علی بیگدلی *  مقامات ایرانی در روزهای اخیر اصرار دارند که مذاکرات وین به بن‌بست نرسیده و امیدواری‌هایی وجود دارد اما نشان مثبتی نیز مبنی بر به نتیجه رسیدن این مذاکرات وجود ندارد.

برخلاف آنچه که در ایران گفته می‌شود و حتی ابراز خوش‌بینی‌ای که قبلا در مصاحبه‌ها کرده بودم، شاهد این هستیم که متاسفانه مذاکرات وین با مشکلات متعددی مواجه شده است: از یک سو برخی مواضع ما که مانع حصول نتیجه شده و از طرف دیگر فشارهای داخلی آمریکا به دولت بایدن و تیم مذاکره‌کننده. فشارهای منطقه‌ای که از سوی عربستان وارد می‌شود را نیز نباید نادیده گرفت. همه این مسائل در کنار هم سبب شده که مذاکرات برجام به وضعیت تقریبا بن‌بست برسد.

خواسته ایران که بارها بیان شده لغو همه تحریم‌ها در قبال بازگشت به تعهدات برجامی است که این قطعا غیرممکن است. آمریکا به هیچ وجه حاضر نخواهد شد تمامی تحریم‌ها را یکباره لغو کند. بر این اساس پیشنهاد من این است که لغو تحریم‌ها را به دو بخش تقسیم کنیم و اجازه دهیم که در مرحله نخست تحریم‌های مربوط به متن برجام حذف شود. این کار کمک می‌کند که بخشی از مشکلات موجود کشور حل شود، وضعیت اقتصادی مردم بهبود یابد، عضو سوئیفت شویم و تعاملات بانکی برقرار شود. در واقع با این اقدام یک روان‌سازی در حل مشکلات انجام خواهد شد و بعد از آن می‌توان سراغ رفع تحریم‌های مربوط به اشخاص و نهادها رفت.

ایران تاکنون این موضوع را نپذیرفته و بر موضع خود پافشاری می‌کند. این اما تنها مساله نیست و مشکلات دیگری نیز وجود دارد. مثلا در فضای منطقه نیز ملاقات‌های ما با عربستان متوقف شده و این خبر خوبی نیست. از طرفی شاهدیم که عربستان به این نتیجه رسیده که بشار اسد برای دنیای عرب خطرناک نیست و سوریه در حال بازگشت به جهان عرب است. عربستان رویکرد مشابهی نیز در قبال آقای الکاظمی در عراق دارد و همه اینها موقعیت ما را در منطقه تغییر می‌دهد.

نکته دیگر آن است که در آمریکا نیز فشارهایی در داخل آمریکا به دولت بایدن وارد می‌شود که دلیلش نیز همین جنگ حماس و بیان اظهارنظر غیرضروری آقای هنیه مبنی بر این که همه تسلیحات را از ایران می‌گیرند، است. به اعتقاد من بیان این مساله از طرف رییس دفتر سیاسی حماس نه تنها لازم نبود، بلکه به موقعیت ما و حتی خودشان آسیب زد.

در ارزیابی شرایط موجود از سفر آقای بلینکن به خاورمیانه و اسراییل نیز نمی‌توان غافل بود. تاکید بر ضرورت حل اختلافات ایران و اسراییل و یا اعلام آمادگی یک مقام برجسته آمریکایی برای کمک به بازسازی غزه که تاکنون سابقه نداشته است، مسائلی نیست که بتوان نادیده گرفت.

بر همین اساس معتقدم که موقعیت فعلی برای ایران بسیار حساس است و نباید از دست برود. شاید برخی تصور کنند که انتخابات در ایران بتواند تغییری در وضعیت موجود بدهد اما به اعتقاد من این فقط ساخته و پرداخته ذهن ایرانیان است و آمریکا به هیچ وجه به انتخابات در ایران توجهی ندارد. آنها می‌دانند که دولت در ایران تصمیم‌گیرنده اصلی در مسائل سیاست خارجی نیست.

به عبارت دیگر، انتخابات در ایران و تغییر دولت به هیچ وجه موجب حل مشکلات ما در عرصه سیاست خارجی نخواهد شد و تنها راه ما برای خروج از این وضعیت، تغییر نوع نگاه خود و تغییر استراتژی‌هاست.

دقیق‌تر و روشن‌تر آنکه، این آخرین تیر در کمان ایران است و نباید از دست برود.

نامزدهای ریاست‌جمهوری که وقتی حرف می‌زنند انگار انشاء می‌خوانند نیز باید به این نکات توجه داشته باشند. وقتی که می‌گویند تورم را کمتر می‌کنیم باید متوجه باشند که این کار چه الزاماتی دارد. من شخصا در تماسی که از دفتر آقای رییسی گرفته بودند، گفتم که از قول من به ایشان بگویید تا تحریم‌ها رفع نشود، دولت پیغمبر هم که تشکیل شده باشد نمی‌تواند کاری از پیش ببرد.

نکته آخر اینکه بدتر شدن شرایط در پرونده برجام نیز تحت تاثیر دولت آتی نخواهد بود.

هر دولتی که سرکار بیاید بر مبنای سیاست‌های کلی و اصلی اقدام می‌کند و اگر بنا را بر سختگیری بیشتر در قبال طرف غربی بگذارد، به نوعی نقض غرض کرده و فرمایشات رهبری را زیر سوال برده است.

*تحلیلگر مسائل بین‌الملل