به نشانگرهای اقتصادی توجه نکنیم، مانند این است که کیلومترشمار ماشین اقتصاد کشور را باز کرده و در حال حرکت هستیم. این ماشین اقتصاد حرکت می‌کند، اما اینکه چگونه و در چه شرایطی حرکت می‌کند، برای ما مشخص نیست.

چنین مساله‌ای از سال 1397 کاملا ملموس و مشخص شده است، زیرا در این سال خط استهلاک از تشکیل سرمایه ثابت گذشته و کمتر شده است. معنی ساده چنین اتفاقی این است که شرکت‌ها و بنگاه‌های صنعتی، هزینه تعمیر و نگهداری استاندارد خود را از دست داده‌اند. خروجی چنین مساله‌ای از دست رفتن نوآوری، کیفیت و بهینه‌سازی است که در نهایت دهه 1390 را دهه به دهه از دست رفته اقتصاد تبدیل کرده است.

تنها راهکار خروج از این وضعیت

این اقتصاددان در پاسخ به این سوال که در چنین شرایطی چه باید کرد، تاکید می‌کند: باز هم خاطرنشان می‌کنم که اقتصاد باید در اولویت قرار بگیرد. خروجی کل کشور باید به سمت رشد اقتصادی معطوف شود. اگر این تفکر و اقدام محقق شود که می‌توان امیدوار به خروج از این شرایط بود، اما اگر چنین تفکری غالب نشود باز هم دچار مشکلات و اتفاقات دهه 1390 خواهیم شد. بنابراین باز هم تاکید می‌کنم که اقتصاد باید در اولویت قرار گرفته و رشد اقتصادی نیز به عنوان موتور محرک افزایش رشد دقیقه به دقیقه درآمد سرانه ایرانیان شود. در واقع تنها راهکار خروج ما از چالش کنونی همین مساله است که اگر محقق نشود، همچنان با ابعادی بیشتر درگیر مشکلات اقتصادی، صنعتی و معیشتی خواهیم بود.

  • نویسنده : محمدرضا ستاری