به گزارش جهان صنعت نیوز: شاهدش همین بیانیه سران سه کشور اروپایی و آمریکا. همان اروپایی که تا چندی قبل به واسطه اختلافاتی که با آمریکای دوران ترامپ داشت، برای ما ظرفیت به شمار می‌آمد حالا از فرصت حضور بایدن در کاخ سفید بهره برده، اختلافاتش را حل کرده و خیلی سفت و سخت مقابل ایران ایستاده است.

آنها نوعی اتحاد علیه ایران تشکیل داده‌اند و در بیانیه خود ضمن طرح برخی ادعاها تاکید کرده‌اند اقداماتی می‌کنند که به زعم خود ایران هیچ وقت نتواند سلاح هسته‌ای بسازد و ایران البته همیشه گفته که چنین نیتی ندارد و الان هم از این بابت نگران نمی‌شود منتها بیانیه مورد بحث نشان می‌دهد که بازگشت و احیای برجام چقدر سخت‌تر از قبل شده است. اروپایی‌ها در این بیانیه آورده‌اند: «ما، رییس‌جمهوری فرانسه، صدراعظم آلمان، نخست‌وزیر بریتانیا و رییس‌جمهوری آمریکا، امروز در رم گردهم آمدیم تا خطراتی را که از برنامه هسته‌ای ایران برای جهان ناشی می‌شود بررسی کنیم. ما قاطعیت خود را در این امر نشان دادیم که تضمین خواهیم کرد ایران هرگز به سلاح هسته‌ای دست نخواهد یافت یا آن را تولید نخواهد کرد.»

سران این چهار کشور همچنین مدعی شده‌اند که اقدام‌های اخیر در افزایش غنی‌سازی، نگران‌کننده بوده و ایران برای برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز، نیازی به این اقدام‌ها ندارد. همچنین ادامه توسعه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران با ایجاد موانع برای فعالیت‌های آژانس در ایران، امکان رسیدن به توافق برجام را از بین خواهد برد.

آنها می‌گویند: اوضاع اما وقتی نگران‌کننده‌تر می‌شود که دقت داشته باشیم طرف شرقی برجام نیز روز‌به‌روز از ما دورتر می‌شود. ایران همیشه روی حمایت‌های روسیه و چین در قضیه برجام حساب کرده بود و اکنون هم در دولت رییسی شاهد تقویت این نگاه هستیم. نتیجه اما به هیچ وجه مطابق خواست ما و امیدبخش نیست و همین است که می‌بینیم بلافاصله بعد از سفر باقری‌کنی به مسکو و رایزنی‌هایش با نماینده روسیه آن‌طور علیه ما موضع گرفته و در واکنش به «تهران‌تایمز» که برای تعیین زمان بازگشت به مذاکره بار دیگر از قید «به زودی» استفاده می‌کند، در حالی که «قرار بود ایران زمان از سرگیری مذاکرات را این هفته اعلام کند.»

ارمغان رم

اینکه ایران در شرایط موجود چه تصمیمی می‌گیرد و چطور رفتار می‌کند تا کمترین گزند از اتحاد شکل گرفته، به منافع ملی برسد بعدا معلوم خواهد شد. در این مرحله اما انتظار می‌رود که تیم دیپلماسی دولت رییسی با توجه به نظرات تحلیلگران داخلی و دیپلمات‌های باتجربه در مسیر تصمیم‌گیری بهتر، دقیق‌تر و کارشناسانه‌تر قرار بگیرد. یکی از این تحلیلگران نیز قاسم محبعلی، مدیرکل پیشین خاورمیانه در وزارت خارجه است.
او در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» به ارزیابی شرایط موجود پرداخته و می‌گوید: «وقتی ترامپ از برجام خارج شد شاهد بودیم که مواضع اروپا و آمریکا نسبت به هم منتقدانه بود اما بعد از آمدن بایدن این مواضع به هم نزدیک شد. در اجلاس اخیر گروه ۲۰ در رم هم دیدیم که مواضع آنها کاملا با هم منطبق شده است و دیگر فاصله‌ای بین سیاست‌های اروپا و آمریکا نیست.»

