به گزارش جهان صنعت نیوز:  با وجودی که به وضوح روشن شده تبدیل گاز به محصولاتی که ارزش‌افزوده بیشتری دارد، می‌تواند منجر به درآمدزایی و ارزآوری برای کشور شود، با این حال هر چند وقت یک بار، گروهی صدایشان را بلند می‌کنند و با اعتراض و لابی و حتی هزینه‌تراشی برای دولت‌ها درپی به کرسی نشاندن منافع خود در سرمایه‌گذاری روی یکی از مشتقات گاز هستند.

طرح گازسوز کردن خودروها به بیش از سه دهه گذشته برمی‌گردد، با این حال هنوز هم این طرح شبیه مهمان ناخوانده اقتصاد ایران است که میلیاردها دلار صرف ایجاد زیرساخت‌ها و تولید خودروهایی با پایه گاز شده، ولی به نتیجه‌ای که به نفع اقتصاد کشور باشد نرسیده است.

در واقع نه توسعه جایگاه‌های سوخت سی‌ان‌جی و گاز‌سوز کردن خودروها باعث صرفه‌جویی در بنزین شده و نه جایگاه‌داران از وضعیت‌شان راضی هستند. از آن سو هم در دولت مشخص نیست چرا نسخه‌هایی که هربار برای این بیمار پیچیده می‌شود، منجر به بهبود وضعیت آن نمی‌شود.

این آشفتگی را بگذارید در کنار همسایه جنوبی ایران که هر روز خبرهایی از توسعه میدان مشترک پارس‌جنوبی با ایران و جذب میلیاردها سرمایه‌گذاری خارجی می‌رسد تا عمق آنچه «فرصت‌سوزی» نامیده می‌شود، بیشتر عیان شود.

استدلال دولتی‌ها -‌نه دولت قبلی، بلکه همه دولت‌های سه دهه قبل- در مواجهه با بلاتکلیفی گاز‌سوز کردن خودروها همیشه کلید‌واژه تحریم بوده است. در حالی که اگر یک تصمیم مشخص در تمام این سال‌ها اخذ می‌شد و همان ادامه می‌یافت، از صرف میلیاردها دلار هزینه‌ای که گاهی به گزاف صرف شد، نه‌تنها جلوگیری می‌شد، بلکه روی یکی از مشتقات گازی سرمایه‌گذاری می‌شد که امروز قطر گوی رقابت را در تبدیل گاز به LNG از ما نمی‌ربود.

گازی که همچنان مفت می‌سوزد

دومین منابع گازی دنیا را داریم، اما مشکل تامین گاز در زمستان را داریم. علت چیست؟ جوابش شاید یک کلمه باشد؛ بی‌تدبیری. سال‌هاست گازی که امروز مساله قاره اروپا شده و سرمایه‌گذاران خارجی حاضرند هزینه‌های بسیاری را برای خرید گاز LNG در قطر انجام بدهند که با کمبود در زمستان مواجه نشوند، سرچاه‌های ما و یا در مشعل‌های ما به رایگان می‌سوزد.

بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد که وجود مزیت‌های فراوان در استفاده از گاز مایع در خودرو‌ها تکلیف این بخش مشخص نیست و باری به هر جهت با این موضوع برخورد می‌شود. برخی کارشناسان معتقدند که دلیل اصلی عدم توسعه ال‌پی‌جی در خودروها، تعارض منافع وزارت نفت در این حوزه است. زیرا با اضافه شدن ال‌پی‌جی به سبد سوخت خودرو‌ها و قیمت‌گذاری مناسب آن میزان مصرف بنزین کشور کاهش خواهد یافت و وزارت نفت امکان صادرات این میزان بنزین آزادشده را پیدا می‌کند. در صادرات بنزین تنها 5/14 درصد عواید فروش به وزارت نفت تعلق می‌گیرد، ولی در صادرات ال‌پی‌جی تمام عایدی صادراتی به وزارت نفت تعلق دارد و این تفاوت در بهره‌مندی از درآمد صادراتی عامل ایجاد تعارض منافع در این موضوع شده است.

 استدلال دولت اما همواره این بوده که استفاده از ال‌پی‌جی به عنوان سوخت خودروها در سبد سوخت کشور با توجه به ماهیت اشتعال‌زا بودن این سوخت و شرایط اقتصادی، محیط‌زیستی و جغرافیایی کشور توجیه و مبنای کارشناسی و علمی نداشته و خلاف مصالح ملی است.

