به گزارش جهان صنعت نیوز: بارها شنیده‌ایم که مقام‌های استانی و ملی به بانک‌ها هشدار می‌دهند حق ندارند کارخانه‌ها را تملک کنند. این اتفاق که به کمک واحدهای ناتوان بیاییم ظاهر خوشی دارد اما پیامدهای آن را که خوب واکاوی کنیم انبوهی از ناکارآمدی را می‌بینیم و اصل داستان زیر سوال می‌رود. اولین چیزی که در این داستان مخدوش به نظر می‌رسد این است که تفاوت مدیر و مالک کارآمد و مدیر ناکارآمد را نادیده می‌گیریم و به این ترتیب رقابت را قربانی نمی‌کنیم. دومین مساله و حقیقت بد در این فرآیند دست کردن در جیب کسانی است که منابع خود را به بانک‌ها داده‌اند تا بیشترین سود را کسب کنند و حالا با زنده‌سازی واحدهای ناکارآمد از جیب آنها برداشته و به یک گروه خاص می‌دهند. نکته بعد این است که با دادن مهلت برای پرداخت وام بانکی اولیه بر میزان وام‌های مشکوک‌الوصل افزوده و نسبت معوقه‌ها به کل اعتبارات را به مرزهای خطرناک می‌رسانیم.

به نظر می‌رسد برای این جنبش باید نهایتی لحاظ شود و این کار باید در جایی محدود شود. در غیر این صورت معنای فعالیت اقتصادی را از درون تهی کرده و به همه امیدواری می‌دهیم بروید جلو ما پشت شما هستیم. خوب است مدیران مربوطه آماری از میزان تسهیلات به کارخانه‌های ورشکسته را در این سال‌ها ارائه داده و بگویند تاکنون چه میزان کامیابی به دست آورده‌اند. در غیر این صورت رانت را گسترش می‌دهیم.

  • نویسنده : احسان شادی