به گزارش جهان صنعت نیوز:  هشداردهندگان باور دارند روزی مردم در چاهی عمیق افتاده است و آنها برای رسیدن به آن باید هر روز به ته چاه بروند و برگردند و بسیاری نیز دست خالی برمی‌گردند و شمار کسانی که به همین دلیل در این چاه بدبختی گیر افتاده و بالا نمی‌آیند هر روز بیشتر می‌شود. با این همه و با وجودی که بیش از 150 کشور جهان توانسته‌اند با یک نسخه واحد و آزمایش پس‌داده تورم را مهار کنند اما در ایران بیش از نیم‌قرن است آدرس اشتباهی درباره دلایل زاد و رشد تورم داده می‌شود و هیچ رییس دولتی حاضر نیست این نسخه جهانی آزمایش پس‌داده موفق را برای اقتصاد بیمار ایران تجویز کند. نسخه این است: بیش از اندازه و ارزش کالاها و خدماتی که تولید و به بازار عرضه شده است در کشور نقدینگی از راه‌های گوناگون تزریق نکنید.

چرا این اتفاق افتاده است؟ واقعیت را باید قبول کرد. بودجه ایران از نظر منابع درآمدی به تنگنا رسیده و همه راه‌هایی که می‌شد و می‌شود برای دولت درآمد کسب کرد بسته شده یا روزنه‌هایی کوچک باقی مانده است. مهم‌ترین و اصلی‌ترین راه درآمد برای دولت‌های ایران صادرات نفت‌خام بوده که به قول معاون اقتصادی رییس‌جمهور سه سال است تنها از راه دور زدن تحریم‌ها و به صورتی دردناک به کشوری مثل چین فروخته می‌شود و معلوم نیست پول آن سر وقت و به درستی و از روال عادی و با قیمت‌های مناسب داده می‌شود یا نه. از سوی دیگر راه خصوصی‌سازی به مثابه راه دیگر درآمد دولت نیز به دلیل رفتارهای خاص و نیز انتقاد از شرایط پیشین و انگیزه‌های اندک برای خرید آنها بسته شده است و از این راه نیز پولی به خزانه دولت ریخته نمی‌شود.

در چنین وضعیتی دولت‌های پیشین از سر ناچاری و با موافقت روسای سه قوه از راه‌هایی به سوی تامین نقدینگی رفته‌اند که نتیجه‌اش بی‌مهار شدن نرخ شده است. این وضعیت تا روزی که سرچشمه اصلی درآمد دولت خشک باشد ادامه خواهد داشت و هر روز نیز بر عمق چاهی که نان مردم در آن افتاده است افزوده می‌شود. حالا این دیگر یک تصمیم حکومتی است که باید اتخاذ شود و به مردم به طور رسمی گفته شود برای یک دوره مشخص و تا تعیین تکلیف با کشورهای قدرتمند بر سر پرونده هسته‌ای و سایر مسائل باید آمادگی پیدا کنند با سفره‌های کوچک زندگی کنند یا اینکه از یک نقطه‌ای به بعد راه را برای باز کردن درآمد اصلی دولت و رفع تحریم‌ها باز کنند.

  • نویسنده : احسان شادی