وی افزود: «بایدن ظاهرا مشکلات خود با فرانسه پیرامون استرالیا را هم حل‌وفصل کرده و در مجموع اروپا و آمریکا دارند به اتحاد فراآتلانتیکی می‌رسند. این اتحاد محورها و موضوعات مختلفی دارد که یکی از آنها ایران است. احتمالا آنها درباره چین هم مواضع مشترکی خواهند داشت یا در رابطه با روسیه که اروپا خیلی مایل است آمریکا را در کنار خود داشته باشد. موضوعاتی مثل محیط‌زیست که قبلا بین آنها اختلاف ایجاد کرده بود هم در جریان حال و فصل است بنابراین به نظر می‌رسد که اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها به اتحادی که همیشه دنبال آن بودند، نزدیک شده‌اند.»
محبعلی در پاسخ به اینکه آیا ایران ظرفیت اروپا برای کمک به احیای برجام را از دست داده است؟ گفت: «اروپا همواره علاقه‌مند بوده و الان هم علاقه‌مند است که مساله هسته‌ای ایران به صورت صلح‌آمیز حل و فصل و برجام احیا شود. این موضع الان هم می‌تواند کمک‌کننده باشد منتها اروپا طرف اصلی ایران نیست و طرف اصلی دعوا و مناقشه با ایران، آمریکاست. اروپا می‌تواند تا حد زیادی کمک کند اما به این شرط که ایران علاقه‌مند باشد مذاکرات پیش برود.»
این کارشناس مسائل بین‌المللی می‌افزاید: «آمریکایی‌ها صراحتا اعلام کرده‌اند که دنبال یک اتحاد بین‌المللی علیه ایران هستند. اروپا را با خود همراه کرده‌اند و اکنون در منطقه نیز از حمایت عربستان سعودی، اسراییل و کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس برخوردار هستند.»

وی درباره اینکه نقش روسیه و چین در شرایط موجود چقدر است؟ نیز گفت: «مواضع روسیه نیز اخیرا نسبت به ایران انتقادی شده است و احتمالا روسیه هم علاقه‌مند شده که به نوعی مشکلات خود را با آمریکا حل و فصل کند و با فاصله گرفتن از ایران به آنها چراغ سبز نشان می‌دهد. به هرحال آنها هم بحث تحریم و اختلافات منطقه‌ای دارند و روسیه نیز احتمالا از اتحاد فراآتلانتیکی نگرانی‌هایی دارد و ترجیح می‌دهد که هزینه‌های خود را کاهش دهد.»
محبعلی ادامه داد: «بنابراین به نظر می‌رسد که ایران بیش از پیش در قضیه هسته‌ای تنها می‌شود. به خصوص که چین هم اخیرا اعلام کرد ما خواستار بازگشت هر دو طرف به برجام هستیم و برجام از همان نقطه‌ای که مذاکرات در وین پایان یافت، باید شروع شود. این یعنی مواضع همه آنها با ایران اختلاف دارد و کسی نیست که از مواضع فعلی دولت ایران حمایت کند.»

او در پاسخ به اینکه آیا شرایط موجود موجب ایجاد تغییر در مواضع ایران نیز خواهد شد یا خیر؟ گفت: «طبیعتا شرایط، تعیین‌کننده مواضع است. یعنی خواسته‌ها و آمال یک بحث است و شرایط محیطی بحث دیگری. مشکلی که الان در ایران وجود دارد، بی‌تجربگی دولت فعلی خصوصا وزارت امور خارجه و مذاکره‌کنندگان و ناآشنایی‌ آنها با مسائل بین‌المللی و دیپلماتیک است.»

این کارشناس مسائل سیاست خارجی همچنین گفت: «به نظر می‌رسد که آنها بیش از درک درست و کارشناسی مسائل بین‌المللی تحت تاثیر جریان‌های تندرو داخلی هستند و بیشتر برای مصرف داخلی صحبت می‌کنند و توجه کمتری به مفهوم سیاست خارجی دارند. یعنی وزارت امور خارجه باید یک نهاد کارشناسی مستقل باشد و به کشور و مسوولان کمک کند تا مواضع درستی اتخاذ کنند اما اکنون وزارت خارجه در این زمینه ضعف دارد و نه تنها قادر به مقابله با تندروها و دشمنان داخلی برجام نیست بلکه خودش هم به دنباله‌روی آنها تبدیل شده و برای حفظ خود سعی می‌کند که نشان دهد با مواضع آنها هماهنگ است.»

