سیدحسین سلیمی * بر اساس بایسته‌های اقتصاد کلان کاهش نرخ ارز ارتباط مستقیمی با کاهش تورم دارد و دولت‌ها همواره به کاهش نرخ ارز به عنوان یکی از راه‌های کاهش قیمت کالاها متوسل شده‌اند. اما به نظر می‌رسد این استدلال اقتصادی با ویژگی‌ها و شرایط امروز اقتصاد ایران همخوانی ندارد و کاهش نرخ ارز به جای آنکه مسیر کاهش تورم را هموار کند، بلای جان فعالان اقتصادی شده است. افت‌و‌خیزهای متوالی نرخ ارز باعث بلاتکلیفی صادرکنندگان و فعالان اقتصادی شده و قدرت پیش‌بینی و برنامه اقتصادی را از آنها گرفته است. صادرکنندگانی که ارز موردنیاز خود را با نرخ بالای 25 هزار تومان تهیه کرده تا نیازهای وارداتی خود را تامین کنند با کاهش ناگهانی قیمت دلار مواجه شده‌اند و اکنون باید با دلاری که 20 درصد بالاتر از قیمت کنونی است وارد بازار تولید شوند.

هر صادرکننده‌ای پیش از آنکه دست به فعالیت صادراتی بزند نرخ ارز فعلی را مبنای فعالیت اقتصادی خود قرار می‌دهد و هزینه‌ها و درآمدهای خود را از پیش برآورد و پیش‌بینی می‌کند که چه میزان ارز در روند فعالیت صادراتی‌اش به کشور بازمی‌گردد. با کاهش ناگهانی نرخ دلار محاسبات بخش خصوصی به هم می‌ریزد و در دام بلاتکلیفی ارزی گرفتار می‌شود. بنابراین تداوم کاهش قیمت دلار بعد از رشد‌های سرسام‌آور ماه‌های گذشته می‌تواند به ورشکستگی بسیاری از صادرکنندگان و فعالان اقتصادی منجر شود. به نظر می‌رسد نرخ ارز طی سال‌های گذشته هیچ‌گاه ثبات قیمتی نداشته و بارها دچار تلاطم قیمتی شده و اثرات خود را بر از بین رفتن تعادل قیمتی در بازار کالایی نیز گذاشته است. بنابراین همه داوطلب نرخ ارز هستند اما ثبات نرخ ارز اهمیت بیشتری از کاهش نرخ آن دارد و تعادل قیمتی تنها در صورت از بین رفتن تلاطمات ارزی ممکن می‌شود.

* عضو هیات نمایندگان اتاق ایران