به گزارش جهان صنعت نیوز:  گروهی از سیاستمداران که حالا در راس دو قوه اصلی اداره‌کننده کشور قرار گرفته‌اند با چشم‌هایی باز و بهت‌زده به خوبی می‌بینند به دلیل تحریم گسترده غرب نه تنها نمی‌توانند بدون سنجاق شدن به درآمد شهروندان اداره عمومی کشور و یا همان پرداخت‌های جاری را به آسانی انجام دهند بلکه به دلیل ده سال سقوط سرمایه‌گذاری خصوصی، دولتی به ویژه خارجی زیرساخت‌های کشور شامل نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌های نفت و گاز و نیز حتی جاده و فرودگاه و حمل‌ونقل ریلی توانایی تامین انرژی برای مصرف صنایع را نیز از دست داده‌ایم.

ده سال فراموشی در سرمایه‌گذاری برای بهره‌برداری از گاز خدادی و نیز تبدیل آن به برق و عدم نوسازی شبکه برق کشور کار را به جایی رسانده است که باید آنچه داریم را بین بنگاه‌ها وخانواده‌ها تقسیم کنیم. بدیهی است که دولت‌ها توانایی و جرات آن را ندارند که آب و برق و گاز میلیون‌ها خانواده را در گرمای تابستان و سرمای زمستان قطع کنند اما می‌توانند برق و گاز مجتمع‌های بزرگ پتروشیمی و فولاد و سیمان را قطع کنند و البته این کار نیز با دردسر تاخیری همراه خواهد شد. دردسر زودهنگام این وضعیت سقوط سودآوری این بنگاه‌ها و تشکیل صف‌های فروش سهام این شرکت‌ها و نارضایتی سهام از دست‌دادگان است که نمودها و نشانه‌های آن در روزهای تازه‌سپری‌شده به چشم آمد. در سر بعدی می‌تواند با تعدیل نیروی انسانی این بنگاه‌ها برای توازن در دخل و خرج باشد که پیامدهای تلخی خواهد داشت و سرانجام آن‌طور که از سوی مدیران بخش خصوصی گفته می‌شود تعطیل برخی از مجتمع‌هاست که تولید ناخالص داخلی و نیز صادرات را با تهدید مواجه خواهد کرد.

کاش دولت سیزدهم به جای اینکه نیروی خود را برای کارهایی مثل حراج پول مردم در بانک‌ها به بهانه پرداخت وام‌های خرد بدون تضمین هدر دهد و دنبال این باشد که همانند دولت نخست احمدی‌نژاد مشاغل زودبازده پدیدار سازد به مسائل اساسی مثل تامین منابع ارزی برای جلوگیری از فروپاشی زیرساخت‌ها اختصاص دهد. تمرکز دولت روی استفاده از پول شهروندان در بانک‌ها انگار آسان‌ترین کار برای دولت‌ها و پرداخت‌های بدون برگشت از منابع بانک‌ها چشمگیرترین فعالیت‌هاست.

  • نویسنده : محمد بهشتی‌وند