به گزارش جهان صنعت نیوز:  سه سال پیش اکونومیست از اصطلاح «آهسته‌سازی» برای توصیف وضعیت شکننده تجارت و بازرگانی بین‌المللی استفاده کرد. پس از پایان دهه‌های 1990 و 2000، سرعت یکپارچگی اقتصادی در دهه 2010 متوقف شد، زیرا شرکت‌ها با پس‌لرزه‌های یک بحران مالی، یک شورش پوپولیستی علیه مرزهای باز و جنگ تجاری دونالد ترامپ دست‌و‌پنجه نرم کردند. گردش کالا و سرمایه راکد شد. بسیاری از کارفرمایان تصمیمات بزرگ برای سرمایه‌گذاری در خارج از کشور را به تعویق انداختند که در آن زمان جای خود را به صبر و انتظار داد. هیچ‌کس نمی‌دانست آیا جهانی شدن با یک سقوط یا انقراض روبه‌رو شده است.

اکنون انتظار به پایان رسیده است، زیرا همه‌گیری و جنگ در اوکراین باعث شده است که یک بار در یک نسل، سرمایه‌داری جهانی در اتاق‌های هیات‌مدیره و دولت‌ها بازاندیشی شود. به هر طرف که نگاه کنید، زنجیره‌های تامین در حال تغییر هستند، از ۹ تریلیون دلار موجودی، که به عنوان بیمه در برابر کمبود و تورم انباشته شده، گرفته تا مبارزه برای کارگران در حالی که شرکت‌های جهانی از چین به ویتنام تغییر مسیر می‌دهند. این نوع جدید جهانی شدن در مورد امنیت صدق می‌کند، نه بهره‌وری: تجارت با افرادی را که می‌توانید به آنها تکیه کنید، در کشورهایی که دولت شما با آنها دوست است، در اولویت قرار می‌دهد و می‌تواند به حمایت‌گرایی، دولت بزرگ و تشدید تورم منتهی شود. از طرف دیگر، اگر شرکت‌ها و سیاستمداران خویشتنداری نشان دهند، می‌تواند اقتصاد جهان را به سمت بهتر تغییر دهد و مزایای باز بودن را حفظ کند و در عین حال انعطاف‌پذیری را بهبود بخشد.

پس از فروپاشی دیوار برلین در سال 1989، بهترین راهنمای جهانی شدن بهره‌وری بود. شرکت‌ها تولید را در جایی قرار می‌دادند که هزینه‌ها کمتر بود، در حالی که سرمایه‌گذاران سرمایه را در جایی که بازدهی بالاتری داشت، به کار گرفتند. دولت‌ها می‌خواستند با شرکت‌ها بدون توجه به ملیتشان یکسان رفتار و با دموکراسی‌ها و حکومت‌های استبدادی به طور یکسان معامله‌های تجاری منعقد کنند. طی دو دهه، این امر باعث ایجاد زنجیره‌های ارزش خیره‌کننده پیچیده‌ای شد که نیمی از کل تجارت را تشکیل می‌دهند: خودرو و تلفن شما حاوی قطعاتی هستند که بهتر از فیلیس فاگ (شخصیت اصلی رمان دور دنیا در هشتاد روز) سفر می‌کنند. همه اینها قیمت‌ها را برای مصرف‌کنندگان پایین نگه داشت و به رهایی یک میلیارد نفر از فقر شدید با صنعتی شدن جهان در حال ظهور از جمله چین کمک کرد.

اما جهانی شدن فوق کارآمد مشکلاتی نیز داشت. جریان‌های بی‌ثبات سرمایه، بازارهای مالی را بی‌ثبات کرد. بسیاری از کارگران یقه آبی در کشورهای ثروتمند ضرر کردند. اخیرا دو نگرانی دیگر نیز به چشم می‌خورد. نخست، برخی از زنجیره‌های تامین ناب آن‌قدر که به نظر می‌رسند ارزش بالایی ندارند: عمدتا هزینه‌ها را پایین نگه می‌دارند، اما وقتی شکست می‌خورند، صورت‌حساب می‌تواند فلج‌کننده باشد. تنگناهای امروزی تولید ناخالص داخلی جهانی را حداقل یک درصد کاهش داده است. سهامداران و همچنین مصرف‌کنندگان آسیب‌دیده‌اند: از آنجا که کمبود تراشه، تولید خودرو را متوقف کرده است، جریان نقدی خودروسازان سالانه 80 درصد کاهش یافته است. تیم کوک، استاد زنجیره تامین که اپل را اداره می‌کند، بر این باور است که چنین آشفتگی‌ای می‌تواند فروش را تا 8 میلیارد دلار یا 10 درصد در این سه ماهه کاهش دهد. کووید19 یک شوک بود، اما جنگ‌ها، تغییرات اقلیمی یا ویروس دیگری می‌توانند به راحتی زنجیره‌های تامین را در دهه آینده مختل کنند.

