به گزارش جهان صنعت نیوز: مقام معظم رهبری در دیداری که سال‌ها قبل و در زمان ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی با هیات وزیران وقت داشتند این بخش از فرمان حضرت علی(ع) را تشریح کرده بودند. ایشان در این دیدار که به مناسبت آغاز هفته دولت برگزار شده بود، گفته بودند: «ویرانی زمین از تنگدستی مردم زمین حاصل می‌شود. به او دارند می‌گویند؛  این سرزمینی که تو داری میروی آنجا، اگر مردمش را توانستی ثروتمند کنی، آباد خواهد شد. اگر مردم را فقیر نگه داشتی یا فقیر کردی و نتوانستی، این سرزمین آباد نخواهد شد. این سرزمین ویرانه خواهد ماند. مردم تنگدست می‌‌شوند که تقصیر فرمانروایان‌شان است. فقر مردم، گناه فرمانروایان است. آنها هستند که موجب فقر مردم می‌شوند. چون آنچه را که از ثروت و منافع به دست می‌آید، برای خودشان می‌خواهند که این موجب فقر مردم می‌شود.»

در  سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اوضاع اقتصادی ایرانیان اگر چه نوسان و افت و خیز مشهود داشته است اما جهت کلی اقتصاد اجتماعی و بلکه اقتصاد کشور رو به تنزل بوده چنانکه اگرچه درآمد ناخالص داخلی ایران به طور رسمی به نسبت ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی افزایش یافته اما درآمد سرانه براساس نرخ واقعی تورم جهانی و منطقه‌ای ایران از حدود 10 هزار دلار در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در سال 1357 به حدود 7 هزار دلار یا کمتر در سال 1399 رسید که با توجه به شرایط پس از تحریم‌های ایالات‌متحده این رقم کاهش نیز داشته است. همچنین میزان عددی درآمد سرانه ایرانیان به ریال، طی سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی افزایش یافته ولی قدرت خرید ایرانیان به نحو چشمگیری کاهش داشته است چنانکه یک ایرانی در سال 1356 با حداقل حقوق خود می‌توانست 74 کیلوگرم گوشت قرمز خریداری کند اما همان ایرانی با حداقل حقوق خود در سال 1401 می‌تواند تنها حدود 20 کیلوگرم گوشت قرمز تهیه کند که این میزان در سال جاری و با توجه به افزایش قیمت گوشت قرمز، کمتر شده است. این امر به خوبی نشان می‌دهد که وضعیت اقتصادی شهروندان ایرانی به نحو موثر و ملموسی بدتر شده است.

در عین حال ایرانیان به نسبت سال‌های گذشته همواره فقیر و فقیرتر شده‌اند و اگر برخی مقامات ارشد و چهره‌ها اظهار می‌دارند که ضریب جینی در ایران کاهش و شکاف طبقاتی در کشورمان کمتر شده است، این تحول به فقیرتر شدن قشر ثروتمند بازمی‌گردد نه ثروتمند شدن قشر فقیر. در این‌باره باید توضیح داد که با تقلیل سهم قشر ثروتمند و مرفه از کیک اقتصاد ایران، این قشر به لحاظ  رتبه و فاصله اقتصادی به سایر اقشار جامعه نزدیک شده و به همین دلیل ضریب جینی کاهش یافته است. در عین حال میزان جمعیت زیر خط فقر در ایران، طی سال‌های گذشته همچنان در حال افزایش بوده است. چنانکه در سال 1357 حدود 20 درصد از ایرانیان زیر خط فقر قرار داشتند اما این میزان در سال 1368 و پایان جنگ تحمیلی به حدود 40 درصد رسید و در پایان قرن 13  در سال 1400، میزان جمعیت زیر خط فقر به حدود 52 درصد رسیده است. به‌طور غیررسمی گفته می‌شود که در سال جاری حدود 60 درصد از افراد جامعه در زیر خط فقر هستند و بخش عمده‌ای از آنها زیر خط فلاکت قرار دارند.

این شرایط بر زندگی فردی و خانوادگی ایرانیان اثر گذاشته و این زندگی را حقیرتر کرده است. مثلا به عنوان یک قرینه قابل اعتماد، مصرف گوشت قرمز در ایران از حدود 16 کیلوگرم برای هر نفر در سال 1356 به حدود 12 کیلوگرم برای هر نفر در سال 1368 و به حدود 6 تا 7 کیلوگرم در سال 1400 رسید، البته گفته می‌شود یکی از دلایل کاهش مصرف گوشت قرمز در ایران، افزایش میزان مصرف گوشت مرغ بوده است. این سخن البته درست و واقعی است اما پرسش مهم آن است که آیا تغییر ذائقه و رویکرد مصرف ایرانیان از گوشت گوسفند و گاو به گوشت مرغ علل اقتصادی داشته است و آیا مردم به میل خود- و یا اجبار- این تغییر را صورت داده‌اند.

