داریوش قنبری * مواضع برجامی و ترکیب تیم مذاکره‌کننده برخی را در داخل نسبت به اینکه دولت رییسی بنا بر احیای برجام دارد، دچار تردید کرده است اما من تصور می‌کنم با توجه به اینکه مذاکره یا عدم مذاکره تصمیمی است که فراتر از دولت گرفته می‌شود، نباید در این زمینه تردید داشت، به خصوص که دولت رییسی از همان ابتدا تاکید کرده و می‌کند که وارد مذاکره خواهد شد. دولت سیزدهم البته بارها گفته که سرنوشت کشور را به مذاکره گره نخواهد زد و برنامه جایگزینی هم دارد. از آنجا که این برنامه تاکنون تشریح نشده و کسی درباره جزئیات آن نمی‌داند، همچنین با توجه به تصمیمات سیاست خارجی که بر مبنای سیاست‌های کلان اتخاذ می‌شود می‌توان گفت که دولت مستقر راهی غیر از پیگیری مذاکرات ندارد.

درباره کم و کیف مذاکرات اما حرف و تفسیر بسیار است. استراتژی فعلی ایران مذاکره است و اظهارات مقامات دولتی در این باره نیز نشان‌دهنده آن است که اراده دولت مذاکره ثمربخش در جهت رفع تحریم‌هاست؛ اراده‌ای که متاثر از اراده مجموعه نظام است و با تغییر دولت‌ها تغییر نمی‌کند.

ضمن اینکه طرف مقابل یعنی ۱+۴ و آمریکا که از دور دستی بر آتش دارد و از قضا خیلی هم تاثیرگذار است، خواهان به نتیجه رسیدن مذاکرات هستند. از یک طرف ایران خواهان لغو هرچه سریع‌تر تحریم‌هاست و از طرف دیگر طرف مقابل خواهان پایان دادن به نگرانی‌های خود در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران است، بنابراین راهی غیر از مذاکره وجود ندارد.

مشکل اما آنجایی پیدا می‌شود که ایران بر مبنای بی‌اعتمادی‌ای که پیدا کرده خواهان گنجاندن بندهای خاصی در توافق است که با توجه به ساختار سیاسی آمریکا شاید قابل گنجاندن نباشد. پیگیری این مسائل از سوی ایران البته طبیعی و منطقی است اما باید این را هم در نظر داشت که اصرار ایران تا کجا منطقی است و باید ادامه یابد. به هر حال نمی‌توان بر مسائلی اصرار کرد که سبب وقفه جدی در مذاکرات شود.ایران در حال حاضر چند موضوع را پیگیری می‌کند. موضوع اول حذف همه تحریم‌ها است که طرف آمریکایی پذیرش آن را منوط به بررسی و یک توافق جدید می‌کند. از آنجا که توافق جدید بدون طرح خواسته‌های طرف مقابل که از سوی ایران قابل پذیرش نیست، مقدور نمی‌باشد، به نظر نمی‌رسد که این مساله به سادگی حل شود. دومین موضوع مورد انتظار ایران آن است که معاملات و تعاملات بانکی ما مقدور شود. سوم اینکه آمریکا در تصمیم خود و توافق انجام‌شده ثبات داشته باشد و بار دیگر تجربه خروج از برجام تکرار نشود. این هم از جمله مسائلی است که دستیابی به توافق را پیچیده می‌کند چون با توجه به نظام ریاستی در آمریکا دولت بایدن اختیار ندارد که برای دولت‌های بعدی تعیین تکلیف کند. ضمن اینکه قطعا رقابت‌های حزبی هم در تصمیمات سیاستمداران آمریکا موثر است و به این ترتیب هیچ دولتی نمی‌تواند چنین تضمینی به ایران بدهد مگر اینکه توافق در چارچوب معاهده شکل بگیرد و از تصویب کنگره بگذرد. باید دقت داشت که عبور از برجام و توافقی فراتر از آن در شرایط فعلی بسیار دشوار است زیرا اگر قرار به تصویب معاهده باشد باید سنا در آمریکا و مجلس در ایران هم دخیل شوند. این نیز یعنی طولانی‌تر شدن پروسه و سخت‌تر شدن مسیر و به نظر شدنی نمی‌رسد.با همه اینها اما معتقدم که می‌توان توافق جدید را احیا کرد و مستلزم آن است که تیم جدید طی جلساتی مذاکرات را ادامه دهد. نسبت به حصول توافق می‌توان خوش‌بین بود اما قطعا این اتفاق امروز و فردا نخواهد افتاد و حداقل تا پایان امسال زمان نیاز داریم.

* فعال سیاسی اصلاح‌طلب