حامیان طرح توسعه CNG و گاز‌سوز کردن خودروها می‌گویند، با توسعه فاز‌های پارس‌جنوبی و افزایش تولید LPG از این فاز‌ها امکان توسعه اتوگاز در کشور وجود دارد. اما ال‌پی‌جی از سبد سوخت خودروهای کشور به دلیل هزینه حمل‌ونقل بالا، اشتعال‌زایی فراوان و محدودیت در حمل‌ونقل حذف شد و در نهایت CNG جایگزین شد. با این وجود CNG هم هنوز نتوانسته جایگاه خود را در سبد مصرفی سوخت کشور باز کند. این موضوع از آنجایی اهمیت می‌یابد که به طور کلی در کشور هدررفت گاز مایع بالاست. گفته می‌شود مقدار گاز مایعی که سالانه هدر می‌رود رقمی حدود ۴ میلیون تن است.

به گفته جلیل سالاری مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی، در حال حاضر مجموع تولید LPG در پالایشگاه‌های نفتی سالانه 4/2 میلیون تن است که از این میزان 8/1 میلیون تن در داخل کشور برای مصارف خانگی در مناطق فاقد لوله‌کشی گاز استفاده شده و مابقی آن صادر می‌شود.

وی در این باره توضیح می‌دهد: «با در نظر گرفتن کل جامعه خانوارهایی که باید به آنها LPG رسانده شود، میزان نیاز آنها روزانه ۲۳۰۰ تن (سالانه 8/0 میلیون تن) است. یعنی ما بیش از دو برابر نیاز خانوارها LPG در داخل کشور عرضه می‌کنیم». در نتیجه طبق محاسبات، سالانه یک میلیون تن LPG تولیدی از پالایشگاه‌های نفتی از مسیر اصلی خود منحرف شده و با قیمت بسیار ارزان در خودروها به صورت غیراستاندارد مصرف می‌شود.

اثر تحریم‌ها نمایان شد

 از ابتدای دهه 80 تا به امروز 5 میلیون خودرو بنزین‌سوز دوگانه‌سوز CNG شده‌اند که این میزان سهم CNG را از سبد سوختی کشور به 22 درصدی در خودروهای سبک رسانده است. آمار دیگری هم وجود دارد که نشان می‌دهد روزانه 22 میلیون متر مکعبCNG در کشور مصرف می‌شود. اما در بخش حمل‌و‌نقل سنگین سهم CNG صفر است. این در حالی است که چین با توجه به اینکه از لحاظ تعداد خودروی CNG‌سوز با ایران برابر است، اما مقدار CNG که جایگزین سوخت مایع کرده است هفت برابر ایران است. یعنی حدود 140 میلیون مترمکعب CNG را جایگزین گازوییل کرده است. این حجم از جایگزینی CNG در حالی است که برخلاف ایران، چین جزو 5 کشور برتر بهره‌بردار از گاز طبیعی در دنیا نیست و واردکننده گاز طبیعی است.

یک آمار دیگر هم مربوط به میزان تولید گاز مایع فشرده (LPG) است که تا پایان سال 99 به رقم سالانه ۱۷ میلیون تن رسیده بود. آن‌طور که گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد از این مقدار حدود ۵ میلیون تن آن صادر شده و حدود ۲ میلیون تن آن نیز برای مصرف در بخش خانگی تخصیص داده می‌شد. تازه‌ترین آمار صادرات LPG ایران برای سال جاری میلادی نشان می‌دهد که صادرات این محصول روند کاهشی داشته است. به طوری که میانگین ماهانه در نیمه اول سال ۲۰۲۲ به ۵۲۰ هزار و ۵۳۳ تن رسیده است.

هرچند منابع بازرگانی می‌گویند جدیدترین تحریم‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا علیه شرکت‌های چینی، هنگ‌کنگی و اماراتی مرتبط با صادرات پتروشیمی، تاثیر چندانی روی تجارت میان ایران و چین در ماه‌های آینده نخواهد داشت، اما به نظر می‌رسد حالا نتیجه فرصت‌سوزی‌ها بیشتر خود را نشان می‌دهد. چه آنکه اگر در تولید LNG و LPG مثل سایر مشتقات پتروشیمی حرکت کرده بودیم، شاید جای محصولات ایرانی در بازارهای صادراتی آنقدر پررنگ بود که با تحریم‌ها هم نمی‌شد، جلوی آنها را گرفت.