مصرف لبنیات هم در سال‌های گذشته و با گران شدن مرحله‌ای لبنیات، کاهش داشته است و ایرانیان کمتر از فرآورده‌های لبنی استفاده‌ کرده‌اند. نگارنده در مورد مصرف لبنیات در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران اسناد قابل اعتمادی پیدا نکرده، اما مصرف این ماده مهم و اساسی در زندگی انسان، طی سال‌های اخیر کاهش چشمگیری داشته است. ابتدا این نکته مهم یادآوری می‌شود که متوسط مصرف سالانه لبنیات در جهان بیش از 150 کیلوگرم است که سازمان خواروبار جهانی (فائو) توصیه می‌کند این میزان به 300 کیلوگرم برای هر نفر در سال برسد، اما در ایران این میزان در سال گذشته تنها 70 کیلوگرم برای هر نفر بوده که براساس برآورد‌های کنونی، این میزان به حدود 50 کیلوگرم برای هر نفر در سال کاهش یافته است. البته کارشناسان تغذیه و پزشکان در این‌باره هشدار می‌دهند که این کاهش می‌تواند در سلامت جسمی و استخوان‌بندی ایرانیان و نسل‌های بعدی تاثیر منفی جدی بگذارد؛ تاثیری که آثار آن در آینده مشخص می‌شود.

فقیر شدن ایرانیان تاثیرهای اجتماعی نیز داشته است. چنانچه به موازات کاهش سطح درآمدی، در ایران سرقت و تعداد سارقان افزایش و سن سارقان کاهش داشته است. نکته قابل توجه در این باره آن است که در میان سرقت‌های افزایش یافته موضوع سرقت هم تغییر پیدا کرده است چنانکه تمایل سارقان از سرقت کالاهای قیمتی و حفاظت‌شده مانند طلا و طلافروشی‌ها به سرقت کالاهای کم‌قیمت و بی‌حفاظت یا کمتر‌حفاظت‌شده مانند موبایل، سرپوش کانال‌های برق، کابل برق و مانند آن تغییر پیدا کرده است. نکته تاسف‌انگیز آن است که در جریان سرقت کابل‌های فشار قوی تاکنون چند نفر کشته شده‌اند ولی باز هم این‌گونه سرقت‌های خطرناک و مرگبار ادامه پیدا کرده است.

اشتغال به شغل‌های پست مانند زباله‌گردی نیز زیاد شده و تعداد افراد بی‌خانمان که اصطلاحا کارتن‌خواب نامیده می‌شوند رو به ازدیاد است. برای خانواده‌های متشخص، وضعیت و سختی‌های موجود چند‌شغله‌بودن اعضای خانوار را باعث شده است چنانکه اگر پیش از پیروزی انقلاب اسلامی عمدتا یک عضو خانوار درآمدزا بود و سایر اعضا از همان درآمد ارتزاق می‌کردند اکنون مرد و زن فعالیت شغلی دارند گاهی فرزندان نیز کارهای فصلی یا دائمی دارند و درآمد ثابت یا موقت دریافت می‌کنند و در نهایت چندشغله‌بودن در مورد سرپرست خانوار رواج دارد. در چنین شرایطی، نه فقط تشکیل خانواده که فرزندآوری نیز ریسک زیادی دارد و جوانان تن به ازدواج، تشکیل خانواده و فرزندآوری نمی‌دهند چرا که برای انجام این ریسک چشم‌اندازی قابل اعتماد و قابل اتکا نمی‌بینند، به همین دلیل همه تمهیدات و تدابیری که برای تشویق به فرزندآوری از سوی مجلس و دولت جمهوری اسلامی ایران اتخاذ شده نتیجه‌ای قابل قبول نداشته است.

تردیدی نیست که دولت‌های گوناگون جمهوری اسلامی در ایران دستاوردهای گوناگونی داشتند که این دستاوردها همگی پیشرفت‌هایی در کشور به وجود آورده است اما با همه این پیشرفت‌ها، هنوز برخی صنایع که مشتری همگانی و مصرف‌کننده عمومی دارند، مانند خودروسازی، از برآورده کردن رضایت عمومی فاصله زیادی دارد و علاوه بر آن همه این پیشرفت‌ها نتیجه شیرینی برای بدنه جامعه و قشر متوسط و فقیر دربر نداشته است. شهروندان ایرانی می‌پرسند چه لذتی دارد که یک فرد در کاخی باشکوه زندگی کند ولی از گرسنگی جان دهد؟

  • نویسنده : حمید تهرانی