اتحادی که قبلا هم بود

با همه این اوضاع و با وجود بیانیه اخیر اروپایی‌ها یا موضع‌گیری متفاوت روسیه هنوز هم شاهدیم که برخی تحلیگران سعی می‌کنند به آینده مذاکرات خوش‌بین باشند. مثلا امیرعلی ابوالفتح تحلیلگر مسائل بین‌الملل که اصرار دارد اتحاد تازه‌ای علیه ایران شکل نگرفته است. او در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» در این باره گفت: «سه کشور اروپایی و ایالات متحده آمریکا هم دیدگاه و هم نظر هستند اما به نظر من الان اتفاق تازه‌ای رخ نداده است. قبل از این هم، دیدگاه آنها نزدیک به هم بود. به خصوص از وقتی که جو بایدن وارد کاخ سفید شد بنابراین اینکه تصور کنیم در اجلاس گروه ۲۰ تحول خاصی رخ داده، درست نیست. فقط چون رهبران این کشورها در یک نشست و کنار هم بودند درباره موضوع ایران هم بحث کرده‌اند. شاید رسانه‌ها این‌طور القا کنند که اتحادی علیه ایران شکل گرفته اما این اتحاد از قبل هم بوده است. من تفاوت معناداری بین پیش از نشست گروه ۲۰ و بعد از آن در ارتباط با موضوع ایران نمی‌بینم.»او در واکنش به اینکه در ایران و مشخصا در دولت روحانی حساب ویژه‌ای روی همراهی طرف اروپایی برای احیای برجام می‌شد، گفت: «در دولت آقای روحانی هم حسابی روی اروپا باز نشده بود و مشخص بود که ظرفیت آنها چقدر است. حتی اروپایی‌ها نتوانستند که اینستکس را اجرایی کنند. البته ایران علاقه‌مند بود که اروپا نقش قابل توجهی را به عهده بگیرد اما همان وقت هم مشخص بود که اروپا نمی‌تواند چنین مسوولیتی را به عهده بگیرد، یعنی نه اراده‌ای در این زمینه داشتند و نه شرکت‌های اروپایی مایل بودند که خیلی مقابل اقدامات آمریکایی‌ها بایستند.»این کارشناس مسائل بین‌المللی افزود: «الان هم کسی خیلی روی اروپا حساب باز نمی‌کند. درست است که مذاکراتی با نماینده سیاست خارجی اتحادیه اروپا صورت می‌گیرد، اما در ایران همه می‌دانند که ظرفیت اروپا چقدر است و اروپا زمانی اروپا است که ایالات متحده از آن پشتیبانی کند. در غیر این صورت اگر قرار باشد رودرروی آمریکا قرار بگیرد، ضعف‌ها و ناتوانی‌هایش نمایان می‌شود. از این جهت بعید می‌دانم که در دولت آقای روحانی هم کسی بیش از آنچه که واقعیت داشت روی اروپا حساب باز کرده باشد.»

موضع طرف شرقی

ابوالفتح در پاسخ به اینکه آیا مواضع اخیر روسیه و چین حاکی از سخت شدن اوضاع برای ایران نیست؟ گفت: «من این‌گونه نگاه نمی‌کنم. همه کشورهایی که در برجام بودند، مایل هستند مساله سریع‌تر حل شود و آمریکا و ایران به تعهدات خود برگردند. روسیه و چین هم از همین منظر نگاه می‌کنند، اما تفاوتشان با اروپایی‌ها این است که برخلاف آنها که نمی‌خواهند باور کنند یا نمی‌خواهند به زبان آورند، مسوولیت این وضعیت را متوجه ایالات متحده می‌دانند. در عین حال مسائل منع‌اشاعه هسته‌ای هم وجود دارد و وقتی ایران غنی‌سازی را افزایش می‌دهد و ذخایر بیشتری از اورانیوم غنی‌شده دارد، مساله خوشایند چین و روسیه هم نیست، زیرا آنها از منظر عدم اشاعه هم به موضوع نگاه می‌کنند و مایل نیستند که کشوری به سمت سلاح هسته‌ای حرکت کند. اما تفاوت این است که روسیه و چین به این نکته اذعان دارند و می‌گویند که مسوولیت وخامت اوضاع به عهده ایالات متحده آمریکا است و باید به تعهدات خود برگردد تا ایران هم گام‌های خود را به عقب برگرداند.»

