به گزارش جهان صنعت نیوز: کمبود بودجه، امکانات و از همه مهمتر تعداد کم نیروی متخصص موزه‌داری در موزه‌های کشور، امروز به معضلی جدی تبدیل شده است.در میان بخش های مختلف موزه ها اما قسمتی که بیش از سایر بخش ها مورد بی مهری قرار گرفته حوزه مرمت است.

بی توجهی به مساله مرمت و حفاظت در موزه های کشور در این سال ها اتفاقات ناگواری را نیز رقم زده که از آن جمله می توان به آسیب دیدن نقاشی کمال الملک در کاخ گلستان و رژه سوسک ها در قاب یک اثر هنری در موزه هنرهای معاصر اشاره داشت.

نگاهی عمیقتر به مشکلات موزه ها مشخص می کند که مساله ومشکلات در این حوزه فراتر از قصور یک مدیر و یا کارشناس یک موزه خاص است بلکه بی توجهی به تامین بودجه و استخدام نکردن منابع انسانی خبره و متخصص ناشی از نوع نگاه مسوولان کشور به مقوله موزه است.

برای بررسی بیشتر چند و چون رعایت استانداردها در موزه های کشور و با هدف درک روشنتر وضعیت حفاظت و مرمت آثار در موزه ها، با حمدیرضا تبریزیان-کارشناس ارشد باستان شناسی- که سال ها است در حوزه موزه داری فعالیت دارد گفت و گویی را انجام دادیم که مشروح آن در پی می آید.

*برخی از اشخاص در کشور ما موزه ها را اماکن کسالت باری می دانند که فایده ای برای جامعه ندارند؛ شاید تسری یک چنین نگاهی در مسوولان کشور هم اثرگذار بوده است. در درجه اول اهمیت موزه را در چه می بیند و در درجه دوم جایگاه موزه در ایران را در قیاس با سایر کشورها چگونه ارزیابی می کنید؟

دو نوع آموزش در کشور وجود دارد یکی آموزش رسمی و دیگری آموزش غیر رسمی است. آموزش رسمی را مدارس انجام می‌دهند و آموزش غیر رسمی را نهادهای فرهنگی انجام می دهند. اهمیت آموزش غیر رسمی از آموزش رسمی در بسیاری از موارد بیشتر است.

در حال حاضر از ۵۵هزار موزه موجود در جهان، ۶هزار مورد آن در کشور آمریکا قرار دارند. به عدد توجه کنید ۵۵هزار موزه ثبت سازمان جهانی آیکوم است که ۶هزار مورد آن متعلق به آمریکا است.یعنی آمریکا همانطور که ماشین اقتصادی بزرگی است و ماشین نظامی است که هالیوود را هم دارد و بودجه کلانی در اختیار دارد به موزه ها هم توجه بسیار زیادی دارد.

توجه داشته باشید آنچه که می خواهد در یک جوان برای مطالعه یک رشته خاص ایجاد علاقه کند تا گرایش یا علافه خاصی پیدا کند و یاحتی اخلاقیاتی یا سنت هایی را گسترش دهد، از طریق نهاد فرهنگی موزه انجام می شود.

یعنی در سیستم آموزشی مستقیم شاید به دلیل مستقیم بودن آموزش، اثرگذاری لازم وجود ندارد؛ بنابراین نهادهای فرهنگی مثل موزه، کتابخانه و در کشور ما در کنار این ها تکایا و مساجد اهمیت راهبردی دارند.

*میزان توجه به موزه ها در ایران را چطور می بینید؟ آیا توجه لازم به موزه های کشور به عنوان یکی از پایه های اصلی آموزش غیر مستقیم صورت می گیرد؟

در حال حاضر در هر کجای کشور که بروید توجه به این حوزه آموزش غیر رسمی بسیار پایین است.

به نظرم موزه های کشور را نباید در سطح تاکتیکی و یا بر مبنای عملیات روزانه آنها مشاهده کنیم. در حال حاضر می بینیم یک موزه ارزشمند همچون کاخ گلستان که آثار بسیار زیادی دارد درصد بسیار کمی از درآمدش خرج خودش می‌شود.

*یکی از چالش های جدی موزه ها در ایران به مساله کم توجهی به مرمت آثار به نمایش درآمده در آنها مربوط می شود؛ نمونه این رویکرد در کاخ گلستان و در آسیبی که به اثر استاد کمال الملک وارد آمد قابل تشخیص است. نظر شما در این خصوص چیست؟

متاسفانه در حال حاضر اینگونه نیست که وزارت میراث فرهنگی بگوید موزه درآمد خودش را دریافت کرده و به مرمت آثار به نمایش درآمده در آن اختصاص دهد.

وقتی قرار است موزه های کشور قضاوت و داوری شوند باید دید در موزه ها به چند پروژه مرمتی بودجه اختصاص یافته است.با اطمینان می گویم وقتی بروید و این موارد را بررسی کنید می بینید که اصلا جای هیچ سرزنشی برای هیچ مسوول موزه ای در هیچ کجای کشور وجود ندارد.

