دکتر صلاح‌الدین هرسنی * همه قرائن و نشانه‌ها در تل‌آویو حکایت از آن دارند که شمارش معکوس برای پایان صدارت (بی‌بی) یا همان نتانیاهو پس از 12 سال آغاز شده است. البته تا قبل از این، (بی‌بی) معتقد بود که رقبایش برای نشستن بر تخت آهنین نخست‌وزیری توان شکست دادنش را ندارند، اما در حال حاضر ورق بخت (بی‌بی) برگشته است و قرار است تلاشی همه‌جانبه برای پایان دادن به دوران زمامداری او صورت گیرد. به این ترتیب و با تلاشی که برای پایان دادن صدارت 12‌ساله (بی‌بی) صورت گیرد ما باید شاهد سمت و سو‌های این تحولات و سناریو‌های پیش‌رو و مشخصا سناریو‌های محتمل در قبال ایران باشیم.

در بطن و متن تحولات جدیدی که قرار است به صدارت (بی‌بی) پایان دهد، افرادی چون (نفتالی بنت) رهبر حزب (یامینا) و (یائیر لاپید) رهبر حزب (یش آتید) قرار دارند که قرار است پس از چهار انتخابات بی‌نتیجه طی یک سال، با تشکیل دولت ائتلافی به صدارت (بی‌بی) پایان دهند. قطعا این دولت اتئلافی می‌تواند به بن‌بستی که در دو سال اخیر اسراییل در آن گرفتار شده بود، پایان دهد. حال و اگرچه پایان صدارت (بی‌بی) اتفاق و رویداد مناسبی می‌تواند باشد و شاید بتوان گفت که خاورمیانه وقت حاضر با حذف (بی‌بی) در معادلات و مناسبات آن، خاورمیانه بهتری خواهد شد، اما پرسش این است که آیا پایان صدارت (بی‌بی)، به معنای پایان منازعات فزاینده و لاینحل تهران- تل‌آویو خواهد بود؟

 نیک پیداست که پاسخ منفی باشد. از بد حادثه دولت ائتلافی که قرار است به جای (بی‌بی) بر سرکار آید به مراتب راستگرا‌تر و تندرو‌تر خواهند بود و بخشی از راهبرد‌های خود را بر اساس برنامه‌های بنی گاتس رهبر حزب (آبی و سفید) تنظیم کرده‌اند و مهم‌تر آنکه حتی قرار است در این تحولات جدید قدرت در تل‌آویو، (یوسی کوهن) رییس موساد جای خود را به (دیوید بارنیا) دهد. چهره‌ای که گفته می‌شود به جاسوس‌شناسی و جاسوس‌پروری مشهور است. از سوی دیگر به نظر می‌رسد که این تحولات جدید در تل‌آویو تا میزانی تابعی از تحولاتی است که قرار است در ایران رقم بخورد. واقعیت آن است که دولت جدیدی که قرار است طی انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 روی کار بیاید، قطعا اقدامات و واکنش متناسب بابت خرابکاری‌های نطنز و ترور دانشمندان هسته‌ای را در دستور کار قرار خواهد داد و شاید از رهگذر موشک‌های نقطه‌زن حیف و تل‌آویو در تیررس حملات موشکی قرار دهد.

این تحولات از منظر منطق مناسبات موجود در منطقه پرآشوب غرب آسیا خبر خوب و مناسبی برای تهران نیست. قصه تراژیک و غمبار ماجرا آنجاست که موازنه قدرت موجود بین تهران- واشنگتن تحت تاثیر این تحولات تغییر می‌یابد، چرا که بخشی از لابی‌های بایدن گروه‌های اسراییل‌محور به ویژه راستگرایان هستند و قطعا راهبردهای آنها با راهبرد‌های بایدن در قبال رفتار‌های منطقه‌ای ایران در معادلات منطقه همسو می‌شود. آن سوتر، اتفاق دیگری نیز که قرار است در پی این تحولات جدید در مقابله با رفتار‌های منطقه‌ای ایران رقم بخورد، مربوط به (دکترین اختاپوس) است. دکترین اختاپوس تل‌آویو که مبدع آن نفتالی بنت سیاستمدار اسراییلی است، ضمن تقویت (گنبد آهنین) به مثابه مکانیسمی بازدارنده در قبال حملات موشکی جریان‌های مقاومت و ایران، بر این نکته تاکید می‌کند که حمله تل‌آویو به تاسیسات هسته‌ای ایران با حمله مستقیم به ایران همخوانی دارد. این دکترین نه تنها به تاسیسات هسته‌ای، بلکه می‌تواند به نیروهای ایرانی در سوریه و عراق و نیرو‌های نیابتی ایران نظیر حزب‌الله، حماس و انصارالله حمله کند.

از منظر علت‌شناسی و ریشه‌یابی باید بپذیریم که جابه‌جایی و تحولات جدید قدرت تل‌آویو نتیجه اصرار ایران به تداوم رفتار‌های منطقه‌ای و اصرار به جهان (بدون صهیونیسم) در هندسه ژئوپلیتیک غرب آسیاست. از سوی دیگر تضاد‌های ایدئولوژیک و اصرار به نابودی و امحای تل‌آویو علت اصلی شرایط تنازعی فزاینده در آینده روابط تهران- تل‌آویو خواهد بود. در واقع پیگیری و تعقیب مناسبات ایدئولوژیک از سوی تهران در قبال تل‌آویو، نتیجه‌ای جز روی کار آمدن راست‌گرایان و تندرو‌های بدتری از (بی‌بی) در تل‌آویو نداشته است. به این ترتیب اصرار به نابودی اسراییل، نتیجه‌ای جز منازعه فزاینده و شکل‌بندی‌های جدید از قدرت در خاورمیانه علیه ایران نخواهد بود. حال اگر این تحولات با چنین سمت‌وسو‌هایی و همچنین اگر بخواهد با در نظر گرفتن منافع تل‌آویو در نشست‌های وین رقم بخورد، قطعا سطح منازعه تهران- تل‌آویو را در منطقه پرآشوب غرب آسیا به بالاترین سطح ممکن خود می‌رساند؛ منازعه‌ای که به نفع هیچ‌ یک از بازیگران نخواهد بود.

* کارشناس مسائل بین‌الملل