مشکل دوم این است که تک‌بعدی دنبال کردن مزیت هزینه منجر به وابستگی به حکومت‌های استبدادی شده است که از حقوق بشر سوء‌استفاده و از تجارت به عنوان ابزاری برای اجبار استفاده می‌کنند. امیدها مبنی بر اینکه ادغام اقتصادی منجر به اصلاحات شود -چیزی که آلمانی‌ها آن را «تغییر از طریق تجارت» می‌نامند- بر باد رفته است: حکومت‌های استبدادی یک‌سوم تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می‌دهند. تهاجم ولادیمیر پوتین به اوکراین به طرز دردناکی وابستگی اروپا به انرژی روسیه را آشکار کرده است. این هفته مک دونالد در مسکو که در سال 1990 افتتاح شد، تحت کنترل محلی دوباره راه‌اندازی شد. مک‌های بزرگ دیگر در منو نیستند. در همین حال، چین ایدئولوژیک و غیرقابل پیش‌بینی شی جین پینگ دارای ردپای تجاری هفت برابری نسبت به روسیه است و جهان برای کالاهای مختلف از مواد فعال دارویی گرفته تا لیتیوم فرآوری شده مورد استفاده در باتری‌ها به آن متکی است.

یکی از نشانه‌هایی که نشان می‌دهد شرکت‌ها در حال تغییر از بهره‌وری به انعطاف‌پذیری هستند، تجمع گسترده موجودی‌های پیشگیرانه است: برای 3000 شرکت بزرگ جهان، این موجودی‌ها از 6درصد به 9 درصد تولید ناخالص داخلی جهان از سال 2016 افزایش یافته‌اند. بسیاری از شرکت‌ها از منابع دوگانه و طولانی‌تر استفاده می‌کنند. قراردادهای مدت‌دار الگوی سرمایه‌گذاری چندملیتی معکوس شده است: 69 درصد از شرکت‌های تابعه محلی است که به صورت محلی مجددا سرمایه‌گذاری می‌کنند، نه شرکت‌های مادر که سرمایه را به آن سوی مرزها می‌فرستند. این بازتاب دهه 1930 است، زمانی که شرکت‌های جهانی با خودکفایی بیشتر شرکت‌های تابعه در خارج از کشور به ناسیونالیسم پاسخ دادند.

صنایعی که تحت بیشترین فشار قرار دارند در حال حاضر مدل‌های کسب‌و‌کار خود را دوباره ابداع می‌کنند، که توسط دولت‌هایی که از اروپا تا هند مشتاق «استقلال استراتژیک» هستند، تشویق شده‌اند. صنعت خودرو در حال کپی‌برداری از تسلای ایلان ماسک با حرکت به سمت یکپارچگی عمودی است که در آن شما همه چیز از استخراج نیکل گرفته تا طراحی تراشه را کنترل می‌کنید. مونتاژکنندگان لوازم الکترونیکی تایوان از سال 2017 سهم دارایی‌های خود در چین را از 50 درصد به 35 درصد کاهش داده‌اند زیرا مشتریانی مانند اپل تقاضای متنوع‌سازی می‌کنند. در حوزه انرژی، غرب به‌جای تکیه بر بازارهای نقطه‌ای تحت تسلط رقبا، به دنبال معاملات بلندمدت عرضه از سوی متحدان است -یکی از دلایلی که برای قطر غنی از گاز دلپذیر بوده است. انرژی‌های تجدیدپذیر همچنین بازارهای انرژی را منطقه‌ای‌تر می‌کند.

خطر این است که پیگیری معقول امنیت به حمایت‌گرایی افسارگسیخته، طرح‌های شغلی و صدها میلیارد دلار یارانه صنعتی تبدیل شود. اثر کوتاه‌مدت این امر نوسانات و تکه تکه شدن بیشتر خواهد بود که قیمت‌ها را همچنان بالاتر می‌برد: شاهد این امر، توجه جو بایدن به تعرفه‌های جدید بر روی پنل‌های خورشیدی است که او در این ماه به دلیل کمبود آن را متوقف کرد. ناکارآمدی بلندمدت ناشی از تکرار بی‌رویه زنجیره تامین بسیار زیاد خواهد بود. اگر یک‌چهارم کل فعالیت‌های چند‌ملیتی را دو برابر می‌کردید، هزینه‌های عملیاتی و مالی سالانه اضافی می‌توانست از 2درصد تولید ناخالص داخلی جهان فراتر رود.

مشکل فضاهای امن

به همین دلیل است که خودداری بسیار مهم است. دولت‌ها و شرکت‌ها باید به خاطر داشته باشند که تاب‌آوری ناشی از تنوع‌بخشی است، نه تمرکز در خانه. بر اساس صادرات کالاهایی که در آن سهم بازار پیشروی بیش از 10 درصد را دارند و یافتن جایگزینی برای آنها دشوار است، کنترل نقاط خفقان استبداد تنها حدود یک‌دهم تجارت جهانی را تشکیل می‌دهد. پاسخ این است که شرکت‌ها را ملزم کنیم تا تامین‌کنندگان خود را در این زمینه‌ها متنوع کنند و اجازه دهند بازار با آن سازگار شود. آیا دولت‌های امروز از عهده وظایف خود بر‌می‌آیند؟ کوتاه‌نظری و انزوا‌گرایی فراوان است، اما اگر شما مصرف‌کننده کالاها و ایده‌های جهانی، به عبارت دیگر شهروند جهان هستید، باید امیدوار باشید که مرحله بعدی جهانی‌سازی شامل حداکثر درجه امکان دسترسی باشد. تعادل جدید بین بهره‌وری و امنیت یک هدف معقول است، زندگی در یک پناهگاه یارانه‌ای نیست.

  • نویسنده : فاطمه رحیمی