در شرایط فعلی جای سرزنش وجود ندارد و نمی توان گفت چرا یک اثر در موزه ای آسیب می بیند.

توجه داشته باشید که موزه تعریف دارد و چارت سازمانی یا ساختاری هر چیزی را هم براساس تعریف استاندارد آن در نظر می گیرند.
موزه نهادی غیرانتفاعی است که در خدمت جامعه و اهداف آن است که آثار یعنی شواهد مادی و معنوی ملموس و غیرملموس انسانی را برای اهداف آموزشی، پژوهشی، حفاظت و نگهداری و همچنین آموزش گردآوری کرده، به نمایش درآمده و با مردم ارتباط برقرار می کند.

یکی از قسمت های موزه که مربوط به نگهداری و حفاظت آثار است، بخش مرمت است و هر موزه ای باید آن را داشته باشد.

در بخش مرمت باید تعداد زیادی متخصص در حوزه های تخصصی مرمت منسوجات، بنا و سایر حوزه های مرتبط با اشیای به نمایش در آمده در موزه وجود داشته باشد.

به طور قطع می توان گفت چارت سازمانی این بخش در بسیاری از موزه های کشور ناقص است و قطعا نیروی کافی و لازم در این بخش جذب نشده است.

*میزان بودجه اختصاص داده شده به مرمت آثار در موزه های کشور را چگونه می بینید؟ آیا بودجه اختصاص داده شده به مرمت پاسخگوی نیازهای موزه های کشور است؟

باتوجه به وضعیتی که در کشور وجود دارد بسیاری از موزه های شناخته شده کشور از جمله کاخ موزه گلستان بودجه مشخصی برای مرمت ندارند.

یعنی این گونه نیست که بگوییم مثلا سالانه ۲۰۰ میلیون تومان در حوزه مرمت به کاخ گلستان اختصاص یافته باشد.

این در حالی است که در جایی مثل کاخ گلستان حداقل باید سالانه مبلغی حدود یک میلیارد تومان برای مرمت در نظر داشته باشند.
به لحاظ مدیریتی، ساختاری و برای تحلیل سیستم و قضاوت درست باید به این موارد توجه شود.

*برای آنکه مسوولان و کارشناسان موزه عملکرد مطلوبی داشته باشند باید در زمینه میزان حقوق و دریافتی نیز حداقل های لازم برای آنان تامین شود اما اینگونه نیست و بعضا برخی موزه داران و کارشناسان موزه ها ناچار می شوند کارهای دوم و یا سوم داشته باشند. این موضع را چگونه می بینید؟

در شرایط فعلی یک موزه دار با چیزی نزدیک به ۳۰ سال خدمت صرفا ۸ میلیون تومان حقوق می گیرد؛ در شهر تهران که اجاره خانه ها و مخارج و تراز هزینه ها را می دانید یک کارشناس موزه با این سابقه خدمتی این میزان حقوق می گیرد.

این در حالی است که همان طوری که معلمان در یک کشور مهم هستند، موزه داران هم باید مهم باشند. موزه داران هویت، عرق ملی و مسایلی از این دست را به بازدیدکنندگان و مردم منتقل می کنند. توجه داشته باشید که این مسایل در کتاب درسی منتقل نمی شود.

*نقش و اهمیت موزه ها در انتقال ارزش های فرهنگی، تاریخی و ملی را چگونه تعریف می کنید و فکر می کنید که موزه ها چگونه می توانند بر جامعه اثر بگذارند؟

اجازه بدهید برای درک بهتر اهمیت موزه ها یک مثال بزنم. فرض بفرمایید من در یک مدرسه استاد اخلاق شوم و یک ترم هم به دانش آموزان درس دهم.

در ترم بعد تمام ایرادات اخلاقی من در کنار حرف هایی که می زدم را قرار می دهند و می گویند این آقا حرف و عملش در تناقض است.

در نتیجه زمانی که می خواهیم درباره اخلاق، هویت، ارزش های ملی و ارزش های عمومی صحبت کنیم و یا ویژگی هایی که مربوط به ایرانیان در گذشته بوده، مثل مهمان نوازی را احیا کنیم این گونه نیست که در مدرسه این ها را آموزش دهیم.

برای این منظور باید یک موزه ایجاد کرد تا بتوان در این موزه مهمان نوازی ایرانی ها را به تصویر کشید.

بازدید کننده وقتی در موزه ای با این موضوع حاضر شده و از آن بازدید می کند با خود می گوید این مساله مهمان نوازی در سنت های ما وجود دارد و به آن راغب می شود.

توجه داشته باشید بسیاری ازعناصر آموزشی که امروز جز چالش های کشور به شمار می آید می تواند در موزه اتفاق بیافتد اما در مهندسی فرهنگی کشور دیده نمی شود.

  • نویسنده : نادر نینوایی