محمدبهنام رسولی * گذشته و سرنوشت نیاکان و اجداد ما همواره با آب پیوند مستقیم داشته به صورتی که محل استقرار خود را آبادی و از شکوفایی و پایایی یک منطقه با عنوان آبادانی آن یاد می‌کردند. به عبارت دیگر شرایط خاص جغرافیایی و اقلیمی و سختی و مشقت دسترسی به آب  از قدیمی‌ترین ادوار تمدن ایران به ساکنان آن آموخت که آب را به عنوان جزئی جدایی‌ناپذیر از زمین و  پایه اصلی کشاورزی و زندگی خود همواره گرامی داشته،  ارزش آن را پاس بدارند و برای آن قداست ویژه‌ای قائل شوند چنان که در اساطیر زرتشتی، آفرینش آسمان در چهل روز و ایجاد آب در پنجاه و پنج روز صورت گرفته است. در طی این دوران، نه‌تنها هیچ‌گاه از این ارزش کاسته نشده بلکه همواره  جایگاه و اهمیت آن حفظ شده یا ارتقا یافته است به طوری که با ورود اسلام به ایران نه تنها از قداست آب کم نشد بلکه ارزش معنوی آب افزایش و با مذموم شدن اسراف و استفاده نادرست از آن، دایره ارزش و مسوولیت همگانی در استفاده به مقدار و مناسب از آب توسعه یافت.

کمیابی  و در مواقعی نایابی آب در اقلیم گرم و خشک ایران، در کنار سایر عوامل فرهنگی و دینی، نقشی کلیدی در ارزشگذاری آن در مناطق مختلف و تعیین و تنظیم نظام‌های تقسیم و توزیع آب داشته است به صورتی که به اعتقاد برخی مورخان، شکل‌گیری حکومت‌های محلی در بسیاری از نقاط بر محور مدیریت آب شکل گرفته است. گرچه این کم‌آبی برای اقلیمی چون ایران ذاتی است اما دسترسی به تکنولوژی و فنون جدید مدیریت آب‌های سطحی و استحصال آب‌های زیرزمینی در چند دهه گذشته، موجب شده سرنوشت جدیدی برای این منابع گرانبها رقم بخورد و نحوه نگرش و رفتار نسل‌های حاضر نسبت به پیشینیان در ارتباط با ارزش و جایگاه آب دچار تغییر و دگرگونی شود.

در این بین مطلوبیت توسعه چه در میان مردم و چه در میان دولت‌ها، باعث شده با فشار وارد شده به منابع آب در طی سالیان اخیر و پیرو آن ایجاد توهم دسترسی نامحدود به آب در هر جا، ارزش آن در میان سایر نهاده‌ها و کالاهای اقتصادی افول یابد. فشاری که در مواردی با تغییر و یا بستن مسیر طبیعی رودخانه‌ها و نادیده گرفتن حق‌آبه‌های محیط زیستی،  موجب خشک شدن  و محو بسیاری از ذخایر طبیعی آبی شده، پدیده‌ای که نه تنها در بلندمدت زندگی انسان‌ها بلکه پایداری محیط‌زیست و تنوع‌های اکوسیستمی آن را با چالش‌های جدی مواجه ساخته است.

اگر معیار تغییرات وضعیت آب‌های سطحی را  جریان و حجم روان‌آب آنها درنظر بگیریم، ملاک مشابهی هم می‌توان برای آب‌های زیرزمینی قائل شد و آن، سطح آب‌های زیرزمینی است. پایین رفتن عمق دسترسی به آب در زمین یا همان افت سطح آب، نشان‌دهنده چالش‌های مشابه و حتی شدیدتری در این بخش از منابع آب در کشور است. بر هم خوردن تعادل میان برداشت از آبخوان‌ها در مقایسه با تغذیه طبیعی سالانه آنها در اثر نفوذ آب بارش‌ها، باعث شده نه‌تنها کمیت و موجودیت این منابع استراتژیک و ارزشمند رو به نقصان و کاستی رود بلکه کیفیت و میزان مطلوبیت استحصال آنها نیز دستخوش تغییرات نامطلوبی شود.