وی افزود: «روسیه و چین از این جهت علاقه‌مند هستند که مذاکرات زودتر صورت بگیرد، چون نگرانی‌ها درباره فعالیت هسته‌ای ایران وجود دارد و نمی‌توان آن را کتمان کرد. در عین حال می‌دانند که این مشکل را آمریکایی‌ها ایجاد کرده‌اند و اگر جو بایدن بخواهد، می‌تواند مساله را به سرعت حل کند، بنابراین مواضعی دارند که بین اصرار برای از سرگیری مذاکرات و اینکه مسوولیت به عهده آمریکاست، تفکیک قائل می‌شود.»
این تحلیلگر مسائل بین‌المللی در پاسخ به اینکه در شرایط موجود چقدر می‌توان به ازسرگیری و مهم‌تر از آن، ثمربخشی مذاکرات برجامی آتی امیدوار بود؟ گفت: «همیشه باید خوش‌بین باشیم اما به نظر نمی‌رسد که به سرعت توافقی حاصل شود زیرا فاصله بین دیدگاه ایران و آمریکا خیلی زیاد است. آمریکایی‌ها به فردای بعد از توافق و ایرانی‌ها به روز توافق نگاه می‌کنند. از نظر ما توافق خیلی قابل حصول است و کافی است آمریکا بگوید من به برجام برمی‌گردم تا ما هم به تعهدات خود بگردیم و به تعبیر عامیانه همه چیز به خیر و خوشی تمام شود. آمریکایی‌ها اما به فردای توافق نگاه می‌کنند و خود توافق برایشان حائز اهمیت نیست. آنها می‌خواهند بدانند اگر توافق شد، آیا ایران حاضر است که درباره مسائل موشکی و منطقه‌ای یا حقوق بشری هم مذاکره کند یا خیر. چون ایران صراحتا اعلام کرده که در این سه حوزه مذاکره نمی‌کند، رسیدن به توافق دشوار شده است. اگر ایران آن پالس‌هایی را که آمریکایی‌ها مایل هستند ببینند داده بود چه‌بسا تا حالا وارد برجام شده بودند اما الان وارد نمی‌شوند چون مشکل آنها فقط برجام نیست و به فردای برجام نگاه می‌کنند. از این جهت من فکر می‌کنم حتی اگر توافقی صورت بگیرد که خیلی هم زود نخواهد بود، توافقی است که در لحظه- چه در دولت بایدن و چه در دولت بعدی- می‌تواند از بین برود زیرا آنها به موضوع نگاهی دارند که با نگاه ایران تفاوت دارد.»

سخت‌تر از سخت

به این ترتیب فرقی ندارد که مثل محبعلی قائل به شکل‌گیری اتحادی علیه ایران در حاشیه اجلاس بیست و سخت شدن اوضاع باشیم یا مثل ابوالفتح شرایط را کمافی‌السابق توصیف کنیم؛ آنچه که درباره آن اتفاق‌نظر وجود دارد این است که اوضاع خوب نیست. به این معنی که طرف‌های غربی و حتی شرقی برجام نظرات و مواضع به‌هم ‌نزدیکتری دارند و این ما هستیم که نگاهمان متفاوت است. مذاکرات هم شاید در پیش باشد اما امیدوارکننده به نظر نمی‌رسد. اگر قدری بدبین‌تر باشیم حتی مثل ابوالفتح به این نتیجه خواهیم رسید که به فرض ثمربخشی این مذاکرات هم شاهد توافقی ماندگار نخواهیم بود. همه اینها اما یک معنی بیشتر ندارد و آن سخت‌تر شدن زندگی در ایران است. این وضعیت و فشار تحریمی حتی اگر بیشتر نشود و همین قدر بماند، روز‌به‌روز مردم را بیشتر به چالش می‌کشد و به نظر هم نمی‌رسد که دولت محترم با وجود همه وعده‌ها و شعارها راهکار و برنامه جایگزینی داشته باشد که در صورت عدم توافق، تنگناهای معیشتی را کاهش دهد.

  • نویسنده : آرزو فرشید