همان‌طور که عنوان شد، این افزایش برداشت (خروجی) از منابع نسبت به تغذیه (ورودی) در اثر فراهم آمدن امکاناتی است که پیشینیان ما از آنها برخوردار نبودند اما با ورود تکنولوژی موتور تلمبه‌ها و حفاری چاه‌های نیمه‌عمیق و عمیق در اختیار ما قرار گرفت و بدین طریق حرص و زیاده‌خواهی، جای قناعت و صرفه‌جویی در مصرف قطره‌قطره آب‌هایی که طبیعت با سخاوت خود در اختیار زمین می‌گذاشت را گرفت. تعداد چاه‌ها به طور لجام‌گسیخته‌ای رو به افزایش رفت و آب فراوان استخراج‌شده به مصارفی اختصاص یافت که بعضا از ارزش اقتصادی بالایی برخوردار نبوده و با آبی که  در ظاهر رایگان و بی‌زحمت در اختیار قرار گرفته بود تولید شده بودند.

متاسفانه این باور و فرهنگ استفاده نادرست  تا زمان پدیدار شدن عواقب و نتایج رو به نابودی رفتن منابع آب در طول سالیان اخیر نه‌تنها متوقف نشد بلکه روزبه‌روز تقویت و پشتیبانی شد به طوری که با تصویب قانون تعیین تکلیف چاه‌های فاقد پروانه بهره‌برداری در سال ۱۳۸۹ در مجلس شورای اسلامی نه‌تنها دریافت حق‌النظاره آب‌های زیرزمینی لغو شد بلکه دریافت پروانه برای چاه‌های غیرمجاز تا سال ۱۳۸۵ نیز امکان‌پذیر شد و  بدین ترتیب ضمن شکسته شدن قبح اخلاقی حفر و برداشت آب از چاه‌های غیرمجاز، مختصر وجهی هم که از مالکان چاه‌های کشاورزی بابت نظارت بر حجم و روند استحصال آب جمع‌آوری می‌شد حذف و آب به مثابه کالایی رایگان و بی‌ارزش در سبد نهاده‌های کشاورزی قرار گرفت.

اصرار بر برداشت لجام‌گسیخته آب، کار را به جایی رساند که بخش عمده‌ای از دشت‌های کشور با شرایطی ممنوعه یا ممنوعه بحرانی روبه‌رو شده و شاهد کسری مخزنی در حدود ۱۳۰ میلیار مترمکعب در بخش آب‌های زیرزمینی کشور باشیم.

تشدید فرونشست زمین یکی دیگر از زنگ خطرهایی بود که آینده‌ای نامبارک را با تداوم این روند نوید می‌داد به‌ طوری که میزان فرونشست زمین در برخی از مناطق ایران به بیش از ۳۰ سانتیمتر (۳۰۰ میلیمتر) رسیده است در حالی که بر اساس اعلام مجامع بین‌المللی فرونشست سالانه ۴ میلیمتر از زمین «نشانه بحران» است.

این علائم هشداردهنده، زمینه‌ساز تلاش‌هایی برای تغییر باورها و اصلاح مسیر شد. تعریف طرح احیا و تعادل‌بخشی آب‌های زیرزمینی در پنجمین جلسه شورای عالی آب در سال ۱۳۹۳ و تعریف مجدد آب‌بهای کشاورزی هرچند ناچیز در بودجه سال ۱۳۹۹ (بند ه تبصره ۸ ماده واحده قانون بودجه) بارقه‌هایی از امید را برای بازگرداندن شأن و منزلت واقعی آب پدیدار کرده است گرچه هنوز فاصله با ارزش‌های گذشته زیاد و راه برای تعالی‌بخشی به آب بسیار است.

* گروه مهندسی اجتماعی آبانگاه